تبليغاتX
لب انتظار من ار دانشجویان عدالت است دردنوشته هاي دانشجوي مسلمان
مگر مسلمانان نمي بينند كه از يك طرف اسلام اشرافيت ، اسلام ابوسفيان ، اسلام ملاهاي كثيف درباري ، اسلام مقدس نماهاي بي شعور حوزه هاي علمي ودانشگاهي ، اسلام ذلت ونكبت ، اسلام پول وزور ، اسلام فريب وسازش واسارت ، اسلام حاكميت سرمايه وسرمايه داران بر مظلومين وپابرهنه ها و دريك كلام اسلام آمريكايي را ترويج مي كنند و از طرف ديگر سر برآستان سرور خويش آمريكاي جنايتكار مي گذارند .                              ما مظلومان هميشه تاريخ ، محرومان وپابرهنگانيم ، ماغير از خدا كسي رانداريم واگر هزار بارقطعه قطعه شويم دست از مبارزه با ظالم برنمي داريم                              امروز جنگ حق و باطل ، جنگ فقر وغنا ، جنگ استضعاف واستكبار و جنگ پا برهنه ها و مرفهين بي درد شروع شده است. .                              جنگ ما جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نمي شناسد و ما بايد در جنگ اعتقاديمان بسيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم                               مبارزه با رفاه طلبي سازگارنيست و آنها كه تصور مي كنند مبارزه در راه استقلال وآزادي مستضعفين ومحرومين جهان با سرمايه داري ورفاه طلبي منافات ندارد با الفباي مبارزه بيگانه اند و آنهايي كه تصور مي كنند سرمايه داران ومرفهان بي درد با نصيحت و پند واندرز متنبه مي شوند و مبارزان راه آزادي پيوسته و يا به آنان كمك مي كنند آب در هاون مي كوبند.                              ما بر سر شهر ومملكت با كسي دعوا نداريم ، ما تصميم داريم پرچم « لااله الا الله » را بر قلل رفيع كرامت وبزرگواري به احتزازدرآوريم .                              اسلام موانع بزرگ داخل وخارج محدوده خود را يكي پس از ديگري برطرف و سنگرهاي كليدي جهان را فتح خواهد كرد .                              اين وظيفه اوليه ما و انقلاب اسلامي ماست كه در سراسر جهان صلا زنيم كه اي خواب رفتگان ، اي غفلت زدگان بيدار شويد وبه اطراف خود نگاه كنيد كه در كنار لانه هاي گرگ منزل گرفته ايد برخيزيد كه اينجا جاي خواب نيست و نيز فرياد كشيم ، سريعا قيام كنيم كه جهان ايمن از صياد نيست .                              ما مظلومان هميشه تاريخ ، محرومان وپابرهنگانيم ، ماغير از خدا كسي رانداريم واگر هزار بارقطعه قطعه شويم دست از مبارزه با ظالم برنمي داريم .                              من با اطمينان مي گويم اسلام ابر قدرتها را به خاك مذلت مي نشاند                              ما اين واقعيت و حقيقت را در سياست خارجي و بين الملل اسلاميمان بارها اعلام نموده ايم ، كه در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده ،و هستيم حال اگر نوكران آمريكا نام اين سياست را توسعه طلبي و تفكر تشكيل امپراطوري بزرگ ميگذارند، از آن باكي نداريم و از آن استقبال ميكنيم.                               ما مي گوييم تا شرك وكفر هست مبارزه هست وتا مبارزه هست ما هستيم

هانتینگتون و اصلاح طلبان زنجیره ای

به دست آوردن قدرت به هواخواهان ليبراليسم اين توانايي را مي بخشد كه با استفاده از نرم افزار اصلاحات ، پروژه استحاله وتغيير حاكميت را به فاز رسمي و قانوني منتقل كنند .اين مرحله كه دومين مرحله از فرايند تغيير شكل واستحاله از درون مي باشد ، مستلزم ورود اصلاح طلبان هواخواه ليبراليسم - اصلاح طلبان آمريكايي - به مراكز اجرايي وقانون گذار كشور بود.

هانتينگتون با تاكيد بر موضوع كسب قدرت در دكترين استحاله و فروپاشي - براندازي نوين - مي نويسد :

« اصلاح طلبان دموكراتيك نه تنها لازم است در درون رژيم اقتدارگرا وجود داشته باشند ، بلكه مي بايد در آن رژيم صاحب قدرت هم باشند »

يكي از راهكارهاي موثر كسب قدرت ، بهره گيري از فرايندهاي انتخاباتي است . هانتينگتون درباره اهميت و كاركرد انتخابات در تسريع روند استحاله و فروپاشي از درون ، مي نويسد :

« انتخابات راهي است كه دموكراسي در پيش دارد ، اما در موج سوم ، طريقي براي تضعيف وپايان دادن به رژيم هاي اقتدارگرا هم بود . انتخابات هم گردونه دموكراسي شدن بود ، هم هدف آن »

اجرايي شدن استحاله فرهنگي وتهاجم به مرزهاي اخلاقي و اعتقادي جامعه ، ترويج ارزشها و مفاهيم غربي ، منجر به تغيير ذائقه اقشار جامعه مي شود . تغيير ذائقه فرهنگي كه به تغيير نگرش و گزينه ها مي انجامد ، در مواقع انتخاباتي به يك بستر موثر و قابل بهره برداري براي كسب قدرت و ورود به اركان اجرايي و قانون گذاري مي گردد.

اجرايي شدن استحاله فرهنگي در ايران ، نارضايتي بخشي از مردم نسبت به برنامه هاي تعديل اقتصادي ، تغيير نسبي گروههاي مرجع اجتماعي ، تغيير لايه بندي جامعه و جابه جايي افكار از طريق جنگ رواني و فريب اطلاعاتي ، باعث شد كه جريان هواخواه ليبراليسم خود را يكباره سوار بر امواج مردمي ببيند و بدين ترتيب مرحله دوم فرايند تغيير شكل ( استحاله رسمي وقانوني ) نيز طي شود .

اقدامات ليبرالي

بر اساس دكترين هانتينگتون ، اقدامات ليبرالي ، سومين مرحله از فرآيند تغيير شكل است . در اين مرحله ، هواخواهان ليبراليسم - پس از كسب قدرت و ورود در اركان حاكميت - مي كوشند فضاي باز سياسي و فرهنگي را به فعليت درآورند .

هجمه به مرزهاي اخلاقي و اعتقادي وهنجارشكني ، فعال شدن گروههاي اپوزيسيون وشكستن خطوط قرمز از مولفه هاي اقدامات ليبرالي است كه با عملياتي شدن تئوري « فشار از پايين ، چانه زني از بالا » همزاد خواهد بود .

توضيحات وويژگي هاي ذكر شده با منحني اقدامات سالهاي 1376 و1377 ه ،ش ، ناظر بر اجراي مرحله سوم - ليبرالي كردن فضاي سياسي و فرهنگي - از فرآيند تغيير شكل است .

هفته نامه راه نو به نقل از آقاي سعيد حجاريان مي نويسد :

« ما راهي جز فشاز از پايين و چانه زني از بالا نداريم ، فشار از پايين و چانه از بالا معطوف به دو پويش جمهوريت ومشروطيت است . يعني حضور گسترده مردم در صحنه و نخبگاني كه بتوانند از اين انرژي ونيرو استفاده كنند و با باز كردن فضاي سياسي ، مطالبات خود را مطرح كنند »

پيش بيني هانتينگتون در اين مرحله بر كند شدن روند ليبراليزه شدن و توقف اصلاح طلبان هواخواه ليبراليسم دلالت دارد. از اين رو او مرحله سوم فرآيند تغيير شكل را شكست اقدامات ليبرالي مي نامد و در توضيح آن مي نويسد :

« مهار كردن قشريها و به دست آوردن قدرت ، اصلاح طلبان را آن توانايي بخشيد كه به دموكراسي كردن اقدام كنند . اما نتوانست از قابليت و قدرت قشريها در مبارزه شان با اصلاح طلبان بكاهند . عناصر قشري به آساني جا خالي نمي كنند »

مشروعيت قهقرايي

تضعيف ، بي اعتبار سازي واز بين بردن پايگاه ومقبوليت اجتماعي مخالفان ، ليبراليزه شدن و ايجاد جو ارعاب و تطميع براي منزوي ساختن و مجذوب نمودن آنها ، مرحله چهارم از فرآيند تغيير شكل واستحاله رسمي وقانوني با نرم افزار اصلاحات است كه هانتينگتون از آن به عنوان مشروعيت قهقرايي ياد مي كند.

صاحب نظران علوم ارتباطات اذعان مي دارند كه در اين جهت ، مي توان با بهره گيري از رسانه هاي ارتباط جمعي و به راه انداختن جنگ رواني گسترده ، افكار وعقايد را دستكاري و جا به جا كرد. اين جنگ تبليغاتي فراگير كه با فنون گونه گون و شيوه هاي پيچيده اجرا مي شود ، واقعيت اجتماعي را در زير چتر تبليغاتي استتار كرده ، آن را دور از اذهان پنهان نگه مي دارد . جنگ رواني با تخريب و بي اعتبار سازي گروه هاي مرجع وانسجام يك واحد اجتماعي ، گسست اجتماعي و سياسي را در جامعه رقم مي زنند .

مشروعيت قهقرايي – به گمان هانتينگتون – مقاومت مخالفان ليبراليسم و اصلاحات آمريكايي را در هم شكسته ، موجب انهدام پايگاه اجتماعي آنها مي شود . وي در توضيحاتي مي نويسد :

« حكومت هاي اصلاح طلب برآن شدند كه مخالفت قشر هاي مختلف را از طريق تضعيف و بي اعتبار كردن آنها و تغيير دادن عقيده شان خنثي كنند »

هواخواهان ليبراليسم با القاي ترديد در باورهاي مردم ، نفي باورها و مقدسات ديني ، نفي عصمت وولايت امامان معصوم (ع)، زير سوال بردن دستاوردهاي انقلاب اسلامي و دوران پر افتخار رهبري امام خميني ، نفي غيرت وتعصب ديني وترويج اباحه گري ، تئوريزه كردن مفاهيم التقاطي ، هجمه به اركان نظام و ... توسعه فضاي ليبرالي و تغيير از بالا را به انتظار نشسته بودند .

هواخواهان ليبراليسم و اصلاح طلبان آمريكايي به اين اميد كه ليبرالي شدن فضاي فرهنگي و سياسي منجر به جداسازي مردم از افراد و جريانهاي اصولگرا و معتقد به نظام ديني خواهد شد ، خط ترديد وكاهش مردم در انتخابات سومين دوره مجلس خبرگان را مورد توجه قرار دادند و تاكيد كردند كه « بايد كاري كنيم كه هفت ميليون راي از صندوق ها بيرون نيايد .»

تجديد نظر طلبان هواخواه ليبراليسم سعي داشتند با مستمسك قراردادن اين رهاورد ، اسلاميت نظام و بخشهاي متضمن آن را فاقد پشتوانه و مقبوليت مردمي نشان داده ، با تبليغات رواني و فشار از پايين ، ضرورت سكولاريزه شدن نظام و تغيير نظام را با چانه زني پي بگيرند .

يكي از عناصر استحاله شده ، درباره سومين دوره انتخابات مجلس خبرگان مطالبي بيان مي دارد كه به بخش هايي از آن اشاره مي شود :

«... بعيد به نظر مي رسد كه اين انتخابات با استقبال خيلي جدي از طرف مردم مواجه شود . هم به لحاظ دور بودن آن از زندگي روزمره مردم و هم اين كه مردم نمي دانند كه اين مجلس به چه كارشان مي آيد. به علاوه محدوديت هايي كه در كانديداهاي مجلس خبرگان وجود دارد ، باعث مي شود كه افراد هياهو كن و ميئله دار نتوانند در آن شركت كنند ...مشكل است جناح متقابل بتواند بسيج نيرو كند و چهره هاي را براي مجلس به ميدان بفرستد . شايد اگر يك اپوزيسيون قوي بود ، شعار حذف مجلس خبرگان بيشتر برد مي داشت تا شركت در آن . البته اين شعار مي تواند از جانب مخالفان در حوزه يا بين بزرگان ديني هم مطرح شود ... يا لااقل شايد بتوان آن را جلب اين مسئله كرد ... بهترين راه مقابله با خبرگان نه شركت براي تغيير آن ، بلكه سعي براي بي اهميت كردن ومنفي نمودن آن مي تواند باشد ، به نوعي كه عملا از حيات سياسي جامعه دور باشد .»

وي در ادامه تصريح وتاكيد مي كند :

«...هدف مشترك ... همان گونه كه گفته شد مي تواند تضعيف اين مجلس و به حاشيه بردن آن يا حتي حذف آن باشد

با وجود تبليغات امپراطوريهاي خبري ، روزنامه هاي زنجيره اي و جريانهاي تجديد نظر طلب ، انتخابات سومين دوره مجلس خبرگان با شركت بسيار باشكوه مردم برگزار شد و سناريوي بي اعتبار سازس نظام ديني و تضعيف نهادهاي متضمن اسلاميت با شكست مواجه شد . اين شكست براي تجديد نظر طلبان هواخواه ليبراليسم ، آن چنان سنگين بود كه «س.ح » در واكنش به عقيم ماندن اين توطئه ، با اشاره به شركت مردم در انتخابات مذكور ، از آن به ريزش در جبهه موسوم به دوم خرداد تعبير كرد .

رويكرد هواخواهان ليبراليسم به مشروعيت قهقرايي

برايند انتخابات سومين دوره مجلس خبرگان براي اصلاح طلبان آمريكايي حامل ين پيام بود كه با وجود القاي ترديد و تلاش براي عدم مشاركت فعال، عموم مردم در سطح بسيار گسترده اي در اين انتخابات شركت كردند و به افراد انقلابي واصول گرا راي دادند .و اين فرايند ممكن بود در انتخابات آتي نيز تكرار شود . از اين رو آنان ناچار شدند تا براي ترميم افكار عمومي و جبهه موسوم به دوم خرداد ، تجديد نظر طلبان را ناچار كنند تا به مشروعيت قهقرايي و جابه جايي افكار روي آورند .

هواخواهان ليبراليسم با تضعيف و بي اعتبار ساختن پايه اقتدار نظام و تخريب پايگاه اجتماعي جريان هاي ارزشي ، در انگاره منزوي ساختن مخالفان ليبراليزه شدن وادامه پروژه استحاله رسمي وقانوني بودند .

در اين خصوص « ع .ن » مي گويد :

« ما به دليل شرايط خاص اجتماعي ... تصميم گرفتيم براي پيروزي بر رقيب ، بحث جناحي و خط كشي جناحي را به شكل جدي تعقيب كنيم و واقعا جامعه را به قرمز وآبي تقسيم كنيم و زمينه حذف آنان را براي هميشه فراهم نماييم . اما عده اي از همراهان نتوانستند در اين طرح با ما همراهي كنند و بحث هاي نظري مختلف ، مانند مصلحت و عاقبت نطام و منافع ملي را كه به نظر آنان با اين مغايرت داشت را مطرح مي كردند و حتي گاهي خود رياست جمهوري كوتاه مي آمدند كه ما ناچار مي شويم هر از چند گاه مشاوره هاي به ايشان بدهيم »

« س ،م » در اظهاراتي كه ناظر بر آغاز مرحله مشروعيت قهقرايي و اهداف نهفته در آن است ، مي گويد :

« بعد از دوم خرداد ، ثابت شد كه نيروهاي نظامي و انتظامي به عنوان سدي رخنه ناپذير هستند و مانع اهداف ما مي باشند . قوه قضائيه واطلاعات نيز يك مانع عمده مي باشند . صدا وسيما هم با توجه به اينكه حدود نود درصد مردم از آنها تغذيه مي شوند و حدود ده درصد از مطبوعات ، لذا بدون داشتن اين رسانه ، نمي توانيم كاري موثر داشته باشيم .

اگر دور بعدي ما بخواهيم آقاي خاتمي را انتخاب كنيم ، يا اگر ايشان نتوانند اهداف ما را تامين نمايند و ما بخواهيم شخص ديگري را روي كار بياوريم ، بايد به اين دستگاهها دست يابيم ، واگر بخواهيم اين كار انجام شود بايد جوي درست كنيم كه مسئولين اين مراكز براي حفظ نظام به عنوان تكليف كناره گيري كنند ... و ما در اين ميان از فرصت جابه جايي و تعويض مسئولين استفاده كرده و كار نفوذ در اين دست گاهها را انجام دهيم

بررسی فرآیندهای نوین براندازی در ایران (قسمت اول)

نوشته شده توسط دانشجوي مسلمان در ساعت 20:45 | لینک  | 
 

لب انتظار من ار دانشجویان عدالت است
دولت درنگاه رهبري فرزانه انقلاب .     این دولت ، یک دولت حزب اللهی و رئیس جمهور آن مکتبی است. .     تلاش بی وقفه برای خدمت به مردم از نکات برجسته دولت نهم و به ویژه شخص رئیس جمهور است.     شما دولتى هستید که هم به مردم امید مى‏دهید و هم وعده‏ى عدالت .             این دولت، هم در قول و شعار و هم در عمل، نشان مى‏دهد که به اصول انقلاب و ارزشهاى انقلاب پایبند است.     پایبندى به خدمت یکى از شاخصه‏هاى این دولت است که قابل ارج‏گزارى و ذکر است.کنيم      رکارى این دولت هم انصافاً چیز برجسته‏اى است؛ حتى بعضیهایى که مخالف هم هستند، این را نمى‏توانند انکار کنند؛ یعنى بى‏انصافیها هرچه هم زیاد باشد، نمى‏تواند بر این حقیقت غلبه پیدا کند که دولت شما انصافاً دولت پرکارى است و تلاشتان و کارتان و تحرکتان خیلى زیاد است. این بسیار جاى خرسندى دارد      شجاعت و قاطعیت ، یک خصوصیت دیگر دولت نهم است. این کارى که شما براى سهمیه‏بندى بنزین انجام دادید کار خیلی بزرگی است ن     بهتر روحیه‏ى تحول‏گرایى و نوآورى و اصلاح و تغییراتى که در ساخت عمومى تشکیلات دستگاه و دولت داده مى‏شود، از کارهای خیلى اساسى است. اصلاح هم واقعاً همینهاست.      یک خصوصیت مهم این دولت آن است که در برابر زیاده‏خواهی هاى استکبار، دچار انفعال نشد؛ این به‏نظر من خیلى مهم است که در تعامل با دنیا، انسان جاى خودش ، خواست خودش، نیرو و قدرت خودش را بداند و بداند که باید چه‏کار کند       این کارى که آقایان بر دوش گرفتید و راه افتادید و رفتید و همه‏جاى کشور را زیر پا گذاشتید و با مردم تماس گرفتید و از نزدیک درد دلهاى مردم را - که از زبان مسؤولینشان، ائمه‏ى جمعه‏شان و افراد شاخصشان گفته مى‏شود - شنیدید، خیلى به‏نظر من خوب است      این دولت ، یک دولت حزب اللهی و رئیس جمهور آن مکتبی است.      جنگ ما جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نمي شناسد و ما بايد در جنگ اعتقاديمان بسيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم      اسلام موانع بزرگ داخل وخارج محدوده خود را يكي پس از ديگري برطرف و سنگرهاي كليدي جهان را فتح خواهد كرد     ما مي گوييم تا شرك وكفر هست مبارزه هست وتا مبارزه هست ما هستيم      ما بر سر شهر ومملكت با كسي دعوا نداريم ، ما تصميم داريم پرچم « لااله الا الله » را بر قلل رفيع كرامت وبزرگواري به احتزازدرآوريم