تبليغاتX
دردنوشته هاي دانشجوي مسلمان

كالبدشكافي يك حلقه

در سال 1368 ه.ش پس از معرفي سيد محمد اصغري به عنوان نماينده رهبر معظم انقلاب اسلامي و سرپرست موسسه كيهان افرادي چون : ماشاءالله شمس الواعظين ، رضا كفاش تهراني ، رخ صفت ، هادي خانيكي ، امين زاده ومحمد عطريان فر كه تا پيش از اين كيهان فرهنگي را تحت تاثير آرا وانديشه هاي سروش منتشر مي كردند ، از كيهان خارج مي شوند . عطريان فرد به موسسه همشهري مي رود و رضا تهراني ، شمس الواعظين واحمد شامخي ، برادر محمود شامخي - داماد عزت الله سحابي- ماهنامه كيان را در سال 1370 ه.ش منتشر مي سازند .اينان در ابتدا قصد داشتند نام « نمون» را براي نشريه خود برگزينند ، ولي از آنجا كه بنياد كيان آمريكا درصدد انتشار نشريه اي در داخل كشور بود ، اين طيف از طريق محجوب - عضو شوراي بنيان كيان آمريكا نمايندگي اين بنياد را مي پذيرند. دست اندركاران ماهنامه كيان با عناصري همچون بيژن حكمت ( ضد انقلاب فراراي از كشور) ، رامين جهانبگلو ، داريوش شايگان ( از همكاران ساواك و از عناصر دفتر رضا پهلوي ) ، ميرزا آقا عسكر ( معروف به ماني و از عناصر وابسته به سازمان چريكهاي فدايي خلق ) و ... غيره مرتبط گردند.

محمد قوچاني - نويسنده روزنامه هاي زنجيره اي - در 29 ارديبهشت ماه 1370 ، در مقاله اي در روزنامه عصر آزادگان ، با اشاره به حلقه كيان مي نويسد : 107 نويسنده روشنفكر و سياستمداري كه در بيست وهفتم تير ماه 1374 آن نامه را امضاء كرده بودند ، وارثان نسلي از مردان انقلابي دهه 50 بودند كه با گذر از دهه 60 به اصلاح طلبان دهه 70 تبديل شدند و آن نامه چون فهرست راهنماي جمعي از آنان به كار مخالفان اصلاحات مي آمد ... اندكي پس از خشك چوبه هاي آتش گرفته كيهان فرهنگي و زن روز سابق دو نشريه جديد برآمدند . چنانچه « سروش نوجوان » به جاي « سوره بچه هاي مسجد » نشسته بود ، « كيان » به جاي «كيهان فرهنگي» و « زنان « به جاي « زن روز» منتشر شد .

پيوند با بنيانهايي همچون كيان و سازمان سيرا و ارتبا ط با هسته هاي مطالعاتي اپوزوسيون خارج از كشور از يك سو ، وگرايش به سمت نهضت آزادي و گروههاي ملي گرا از سوي ديگر ، اين حلقه را در محل به حلقه ميانجي و جريان كاتاليزور،تبديل كرد. ظهور اين جريان التقاطي و پيوند تئوريك آن با اپوزيسيون داخل و خارج از كشور ، طراحان و هدايت گران پروژه استحاله جمهوري اسلامي را به پيروزي استراتژيك خود اميدوارتر ساخت.

در حالي كه محمد ابراهيم اصغر زاده ، عباس عبدي ، هادي خانيكي و گروهي ديگر از اعضاي شوراي سردبيري و مديديت روزنامه كيهان نيز پس از استعفاي سيد محمد خاتمي از آن موسسه و ورود آقاي سيد محمد موسوي خوئيني ... به صحنه مطبوعات ، «روزنامه سلام »را به جاي «روزنامه كيهان» منتشر كرده بودند ، ماهنامه زنان پس از مدتي راه دفاع از زنان را چنان طي كرد كه با نام مستعار « كيان دخت» به طعنه از سوي محافظه كاران ، ارگان تلاشهاي فيمينيستي روشنفكران به اصطلاح ديني نام گرفت .

كيان اما فراتر از نشريه تئوريك ( كه مانند دستگاه تئوري سازي روشنفكران به اصطلاح ديني عمل مي كرد ) ، حلقه اتصال جريان هاي متفاوت نسل جديد شد كه در حال قوام و شكل گيري بود .

تجديد طلبي و رفرم ديني افقي بود كه در ديدگاههاي جريان التقاطي كيان نمايان شد . اين موضوع در واقع ترويج تئوري اسلام منهاي سياست و روحانيت وهمچنين باز توليد تفكرات روشنفكري وابسته به غرب و طيفهاي شكست خورده اوايل انقلاب بود.

به جز حلقه هاي چهارشنبه كيان در واپسين چهار شنبه ماه ، جمع بزرگي از روشنفكران به اصطلاح ديني براي ضيافت شامي گرد هم ميآمدندو در اين حلقه هاي چها رشنبه بود كه نامه هايي چون 107 نفر شكل گرفت . حلقه كيان زماني راديكال تر شد كه افزون بر نيروهاي فرهنگي تشكيل دهنده آن در پايان دهه 60 ، گروهي از جوانان انقلابي عبور كرده از دهه 60 نيز بدان پيوستند . اينان كه با درگذشت امام خميني (ره) و بركنار ماندن جناح چپ از قدرت ، نهادهاي سياسي وامنيتي را وانهاده بودند و به حلقه فكري روشنفكران به اصطلاح ديني جديدي پيوسته بودند ، پس از مدتي هسته اصلي آن را تشكيل دادند : چنان كه در همان نامه 107 نفره نام چهره هاي شاخص از ايشان به چشم مي خورد.

رفته رفته زمينه راسيوناليسم ( خرد گرايي مفرط ) ، فهم سكولار ودنيايي از دين ، كثرت گرايي هاي معرفت شناختي ، تجدد ورفرم ديني در ديدگاههاي آنها خودبيگانگي وخودباختگي آنها را دو چندان كرد و با گسترش مفاهيمي همچون پلوراليسم ديني ، كثرت گرايي فرهنگي ، سكولاريسم ، تسامح وتساهل ، ذهنيت وباور خود را نسبت به تئوريهاي جهاني به معرض نمايش گذاشتند .

مصطفي تاجزاده و محسن آرمين - از اعضاي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي !! كه روزگاري سنگ بناي كميته هاي انقلاب را تشكيل مي داد - آن گاه كه در زمره 107 نفر قرار گرفتند ، مدتها بود كه معاونت وهمكاري با سيد محمد خاتمي در وزارت فرهنگ را به همراه او وانهاده بودند . « محسن سازگارا» ( عضو شاخه نهضت آزادي در آمريكا ) تا همراهي با بهزاد نبوي در وزارت صنايع سنگين راه درازي را سپري كرده بود تا به حلقه كيان بپيوندد . عباس عبدي به سيد محمد موسوي خوئيني در دادستاني انقلاب پيوسته و به همراه او ، آنجا را رها كرده بود تا در مركز مطالعات استراتژيك رياست جمهوري !! ، آمادگي هاي ورود به عرصه سياست را تمرين كند و در چهره يك نويسنده حرفه اي ظاهر شود .

عماالدين باقي وارد حوزه هايي شده بود كه او را به حلقه كيان متصل مي ساخت . علي رضا علوي تبار به عضويت در تحريريه ماهنامه كيان روي آورده بود تا چون آموزنده اي وفادار به عبدالكريم سروش عمل كند و هاشم آغاجري نيز چنين بود و در عصر ما حلقه اتصال دو نسل روشنفكري ديني عصر شريعتي و روشنفكران جديد را برقرار مي كرد .محسن كديور نيز همين رابطه را ميان مرتضي مرديها و روشنفكران نسل جديد برقرار ميكرد .

از همه مهمتر در آن 107 نفر امضا كنندگان نامه شكوائيه به اكبر هاشمي رفسنجاني مغز سياسي حلقه كيان ، آنكاه مي توانست تشكيلاتي از آن جمع برپا كند ، جهانگير صالح پور يا بهتر بگوئيم كسي جز سعيد حجاريان نبود . اگر حميد رضا جلايي پور را در اين مجموعه به شمار آوريم ، آنگاه اذعان خواهيم كرد كه بخش عمده اي از اقتدار رسانه اي ، وحتي تشكيلاتي اصلاح طلبان از آن حلقه جديدي از روشنفكران به اصطلاح ديني است كه روزهاي چهارشنبه در دفتر مجله كيان شكل مي گرفت . طي سالهاي اخير عمده روزنامه هاي تاثير گذار جنبش اصلاح طلب ( جامعه ، طوس ، نشاط ، عصرآزادگان ، صبح امروز ، آفتاب مروز ، خرداد، فتح و ...) و نيز هفته نامه هايي چون بهمن ، بهار ، راه نو ، را اين حلقه هدايت كرده بود .و بسيار ساده انگارانه است كه نقش اين حلقه را در اتفاقات و رويدادهاي بعد از سوم تير را كمرنگ پنداريم و اين در حالي است كه تمام توان اين مجموعه براي بازگشت دوباره به عرصه قدرت گذاشته شده و دراين مسير از تمام ظرفيت ها و امكانات بهره مي گيرند . فقط كافي است تحليلي نو و جامع از فرداي سوم تير تا امروز داشته باشيم ....

پس هشداري دوباره و هوشياري !!!

مطالب خواندنی :

همین مطلب در سایت جام نیوز

تئوریسین ها به پیش...!

دانشگاه آزاد زیر ذره بین

آتش فتنه چگونه زبانه گرفت؟

من خاتمی هستم،به من حمله کنید!

بازي خاتمي براي رياست جمهوري دهم

 

نوشته شده توسط دانشجوي مسلمان در ساعت 22:15 | لینک  | 

وفا كنيم و ملامت كشيم و خوش باشيم

بسم الله الرحمن الرحیم

«فلما دخلو علیه قالوا یا ایها العزیز مسنا واهلناالضر وجئنا ببضاعه مزجاه، فاوف لناالکیل و تصدق علینا، ان الله یجزی المتصدقین»

خدمت مقام معظم رهبری ، ولی امر مسلمین سلام عرض نموده ، تشریف فرمایی حضرت عالی را به دانشگاه شیراز ، قلب پایتخت فرهنگی ایران اسلامی خوش آمد عرض می نماییم و یاد دانشجوی شهید محمد مهدوی را گرامی میداریم .

جنبش دانشجویی رسالت اصلی خود را ارتقا سطح فکر واندیشه دانشجویان وجامعه می داند و در راستای این رسالت ، بدون هیاهو وغوغا سالاری ، نظرات خود را با منطق واستدلال با مردم در میان میگذارد .

انجمن های اسلامی پس از پشت سر گذاشتن دوره ای از رکود و سیاست بازی و فاصله گرفتن از آرمانهای انقلاب اسلامی و دغدههای مردمی ودانشجویی ، به هویت اصلی اسلامی ایرانی خود بر پایه ایمان ، عقلانیت و آرمان گرایی بازگشته اند.

انجمن های اسلامی در دهه اخیر با شعار نقد حاکمان بدون نفی حاکمیت پا به میدان نهاده اند و بینش وبصیرت سیاسی را ارجح بر سیاسی کاری قلمداد می کنند .

رهبر گرانقدر:

اگر چه رکود سیاسی واقع در فضای دانشگاه قابل بحث است ، اما می خواهیم اصل صحبت را بر مبنای دردی که سالهاست در جامعه مطرح است و هنوز درمان نگشته ، قرار دهیم.

فساد وبی عدالتی سبب پوسیدگی حکومت از درون می شود و بنیان آن را ویران می سازد . چرخه قدرت و ثروت آفتی است مهلک که برخی عوامل بوجود آورنده آن عبارتند از:

-عدم نظارت و ضعف دستگاههای نظارتی واجرایی

-مسابقه رفاه وتجمل در میان مسئولین

-بی اعتنایی به گسترش شکاف طبقاتی و فقر در ذهن وعمل برنامه ریزان

-همچنین تسامح در مبارزه با مفاسد نوعی همدستی با فاسدان ومفسدان است و در امر مبارزه با فساد نباید هیچ تبعیضی برای فرد یا نهادی قائل شد .

پس با چنین دید گاهی و در راستای مطالبه ، ترویج فرهنگ پرسش گری و پاسخگویی و احیای اصل رکین امر به معروف وهنی از منکر وارد شدیم و با همکاری سایر دوستانمان در سایر تشکل ها ، «مجمع دانشجویی مطالبه آرمانهای انقلاب اسلامی »، تشکیل شد.

خوشبختانه این مجمع قدمهای خوبی در خصوص مبارزه با مفاسد اقتصادی برداشته ، هر چند بعضی مسئولان قضایی بیش از 10تن از دانشجوایان را به خاطر روشنگری و انتشار کاریکاتورهای یکی از روزنامه های کثیر الانتشار به دادگاه احضار کرد .

آیا وظیفه دستگاه قضایی برخورد با مفسدان اقتصادی است یا برخورد با دانشجویانی است که صرفا به مطالبه آرمانهای انقلاب اسلامی روی آورده اند ؟؟ در این ماجرا جنبش عدالتخواهی به وظیفه عدالت خواهی خود عمل نمود ، هرچند که کوتاهی دستگاهای اجرایی وقضایی را شاهد بود .

فرمان 8 ماده ای حضرت عالی در خصوص مبارزه با مفاسد اقتصادی نشان از لزوم عزم قوای 3 گانه در این مقوله دارد ولی نغمه هایی که از برخی دستگاهها بویژه دستگاه قضایی شنیده می شود حاکی از عدم اعتقاد به مبارزه با مفاسد اقتصادی و حتی در مواردی انکار وجود مافیا و مفسدین اقتصادی می باشد .

پرسش بسیار جدی در این مقوله این است که قوه قضائیه که عدالت طلبی رسالت اصلی آن است ، چرا به تئوریسین اقتصاد لیبرالی و سیاست درهای باز تبدیل شده و مدعی العموم به جای برخورد با مفسدین پررو وزرنگ به برخورد با دانشجویان عدالتخواه می پردازد .

بحث رفع تبعیض ها ، بی عدالتی و زورگویی و وقاحت خطاکاران ، دغدغه اصلی دانشجویان است.ما در نقش مغز وگلوی پرتوان وآگاه جامعه عمل نموده وآرمانها را فریاد خواهیم کرد و اجازه نخواهیم داد که فریاد آرمانها در کشاکش مصلحت ها خاموش گردد . بازوان این پیکر که کارگزاران نظام هستند را به عملگرایی انقلابی و خروج از سستی وانفعال دعوت مینماییم ، در این راه طعن طاعنان و سرزنش فرومایگان تاثیری نخواهد داشت .

گفتمان انقلاب اسلامی ، ناظر به حقایق است و به زمان ومکان رنگ وبوی الهی می دهد و وقایع جدید را در پرتوی آن حقایق خلق مینماید و کسانی که به بهانه عملگراییدست از آرمانها شسته اند و با کج فهمی و راحت طلبی طی طریق می کنند و آرمانخواهی و عدالت طلبی را مفاهیمی انتزاعی می خوانند باید به گفتمان اصیل انقلاب بازگردند.

نکته پایانی صحبت ما این است که با وجود همه اختلاف سلیقه ها و عقاید که در بین ما دانشجویان وجود دارد همه جهانیان بدانند که در مقابل هجمه دشمن ، ما متحد ایستاده ایم و سرسوزنی از حقوق بین المللی خود عقب نشینی نخواهیم کرد .

مرید طاعت بیگانگان مشو حافظ

ولی معاشر رندان پارسا می باش

امید که راهنماییها و فرمایشات حضرت عالی چراغ راه همه دلسوزان باشد .

در بیابان طلب گر چه زهرسو خطریست

میرود حافظ بیدل به تولای تو خوش

با تشکر از صبر وحوصله حضرتعالی

(نکته حضرت آقا در خصوص بیانات نماینده انجمن اسلامی دانشگاه شیراز)

«در بيانات نماينده‏ى انجمنهاى اسلامى دانشگاه شيراز هم حرفهاى خيلى خوبى گفته شد كه اينها حرفهاى دل ماست. اينجا هم من اين بيان را يك پرداختى بكنم: ببينيد، شما ميگوئيد كه ما شعار عدالت ميدهيم؛ دانشجو را ميگيرند، اما آن كسى را كه به عدالت صدمه زده، نميگيرند. قوه‏ى قضائيه چنين، يا دستگاه مسئول چنان. خوب، اينجا شما بايد زرنگى كنيد؛ يك لحظه از درخواست و مطالبه‏ى عدالت كوتاهى نكنيد؛ اين شأن شماست. جوان و دانشجو و مؤمن شأنش همين است كه عدالت را بخواهد. پشتوانه‏ى اين فكر هم با همه‏ى وجود، خودم هستم و امروز بحمداللَّه نظام هست. البته تخلفاتى هم ممكن است انجام بگيرد؛ شما زرنگى‏تان اين باشد: گفتمان عدالت خواهى را فرياد كنيد؛ اما انتقاد شخصى و مصداق‏سازى نكنيد. وقتى شما روى يك مصداق تكيه ميكنيد، اولاً احتمال دارد اشتباه كرده باشيد؛ من مى‏بينم ديگر. من مواردى را مشاهده ميكنم - نه در دانشگاه، در گروه‏هاى اجتماعى گوناگون - كه روى يك مصداق خاصى تكيه ميكنند؛ يا به‏عنوان فساد، يا به عنوان كجروى سياسى، يا به‏عنوان خط و خطوط غلط. بنده مثلاً اتفاقاً از جريان اطلاع دارم و مى‏بينم اينجورى نيست و آن كسى كه اين حرف را زده، از قضيه اطلاع نداشته است. بنابراين وقتى شما روى شخص و مصداق تكيه ميكنيد، هم احتمال اشتباه هست، هم وسيله‏اى به دست ميدهيد براى اينكه آن زرنگ قانوندانِ قانون شكن - كه من گفته‏ام قانوندانهاى قانون شكن خطرناكند - بتواند عليه شما استفاده كند. شما از دادستان چه گله‏اى ميتوانيد بكنيد؟ اگر يك نفرى به‏عنوان مفترى يك شخصى را معرفى كند و بگويد آقا او اين افتراء را به من زده. خوب، شأن آن قاضى اين نيست كه برود دنبال ماهيت قضيه. اگر اين افتراء گفته شده باشد، زده شده باشد، ماده‏ى قانونى آن قاضى را ملزم به انجام يك كارى ميكند؛ لذا نميتوانيم از او گله كنيم. شما زرنگى كنيد، شما اسم نياوريد، شما روى مصداق تكيه نكنيد؛ شما پرچم را بلند كنيد. وقتى پرچم را بلند كرديد، آن كسى كه مجرى است، آن كسى كه در محيط اجراء ميخواهد كار انجام دهد، همه حساب كار خودشان را ميكنند. آن كسى هم كه فرياد مربوط به محتواى اين پرچم را بلند كرده، احساس دلگرمى ميكند و كار پيش خواهد رفت. بنابراين به نظر من مشكلى در كار شما نيست؛ شما جوانهاى مؤمنى هستيد كه انتظار هم از شما همين است. هر شعار خوبى كه داده ميشود، بعد از اتكال به خداى بزرگ كه همه‏ى دلها و زبانها و اراده‏ها دست اوست، تكيه به شما جوانهاست، اميد به شما جوانهاست؛ اين را بدانيد. بالاخره همشهرى شما كه از او شعر هم خوانديد، ميگويد:

وفا كنيم و ملامت كشيم و خوش باشيم‏

كه در طريقت ما كافرى است رنجيدن‏ »

همین مطلب در رجانیوز

همین مطلب درجام نیوز

همین مطلب در سایت الف

همین مطلب در سایت آرمان ۵۷(مجمع دانشجویی مطالبه آرمانهای انقلاب اسلامی)

همین مطلب در سایت عدالتخواهی ( ارگان جنبش عدالت خواه دانشجویی)

همین مطلب در سایت مجاهده

همین مطلب در مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز

حاشيه هاي ديداررهبر انقلاب با دانشجويان

دیدار هزاران نفر از استادان و دانشجویان دانشگاههای استان فارس(تصویری)

سایت سوم فاطمه رجبی طبق روال قانونی ثبت و راه اندازی شد

نوشته شده توسط دانشجوي مسلمان در ساعت 14:44 | لینک  |