ای مدعی ، بروکه مرا با توکار نیست

بارها این سوال ذهن مرا به خودش مشغول کرده است که مگر میشود در این حکومت ،رئیس جمهور شد وولایت مدار ودین محور نبود . یعنی برای رئیس جمهور مهم نباشد ، که با ارائه لوایحش، یاصدور بخشنامه هایش و یا انتخاب مدیرانش – اعم از وزیر ، معاونین، مدیران کل واستانداران- به چه میزان دین وارزشهای دینی را در جامعه زنده میکند .این وزیر با عملکرد خود مردم را به دین خوش بین خواهد کرد یا بدبین ؟ . مگر میشود دردوره مسئولیت یک رئیس جمهور «اعتقاد به عصمت ،مدعایی معیوب ومخدوش قلمدادشود » و« علیه خدا هم بتوان تظاهرات کرد » وبرای « اثبات حق حاکمیت برای خدا، اشکالات فراوان گرفت » ، اینجاست که دیگر « بشر حق دارد از اطاعت خدا سرباز زند » و « کافر و بی دین نیز در این جامعه خودی محسوب میشوند » و « خطوط قرمز دیگر معنایی ندارد » ، چون « آیات قرآن صریحا اصل عیسی به دین خود، موسی به دین خود را تاکید کرده است ..» ، علمای دین نیز در این جامعه دیگر محلی از اعراب ندارند « زیرا دیگر خمینی وجود ندارد، او روزی به موزه خواهد رفت » و« این قلم فقهاست که در طول تاریخ آغشته به خون آزاد اندیشان بوده است » ، اینجا دیگر« مصباح ، اسلام خشونت و خوارج را ترویج میکند وباید در دادگاه محاکمه شود » و « هنر مصباح جز پرخاشگری وخشونت چیز دیگری نیست » ،

«مقام معظم رهبری کسی است که از اهرم قدرت به صورت غیر شرعی وقانونی استفاده میکند » ودر اینجا رهبری ومعاویه در یک ردیف قرار میگیرند « معاویه با انتصاب خود به خدا از پاسخگویی به مردم طفره میرفته است و همین است در نظامهایی که به اسم دین حکومت نیکنند »
،«افراددر تغییر دین وانتخاب احکام آزاد باشند» و«رسالت پیامبر،فقط شناساندان خداوند به مردم بوده باشد » ، دراین حکومت «عقیده به فطری بودن دین ،منشاء خشونت محسوب شود » و در این دولت « مجموعه احادیث موجود در حوزه های علمیه ،حاوی همان مبانی معرفی میشود که طالبان آن را به اجرادرمی آورند»
دیگر «فاطمه نمیتواند برای رفتارزنان الگو باشد» و «ارتداد حق طبیعی افراد محسوب میشود وادیان ،همگی مقبولیت بالفعل دارند»
خنده داراین است که همین افراد بعد از دوره ریاستشان درد دین پیدا میکنند واز نبود اخلاق و معنویت احساس نگرانی میکنند ، مگر شما نبودید که می گفتید:« در فرهنگ ملی ، دیگر چادر حجاب برتر نیست ،ما در دوره گذار از سنت به مدرنیته هستیم وچاره ای جر پس زدن این سنتهای متعلق به گذشته رانداریم » و« اصلا انقلاب ،به دنبال اجرای احکام شرعی نبود » زیرا که « ذخایرفقه شیعه دیگر به انتها رسیده است » و« از فرهنگ اسلامی وشهادت دم زدن ، عین خشونت است وگفتن اینها خشونت آفرین است»

آخر انسان چطور میتواند روحانی!! باشد و در زمان مسئولیتش « روحانیت را مانع مشارکت زنان بدانند » و « وحوزویان را انسانهای متحجر معرفی کنند» و علامه مجلسی را « توجیه گر قدرت سرکوب گر صفویه » و شهید راه مشروطه (شیخ فضل الله نوری ) را «مستبد و مخالفت حاکمیت مردم بنامند»و « بی پروا به تز اسلام منهای روحانیت فتوا دهند »
مدعیان پیرو خط امام را ببین که چه ساکت در برابر این همه ، نشسته بودند ، در حالی که چه راحت ولایت فقیه ،این یادگار جاوید امام را« انحصار گر ومستبد میدانستند » و« نظریه کشف را در باب ولایت فقیه ،( که امام مطرح کردند ) غیر علمی و مخالف امنیت ملی برشمردند » و « حکومت اسلامی را حکومت توتالیتر وضد مردمی معرفی میکردند » و جسارت را به جایی رساندن که« ولایت فقیه را تنها مانع توسعه سیاسی معرفی کردند » واین در حالی بود « که اندیشه مدینه فاضله وارمان شهری گری را ، اندیشه ای ویرانگر معرفی کردند » و در این دولت بود که « امام خمینی ونواب صفوی خشونت گرا وکسروی وحکیمی زاده اصلاح طلب نام نهاده شدند » و انجاست که « نظریه عینیت سیاست ودیانت ( دیدگاه امام خمینی وشهید مدرس ) زاییده افکار عامیانه و قدیمی است »
دیگر برای اینها جمهوری اسلامی آن مدینه فاضله اوایل انقلاب نبود زیرا که منافع آنها دیگر در این نظام تامین نمیشد « پس جمهوری اسلامی ،حکومت لمپنیسم وفشار است » و « حاکمیت دیگر در صدد تامین منافع ملی نیست » و از منظر اینان « تبعیت سیاست ملی ونظام از ایدئولیژی ، فاجعه آمیز است » و « وثمره دو دهه انقلاب را جز انزوا وعقب ماندگی ، چیز دیگری نمیدانستند » . تنها یک را حل برای حل این مشکل مورد پیشنهاد آنان بود وآن اینکه « راه حل مشکلات ما ، در گرو رابطه با آمریکا است»
اما بشنوید صحبتهای مهاجرانی این منشا خیر!!! دولت خاتمی
« ما موفق شدیم کشتی فرهنگ را به نقطه مطلوب برسانیم ...از عملکرد خود راضی هستم !!!»
« به فکر این نیستم که سیاستهایمان را تغییر دهیم!!! »
تمام آدرس های این مطالب موجود است
نوشته شده توسط دانشجوي مسلمان در ساعت 22:43 |
لینک
|
جلوتر نیایید !!! کارگران مشغول کارند

براستی چه بر سر این انقلاب آمده است ؟ چرا دیگر مردم فداکاریهای ابتدای عمر انقلاب و زمان جنگ را غیر قابل باور وبرگشت ناپذیر می دانند؟ چرا برخی گمان می کنند که اگرفردی، رئیس یا مسئول فلان اداره یا سازمان شد ، حقش خوردن و بردن از بیت المال و استفاده از مزیتها ومواهب آن می باشد ؟ امروز به جای آن آرمانها چه چیزی نشسته است؟ بر سر این مردم وزندگییشان چه آمده است ؟ چرا مردم دیگر مسئولین را از خود نمی دانند وخود را با آنها مقایسه نمی کنند ؟چرا دیگر مسئولین نشستن با مستضعفین ومحرومین را وهن خود وجایگاه خودشان میدانند ؟
مگر جز این است که همه چیز ما در رفاه خلاصه شده است ورفاه نیز تنها و تنها برای مسئولین معنا دار است ؟مگر این نبود که مسئول، اگر از فرزند ونزدیکانش فسادی میدید ، همان مسئول ، دستور دستگیری آنها را صادر میکرد ویا خود زیر حکم آنها را امضاء میکرد ، ولی حالا چطور ؟

کجا دیده اید یک مسئولی در مورد سوءاستفاده آقازاده اش موضع گیری نماید ؟ چقدر از این پرونده ها در قوه قضائیه مسکوت مانده است و یا با یک اشاره کوچک از گردونه حسابرسی خارج می شوند ؟
چه بر سر این آقایان آمده است که این گونه مصالح ومنافع شخصی خود را به تمام انقلاب ترجیح داده اند. دیگر صحیفه نور برای آقایان کهنه شده است وخود را همه کاره این انقلاب وبی نیاز از هر گونه بازنگری در افکار خود میبینند . این ها عقل کل این انقلابند وخود را در برابر هیچ کس وهیچ مرجعی پاسخگو نمیبینند ؟ اینها همه تاریخ انقلابند و اگر احیانا درنقل این تاریخ از قول خودشان خطا واشتباهی رخ دهد هیچ کس حق اعتراض ندارد!! چون فقط آنها مالک انحصاری این انقلابند و دیگران دربرابر این قوم باید دائم کمر خم کنند ، وبه آنها تعظیم کنند .
همه میدانیم که بعد از جنگ این اصول(خدمت گزاری ، ساده زیستی و...) به اصولی خنده دار در بین مسئولین مبدل شد و زشتی وقبح تجمل گرایی ومصرفگرایی واسراف و.... در بین آنها شکست و به رویه ای رایج تبدیل شد .

تغییر فرهنگ مدیران وترغیب وتشویق مصرفگرایی و اسراف ازگناهان نابخشودنی است که توسط همین آقایان آهنین ومصون از هر گونه خطا واشتباه!! رخ داد.مدیری که در گذشته از دولت حقوق نمیگرفت ( باور کنید افسانه بافی نمیکنم ) چندین برابر بیشتر از مدیری که امروز زانتیا سوار میشود و در زعفرانیه خانه چند صد متری دارد کار وتلاش میکرد . آن اقایی که اوایل انقلاب ، ماشین اداره ای را که در آن کار می کرد ،وقتی خراب می شد شخصا آن ار هل میداد ، امروز چقدر از این پول را خرج کار حزبی و گروهی خود میکند؟اینها نشانه چیست ؟ آیا این جز نشانه استحاله شدن نظام ازدرون بود ؟ اگر با مفاسد اقتصادی با تعارف مبارزه می شود جز این است که انقلاب به سوی استحاله شدن جلو می رود ؟ آبروی انقلاب بالاتر است یا آن شیخ مسئول که دائما خود را خط امامی وپا در رکاب ولایت می داند؟آبروی نظام مهمتر است یا آن آقایی که صدای دینداری اش گوش فلک را پر کرده ولی پرونده فرزندش در دادگاه مسکوت گذاشته شده است ؟!
آن مستضعف و پا برهنه ای که امام خود را خدمتگزار او میدانست در زیر دست وپای آقایان تکنوکرات له شد و چقدر راحت این را امری عادی می پنداشتند! و میگفتند بالاخره برای پیشرفت وتوسعه باید هزینه پرداخت کرد و گریزی از آن نیست .این حرفها را میزدند وبر طبق این حرفها برنامه ریزی میکردند و برنامه توسعه را تدوین میکردند.

این ها حرف امام ورهبری نبود . تجملات مسئولین حرف امام و رهبری نبود .امام چقدر بر این زی طلبگی تاکید داشت. مگر حرف امام جز خدمت صادقانه به این ولی نعمتان چیز دیگری بود ؟حرف انقلاب در مورد مسئولان این بود که اگر کسی در جمهوری اسلامی زیر بار مسئولیت برود یا عاشق است و یا دیوانه . امروز چقدر این حرف خریدار دارد ؟ ولی گویا هر چیز به اصل خود بازمیگردد:
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگاروصل خویش
باردیگر نشآتی واثراتی از آن دوران انقلابی به منصه ظهور انجامیده است . ولی مگر این گردن کلفتان صحنه سیاست و اقتصاد ساکت مینشینند ؟ آخر گردن بسیاری در این شانزده سال کلفت شده است و در بعضی موارد صدای «هل من مبارز» آنها به گوش میرسد. کوچکترین برخورد با این مافیا را بر نمیتابند وبا انواع واقسام انگها وبر چسب ها جواب این برخوردها را میدهند . آنها از زنده شدن مدیریت انقلابی سخت هراسانند و میدانند در زیر سایه این مدیریت جایی برای خوردن وبردن اینها وجود ندارد و باید مردم ازاین مدیریت انقلابی روی گردان شوند تا دوباره بتوانند بر اریکه قدرت نشینند و همان کنند که خود می خواهند. مردم نباید تحول وبازگشت به اصول انقلاب را لمس کنند . دیگر مدیرانی که از صبح زود تاآخر شب برای رفع مشکلات مردم آن هم بدون توقع، کار میکنند نباید الگو واقع شوند .

انشاءالله که این سیر مبارک به کمال خود برسد و این مدیریت انقلابی با این رئیس جمهور مردمی کام مردم را شیرین کند و نشان دهدکه تنها در زیر سایه خدمت گزاری صادقانه است که خدا به این ملت ودولت خدمت گزار، نظر کریمانه میکند والطاف الهی خود را بر سر این مردم می افشاند .
به امید ظهور آن دولت کریمه ...
صفحه اصلی وبلاگ
نوشته شده توسط دانشجوي مسلمان در ساعت 22:52 |
لینک
|