تبليغاتX
دردنوشته هاي دانشجوي مسلمان

باسمه تعالي

بيانية مجمع دانشجويي مطالبة آرمانهاي انقلاب اسلامي در خصوص

 حوادث اخير و دستگيري طلبة سيرجاني

«برخي مي خواهند با عنوان تندروي عدالت را متهم و محكوم كنند . عدالت تند روي نيست ، حق گرايي است.توجه به حقوق آحاد مردم است.جلوگيري از ويژه خواري است.جلوگيري از تجاوز و تعدي به حقوق مظلومان است. در يك كشور كسان زيادي پيدا مي شوند كه اگر دستگاه مسئول قضايي به مدد آنها نشتابد در امواج درگيري هاي گوناگون لگدمال مي شوند.» حضرت آيت ا... خامنه اي 12/5/1384

«خدا نياورد آن روزى را كه سياست ما و سياست مسئولين كشور ما پشت كردن به دفاع از محرومين و رو آوردن به حمايت از سرمايهدارها گردد و اغنيا و ثروتمندان از اعتبار و عنايت بيشترى برخوردار شوند. معاذاللّه كه اين با سيره و روش انبيا و اميرالمؤمنين و ائمۀ معصومين ـ عليهم السلام ـ سازگار نيست، دامن حرمت و پاك روحانيت از آن منزه است، تا ابد هم بايد منزه باشد و اين از افتخارات و بركات كشور و انقلاب و روحانيت ما است كه به حمايت از پابرهنگان برخاسته است و شعار دفاع از حقوق مستضعفان را زنده كرده است.» امام خميني 6/5/1366

با سلام و صلوات بر محمد مصطفي (ص) و خاندان پاكش و سلام بر روح شريف پير و مرشدمان حضرت امام خميني (ره) پيرو اعتراضات مردمي- دانشجويي در خصوص مفاسد اقتصادي و به خصوص دستگيري طلبه عدالتخواه سيرجاني حجت الاسلام جهانشاهي و عملكرد دوگانه دستگاه قضايي و نهادهاي مسئول در برخورد با مفسدين اقتصادي و به طور خاص طلبه سيرجاني و همچنين شفاف سازي در خصوص تهمت ها و نسبت هاي ناروا به دانشجويان عدالتخواه علي الخصوص اعضاي مجمع دانشجويي مطالبه آرمانهاي انقلاب اسلامي در رابطه با افشاگري هاي اخير مفاسد اقتصادي در استان فارس و برخورد اشخاص حقيقي و حقوقي و واكنش هاي متفاوت محافل سياسي و اقتصادي و مذهبي شهر ، مجمع دانشجويی مطالبه آرمانهای انقلاب اسلامي مواضع خود را خدمت مردم شريف و متدين شيراز اعلام مي دارد و در ادامه مطالبات خود را مطرح مي نمايد. بديهي است از تمام ابزارها و توان خود در جهت تأمین این مطالبات به حق استفاده خواهد نمود و مباني محكم و پيشگامان و جانبازان اين اهداف، مسير اين سيل خروشان آرمان و عقيده را روشن ساخته و اين سيلاب جز اين مسيل بر زراعت كسي نخواهد تاخت كه ان شاالله حق پيروز است و بساط باطل پيچيده.در اين خصوص نكاتي به شرح ذيل قابل تأمل است:

۱- هفت سال از پيام 8 ماده اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در تاريخ 10/2/1380 به سران سه قوه مبني بر مبارزه با مفاسد اقتصادي و گلوگاه هاي قدرت و ثروت مي گذرد. در طول اين مدت عملكرد ضعيف و غير قابل توجيه دستگاه قضايي ، دولت و مجلس ، علي رغم رهنمودهاي رهبري ،ايشان را بر آن داشت تا در هفتمين سال پيام خود به سران سه قوه ، بار ديگر با تاكيد و يادآوري پيام هفت سال قبل خود ضمن توصيه به ، به روز بودن اين مطالبات ، ضعف قوا را در اين باره ياد آور شوند. در همين راستا و در جهت اداي وظيفه كه همانا وظيفه اصلي تمام روحانيون مي باشد يكي از روحانيون و دلسوختگان انقلاب كه موارد بسياري از زمين خواري ها و مفاسد اقتصادي در سيرجان را پيگيري مي كرد پس از تحمل چند سال سختي هاي فراوان تصميم به راهپيمايي مسير طولاني سيرجان- تهران گرفت تا تحت قالب حركتي نمادين اعتراض خود را به عدم برخورد مسئولين امر به مسئله فساد و وي‍ژه خواري نشان دهد. اما در كمال تأسف ايشان در بدو ورود به استان فارس توسط ضابطين قضايي و با حكم دادگاه ويژه روحانيت فارس دستگير و به شيراز منتقل مي شود. كه دستگيري ايشان توسط مراجع قضايي استان فارس كه البته يد طولايي در برخورد با عدالتخواهان دارند، از نكات قابل تأمل و توجه مي باشد. در نتيجه برخورد دوگانه دستگاه قضايي در مواجهه با متخلفين پررو و قانون گريز و نيز مفسدين دانه درشت و گردن كلفت در مقابل عدالتخواهان بار ديگر نمودي عيني يافت. اينك پس از گذشت چند روز از دستگيري ايشان علي رغم تلاش فراوان دانشجويان عدالتخواه و مراجعه به نهاد هاي امنيتي و قضايي استان دلايل دستگيري ايشان هنوز براي همگان در هاله اي از ابهام ، بهت و تعجب است. در مقابل ، نهادهاي مسئول از هرگونه پاسخ گويي و شفاف سازي در رابطه با دستگيري مشكوك ايشان امتناع ورزيدند. خطر بازتوليد گفتمان اموي و مظلوميت گفتمان علوي امروز بار ديگر حس مي شود. ابوذر غفاري بار ديگر در چنگال گفتمان اموي بعضي مسئولين تبعيد گشته است. اينك با اعتراض به برخورد دوگانه و به دور از عدالت دستگاه قضايي با طلبه سيرجاني به بهانه عدم رعايت شأن روحانيت اين گونه عملكرد ها را به نقد افكار عمومي گذاشته و اين پرسش را مطرح مي كنيم كه پيگيري سخنان امام و رهبر معظم انقلاب چه تعارضي با حفظ شأن روحانيت دارد؟ مگر نه آن است كه امام بزرگوار ما فرمودند :« علماي اصيل اسلام هرگز زير بار سرمايه داران و پول پرستان و خوانين نرفته اند و همواره اين شرافت را براي خود حفظ كرده اند. ... روحانيت متعهد به خون سرمايه داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنان سر آشتي نداشته و نخواهد داشت.»اين بار باز تفكر جدايي دين از سياست در قالب شعار زيباي حفظ شأن روحانيت به ميدان آمده است. «به زعم بعضي افراد روحانيت زماني قابل احترام و تكريم بود كه حماقت از سراپاي وجودش ببارد و الا عالِم سيّاس و روحاني كاردان و زيرك كاسه اي زير نيم كاسه داشت.» امام خميني(ره)، منشور روحانيت لذا مجمع دانشجويي مطالبه آرمانهاي انقلاب اسلامي، ضمن دفاع از حركت عدالتخواهانه طلبه سيرجاني با اعتراض به عمل غيرمنصفانه دادگاه ويژه روحانيت سكوت در اين قضيه را جايز ندانسته و مجدانه خواستار آزادي طلبه عدالتخواه سيرجاني حجت الاسلام جهانشاهي بوده و در اين مسير از هيچ تلاشي فرو گذار نخواهد كرد.

۲- سال هاست از بايكوت خبري و رسانه اي فرمان هشت ماده اي مقام معظم رهبري در باب عدالتخواهي و مبارزه با مفاسد اقتصادي مي گذرد و از سويي ديگر با گذشت 30 سال از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي كماكان شاهديم كه اصل اصيل امر به معروف و نهي از منكر و عدالتخواهي در هياهوي بازي هاي سياسي و هوچي گري ها و تبليغات مسموم رسانه هاي بي درد و روشن فكر زده به فراموشي سپرده مي شود تا آرزوي متحجران عدالت ستيز در بازپروري اسلام و معنويت منهاي عدالت در حال برآورده شدن باشد و فرياد حق طلبي عدالتخواهان صداي دلخراش در جامعه در حال توسعه به حساب آيد زيرا هدف بعضي ها اجراي توسعه منهاي عدالت مي باشد و بس. وقتي شاهد انكار جامعيت اسلام از سوي برخي سياسيون در زمينه هاي سياسي باشيم نبايد به ذبح عدالت و عدالتخواهي با ديده تعجب بنگريم. عجيب تر اينكه عده اي هر گونه حركت و حتي تئوري عدالتخواهي را امري متوهم و دور از عقلانيت پنداشته و از طرفي حتي با ملاحظه حجم عظيم پرونده هاي مفاسد اقتصادي آقازاده ها و نور چشمي ها و... باز هم منكر وجود مافياي خانوادگي و سياسي در حوزه هاي مختلف مي شوند، به لطف همدستي مافياي زر و زور و تزوير با رسانه هاي بي درد و بي تكليف ، عدالتخواهي و عدالتخواهان را مورد هجمه برچسب ها و تهمت هايي چون مخل امنيت اقتصادي ، اخلال گر ، اقدام عليه امنيت ملي ، عامل نفوذي دشمن ، صداي اجانب ، تشويش اذهان عمومي ، تضعيف اركان نظام ، منافقان جديد و .... قرار مي دهند تا خود اين بار با مصلحت سنجي ها به حمايت ، تطهير و گسترش اين شبكه ها كمك كنند. ( كه در جاي خود و مجدانه در حال پيگيري است).سرمايه داران مذهبي مآبي كه واجبات را فداي مستحبات كرده اند نيز همچون هميشه در صحنه حاضر بوده تا به خوبي درك كنيم كه حضرت روح الله چه خون دلي از دست اين متحجرين خورده است. اينك نيز از ديد آقايان روحاني خوب كسي است كه در كاخ ها و منازل اشرافي زندگي كند ، پاي سفره هاي رنگين برخي ها باشد و در يك كلام شأن روحانيت يعني سكوت در مقابل هر گونه فساد و بي عدالتي. آري اين چنين است برادر...

 ۳- علي رغم اظهارات دروغ و غير واقع از سوي برخي مقامات رسمي و غير رسمي در جهت ذبح مطالبات عدالتخواهانه دانشجويان و فعاليت هاي مجمع دانشجويي مطالبه آرمانهاي انقلاب اسلامي ، ضمن تكذيب شايعه وابستگي دانشجويان عدالتخواه و اعضاي اين مجمع به فرد يا گروهي خاص اعلام مي دارد كه هيچ عقد اخوتي ميان دانشجويان با ساير افراد از هر سنخ و مسلكي ، وجود ندارد، نداشته و نخواهد داشت . به عنوان مثال به نظر ما ادعاي آقاي عبدالله شهبازي در رساله اخير خويش مبني بر ارتباط فردي معلوم الحال و معلوم السابقه با نام حسين ثابت با يكي از فرزندان امام جمعه شيراز بدون ذكر مهره اصلي ورود اين فرد و جريان پشت پرده آن به جريانات كلان سرمايه گذاري در فارس نوعي عدالتخواهي جهت دار است كه به هيچ وجه قابل قبول نيست. محمد ابراهيم انصاري لاري استاندار سابق فارس در اين داستان نقش اصلي ورود ثابت و دوستانش را در فارس بازي مي كرد به طوري كه حتي از در اختيار قرار دادن امكانات بيت المال مسلمين به اين افراد دريغ نمي كرد. آقاي شهبازي در رساله اخير خويش نه تنها نامي از آقاي انصاري لاري در اين جريان و ساير جريانات مشابه نمي برد بلكه در وبگاه خويش به صراحت از وي حمايت ، تمجيد و تعريف مي كند. همچنين وارد كردن اتهام به برخي افراد بدون ارائه مدرك از ديگر مواردي است كه غير قابل توجيه و قبول است.بديهي است بسياري از افراد سودجو كه منافع خود را در خطر ديده و توسط جرياني ضد عدالت در كشور هدايت مي شوند سعي دارند با زير سئوال بردن استقلال دانشجويان عدالتخواه موج عدالتخواهي ولايت مدار را با تهمت هايي ناروا و برچسب هايي چون نفاق و تندروي از ميدان به در كنند اما «حاشا كه بسيجي ميدان را خالي كند».اينك از آنجا كه تفكر اصيل عدالتخواهي اسلامي و شيعي با توجه با فرامين ائمه معصوم در نظر به ما قال و عدم توجه به من قال است سخنان برخي افراد را در مورد مفاسد اقتصادي با خود ايشان و عملشان متفاوت مي بينيم فلذا به جد خواستاريم كه حقيقت سخنان ايشان روشن شده و در صورت اثبات برخورد جدي از سوي دستگاه قضايي با متخلفين در هر لباس و مقامي صورت گيرد.

۴- بحث رفع تبعيض ها، بي عدالتي ها ، زورگويي ها و وقاحت خطاكاران دغدغه اصلي دانشجويان است. بار ديگر كارگزاران نظام را به عمل گرايي انقلابي و خروج از سستي و انفعال دعوت مي نماييم . در اين راه طعن طاعنان و سرزنش فرو مايگان تأثيري نخواهد داشت.گفتمان انقلاب اسلامي گفتمان ناظر به حقايق است و به زمان و مكان رنگ و بوي الهي مي دهد و واقعيت هاي جديدي را در پرتو آن حقايق خلق مي نمايد و آقاياني كه به بهانه مصلحت هاي خودساخته دست از آرمانهاي اصيل انقلاب شسته اند و با تساهل و تسامح ناشي از كج فهمي ها و نا فهمي ها و تنبلي و راحت طلبي طي طريق مي نمايند و آرمانخواهي و عدالت طلبي را مفاهيمي انتزاعي و دغدغه هايي فانتزي مي دانند بايد به گفتمان اصيل انقلاب اسلامي روي آورند و يا آنكه مرز خود را با انقلاب و آرمانهاي ارزشمند آن و خون شهدا و ولايت و امام و رهبري مشخص كنند. اين مرزها ، مرزبين محرم و نامحرمان انقلاب است كه بايد پررنگ شود.«پسر حنيف ، بدان كه هر مأمومي را امامي است كه به او اقتدا مي كند و از نور علمش بهره مي برد.آگاه باش امام شما از تمام دنيايش به دو جامه ي كهنه و از خوراكش به دو قرص نان قناعت نموده.بدانيد كه شما تن دادن به چنين روش را قدرت نداريد ولي مرا با ورع و كوشش و عبادت و پاكدامني و درستي ياري كنيد.» (قسمتي از نامه اميرالمؤمنين (ع) به والي بصره عثمان بن حنيف انصاري)

لذا ايها الكارگزاران و مسئولين جمهوري اسلامي!پيشواي خود را مشخص كنيد. كدام سوي مرز ايستاده ايد؟ والسلام علي من اتبع الهدي

مجمع دانشجويي مطالبة آرمانهاي انقلاب اسلامي

www.armane57.ir

نوشته شده توسط دانشجوي مسلمان در ساعت 14:30 | لینک  | 

عدالتخواهان چگونه می اندیشند؟

عدالتخواهان چگونه می اندیشند؟ مبانی فکری آنان از کجا سرچشمه می گیرد ؟ علت انتقاد ایشان از مسئولین تا حد نمایندگان رهبری چیست و آیا اصلا ایشان باید مورد سؤال قرار گیرند؟ چهارچوب فکری آنان چگونه است و حد و مرز آنها کجاست؟ اینها سؤالات رایجی است که در مورد حرکتهای عدالتخواهانه مطرح می شود.اینک با پاسخ به این سؤالات و شبهه زدایی از گفتمان اصیل عدالتخواهی با توجه به فرامین و رهنمودهای رهبری انقلاب عملکرد خود را به داوری افکار عمومی گذاشته که همانا مردم بهترین داوران می باشند.

در سال 81 ، رهبر معظم انقلاب یک سال پس از اعلام فرمان 8 ماده ای به سه قوا مبنی بر مبارزه با مفاسد اقتصادی پیامی به دانشجویان شرکت کننده درهمایشی دانشجویی صادر كردند که به مرور به سر لوحه فعالیت بسیاری از دانشجویان تبدیل شده، و مسبب حركت جدي تر عدالتخواهانه در محيط هاي دانشجويي شد و اين تازه آغاز راه بود.« امروز سر آغاز فهرست بلند مسائل کشور مسئله عدالت است . دانشجوی جوان اگر چه خود برخواسته از قشرهای مستضعف جامعه هم نباشد به عدالت اجتماعی و پر کردن شکاف طبقاتی به چشم یک آرزوی بزرگ و بی بدیل مینگرد . . . مسابقه رفاه میان مسئولین ، بی اعتنایی به گسترش شکاف طبقاتی در ذهن و عمل برنامه ریزان ، ثروتهای سر برآورده در دستانی که تا چندی پیش تهی بودند، هزینه کردن اموال عمومی در کارهای بدون اولویت و به طریق اولی در کارهای صرفا تشریفاتی ، میدان دادن به عناصری که زرنگی و پررویی آنان همه گلوگاه های اقتصادی را به روی انان می گشاید و خلاصه پدیده بسیار خطرناک انبوه شدن ثروت دردست کسانی که آمادگی دارند آنرا هزینه کسب قدرت سیاسی کنند و البته با تکیه بر آن قدرت سیاسی اضعاف آنچه را هزینه کرده اند گرد می آورند.اینها و امثال اینها نقاط استفهام بر انگیزی است که هر جوان معتقد به عدل اسلامی ذهن و دل خود را به آن متوجه می یابد و از کسانی که مظنون به چنین تخلفاتی شناخته میشود، پاسخ میطلبد و همچنین در کنار آن از دولت، مجلس و دستگاه قضایی عملکرد قاطعانه برای ریشه کن کردن این فسادها را مطالبه میکند امروز این مهمترین و مطرح ترین مسئله کشور ماست و نسل دانشجوی متعهد و مومن نمیتواند نسبت به آن بی تفاوت باشد.» (مقام معظم رهبري 6/1/86)

در این میان سئوالات متعددی مطرح شد از جمله اینکه آرمانخواهی دانشجویان که در برخی موارد با مخالفت مسئولین مواجه می شود و بعضا در تضاد با یکدیگر قرار می گیرد چه جایگاهی در پیشبرد اهداف انقلاب دارد؟رهبر انقلاب در جواب این سئوال فرمودند:« اگر شما جوانان نگاه به قلّه هاى آرمانى را كنار بگذاريد، برآيندِ غلطى به وجود خواهد آمد. برآيندِ آرمانگرايى شما و چالش مسؤولان با مصلحتها، برآيند معتدل و مطلوبى خواهد شد؛ اما اگر شما هم دنبال مصلحتگرايى رفتيد و گرايش مصلحتانديشانه - يعنى صددرصد با واقعيتها كنار آمدن - وارد محيط فكرى و روحى دانشجو و جوان شد، آنوقت همه چيز به هم مىريزد و بعضى آرمانها از ريشه قطع و گم خواهد شد. دانشجويان نبايد آرمانگرايى را رها كنند. توقّع من از شما عزيزان اين است كه پايههاى معرفتى خودتان را در همه زمينهها عميق و مستحكم كنيد» (15/ 08/ 82) و این بدان معنی است که آرمانخواهی دانشجویان که ظاهرا در تضاد با برخی مصلحتهاست از آن جهت که یاد آور آرمانهای اولیه و مقایسه وضع کنونی و وضع مطلوب است در راستای اهداف انقلاب بوده و نه تنها علی رغم کوته نظری ها مخالف اهداف انقلاب نیست بلکه طبق فرمایشات رهبری تلاش در جهت تعالی انقلاب می باشد. می توان این تفاوت و تضاد را با دولبه قیچی مقایسه کرد که در عین رودر رو قرار داشتن در نهایت تیزی و برش ، انجام عمل ذاتی قیچی بدون یکی از این دو لبه امکان پذیر نخواهد بود.شیوه مطالبه دانشجویان با گذشت زمان از حدود سنتی فرا تر رفت و به مرزی رسید که برخی مسئولین که شاید برای اولین بار با این نوع ادبیات روبرو می شدند با بهانه های گوناگون از پاسخگویی و در معرض مطالبه قرار گرفتن طفره رفتند.در این باره نیز با بحث و بررسی تئوریک و مطالعه سخنان رهبری به نتیجه مطلوب و انطباق با خواسته رهبری جامه عمل پوشانده شد .« بایستی عدالت آنچنان از طرف مردم ، قشرها و بخصوص جوانان مطالبه شود که هر مسئولی چه بنده و چه هر کس دیگری که در جایی مسئول است ناچار باشد به مقوله عدالت ولو برخلاف میلش هم باشد بپردازد» این صحبت چنان گویا و روشنگر بود که به دانشجویان فهماند رهبری خود را نیز در حوزه ای قرار داده که باید از او پرسش شود و این نشان داد که در تفکر رهبری در مورد مطالبه عدالت هیچ کس مستثنی نیست ، تا جایی که در قسمتی از فرمان 8 ماده ای چنین امر شده است: « درامر مبارزه با فساد نباید هیچ تبعیضی دیده شود هیچکس و هیچ نهاد و دستگاهی نباید استثنا شود . هیچ شخص یا نهادی نمی تواند با عذر انتساب به اینجانب یا دیگر مسئولان کشور خود را از حساب کشی معاف بشمارند»البته با وجود عملکرد منطبق بر سخنان رهبری دانشجویان عدالتخواه بسیاری از کسانی که به هر دلیل سعی در شانه خالی کردن از پاسخگویی داشتند با بهانه ها و دلایل خود ساخته ای همچون سخنان محرمانه رهبری و یا عدم مصلحت نظام و تعاریف خود تفسیر از مصلحت!!!سعی در منصرف و منحرف کردن دانشجویان از عمل به فرامین رهبری داشتند،اما در اینجا نیز فرمایشات رهبری در باره جایگاه آرمانخواهی و مصلحت سنجی و سخنان سال 86 در جمع تشکلهای دانشجویی و تاکید بر ارائه سخنان در مجامع عمومی و عدم تضاد سخنان محرمانه و عمومی ایشان پاسخی دندان شکن بر اینگونه شایعات بود.در مورد مسئولین توضیح همین نکته کافی بود که به خاطر اعتقاد به اصل امر به معروف و نهی از منکر و همچنین عدم سنجش حق با افراد و بلکه بالعکس سنجش افراد با حق در دیدگاه عدالتخواهی هر مسئولی تا زمانی که طبق آرمانهای انقلاب و فرامین امام و رهبری عمل کند مورد ستایش خواهد بود ولی در صورت عدم رعایت موارد فوق علی الخصوص ملاکهای امام راحل در مورد مسئولین از جمله توجه به ضعفا و محرومان ، اجرای عدالت، سادگی و پرهیز از تجملات ، روحیه ظلم ستیزی و مبارزه با استکبار، مردمی بودن و همچنین سخنان رهبری در اوامر خاصه به کارگزاران نظام من باب مثال فرمان 8 ماده ای ایشان در مورد مبارزه با مفاسد اقتصادی انتقادهای جدی و مطالبه پیگیرانه بدون تساهل و تسامح در دستور کار قرار می گیرد وهیچ فرد و نهادی با عذر انتساب به رهبری از حساب کشی معاف نمی شود .حقیقت این است که اگر اینگونه نباشد خطر عظیم و نابود کننده تربیت طلحه و زبیر ها که در شروع انقلاب جهانی اسلام جزء یاران خاصه و حتی ملقب به القاب توسط پیامبر اسلام بودند ولی در نهایت امر به علت عدم نظارت بر ایشان از طرف مردم و سوء استفاده از القاب و سوابق خود کار را بجایی رساندند که در برابر امام زمان خويش شمشیر از رو بستند، بسیار است و این چنان خطر بزرگی است که طی 61 سال کار را بجایی می رساند که فرزند رسول خدا باید برای زنده نگاه داشتن دین جدش پذیرای ضربات شمشیر آخته باشد.آری حقیقت این است که حفظ انقلاب از حفظ افراد مهمتر است. در همین راستاست که افراد با آرمانهای مذکور سنجیده شده و اگر انحرافی مشاهده شود بدون رعایت مصلحت های معمول که بعضا بخاطر عدم مشخص بودن مرز مصلحت نظام با مصالح افراد و سوء استفاده طلحه چه ها و زبیرچه ها به تخمیر نیروهای انقلابی انجامیده و هر حرکت انقلابی را با همین بهانه مصلحت خاموش میکند این انحراف را فریاد می زنیم وطبق سخنان رهبری این عمل را با بصیرت در راستای انقلاب بزرگ اسلامی میدانیم .همانا معتقدیم در این راستا رهبر معظم انقلاب نیز عنایت ویژه ای به این حرکت در کشور دارند (عدالتخواهی لب انتظار ما از دانشجویان است )- ( يك لحظه از درخواست و مطالبهى عدالت كوتاهى نكنيد؛ اين شأن شماست. جوان و دانشجو و مؤمن شأنش همين است كه عدالت را بخواهد. پشتوانهى اين فكر هم با همهى وجود، خودم هستم و امروز بحمداللَّه نظام هست .) پیام رهبر انقلاب خطاب به دانشجویان در كرمان و شيراز اخيراً صحبت هايي در بعضي برنامه هاي آموزشي برخي دستگاه ها با اشاره به جريان هاي عدالتخواهانه و تخطئة آنان شنيده شده است، كه مسئولين مربوطه بايد دقت نمايند خودشان خداي ناكرده در زمرة اهداف دشمنان عمل ننمايند. سخناني كه بيشتر ناشی از کوته نظری ها و کج فهمی هاي صاحبان آن است که جریان عدالتخواه را با نام منافقین جدید و يا عملكرد آنان را در راستاي اهداف دشمنان معرفي مي كنند .« مسئولين نظام ايران انقلابي بايد بدانند كه عدهاي از خدا بيخبر براي از بين بردن انقلاب، هركس را كه بخواهد براي فقرا و مستمندان كار كند و راه اسلام و انقلاب را بپيمايد فوراً او را كمونيست و التقاطي ميخوانند. از اين اتهامات نبايد ترسيد، بايد خدا را در نظر داشت و تمام هم و تلاش خود را در جهت رضايت خدا و كمك به فقرا به كار گرفت و از هيچ تهمتي نترسيد. آمريكا و استكبار در تمامي زمينهها افرادي را براي شكست انقلاب اسلامي در آستين دارند. در حوزهها و دانشگاهها مقدسنماها را كه خطر آنان را بارها و بارها گوشزد كردهام، اينان با تزويرشان از درون محتواي انقلاب و اسلام را نابود ميكنند، اينها با قيافههاي حق به جانب و طرفدار دين و ولايت، همه را بيدين معرفي ميكنند، بايد از شر اينها به خدا پناه بريم». امام خميني 29/4/1367

لذا ما ضمن احترام كامل به اين گروه ها ، آنها را به تفكر بيشتر در مباني اين حركت ها سفارش نموده و اعلام مي نماييم فعاليت هاي اين جريانات نيز از سوي دوستان ما رصد و اسكن خواهد شد و در صورت ادامه بايستي منتظر عكس العمل هاي جدي تر بود. البته با توجه به کلام سید شهیدان اهل قلم ( آرمانخواهی انسان مستلزم صبر بر رنجهاست پس برادر خوبم یاد بگیر برای آرمانخواهی در راه حق در این سیاره رنج صبورترین انسانها باشی ) این بی مهری ها و بعضا غرض ورزی ها که توسط برخی مسئولین علي الخصوص در فارس و یا افراد دیگر با عدالتخواهان صورت می گیرد را با جان و دل به عنوان هزینه راه نگهداری از انقلاب خریداریم و بقول محبوب و مرادمان در سفر به شیراز :

وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم

که در طریقت ما کافری است رنجیدن

حقیقت این است که این گفتمان سر آغاز تحولات بزرگ وشگرفی در حال و آینده این نظام هست و خواهد بود. ( ...چنانچه بلند کردن پرچم عدالتخواهی و عملکرد جنبش عدالتخواه دانشجویی باعث روی کار آمدن دولت نهم شد البته منظور یک تشکل خاص نیست ) البته جای این پرسش بسیار جدی نیز وجود دارد که چه شد به اینجا رسیدیم و هنوز در امر مبارزه با مفاسد اقتصادی و اقامه عدالت و قسط اجتماعی که یکی از اهداف رسالت انبیا است ، دستاورد های چندانی نداشتیم .مشکل از زمانی آغاز شد که ما جنگ فقر و غنا را جدی نگرفتیم حضرت امام (ره) در انتهای جنگ تحمیلی پیام تشکیل بسیج دانشجو و طلبه را اعلام نموده و در آن پیام به صراحت به این مسئله اشاره کردند. زمانی که جنگ تمام شده بود امام فرمودند : « امروز جنگ اغاز شده است » اشاره به این مسئله به کرات در بیانات بنیانگذار انقلاب اسلامی دیده می شود .« امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استكبار و جنگ پابرهنهها و مرفهين بيدرد شروع شده است. و من دست و بازوي همهی عزيزاني كه در سراسر جهان كولهبار مبارزه را بر دوش گرفتهاند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلاي عزت مسلمين را نمودهاند، ميبوسم و سلام و درودهاي خالصانهی خود را به همهی غنچههاي آزادي و كمال نثار ميكنم.»آری همه ما در این مسئله مقصریم. ما نتوانستیم دراین هماورد جدید در سنگری در نقطه پرگار ام القرای جهان اسلام به وظایف خود بطور کامل عمل کنیم .« به خاطر خون شهدا ، خواهرم حجابت ، برادرم نگاهت » ، فقط همین. ولی چند بار گفتیم : « بخاطر خون شهدا ، بیت المال را غارت نکنید ، به محرومین رسیدگی کنید و بخاطر خون شهدا ، در مبارزه با مفاسد اقتصادی اینقدر استخاره نکنید» فساد اقتصادی عامل ایجاد فساد اخلاقی است، آیا ما به جای پرداختن به ریشه به ساقه و برگ نپرداختیم ؟ در این حوزه به وظایف خود تمام و کمال عمل کردیم؟آیا مسئولین فراموش کردند که: «روحانيت متعهد ، به خون سرمايه داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنان سر آشتي نداشته و نخواهد داشت.» امام خميني 3/12/67كه متأسفانه امروز نغمه و آهنگ غناي آشتي از هر كوي و برزن اين موطن به گوش مي رسد. زندگي در تجملات به بهانه امنيت مسئولان عالي رتبه و حضور در كاخ ها و ابنيه طاغوت گذشته كه به واسطه روح اعمال شنيع كارگزاران پهلوي ظلمت و تعفن گناه با مكان ها عجين شده و به بهانه ارتباط با مسئولان ساير كشورها و بلاد كفر و اهل كتاب و حفظ شان جمهوري اسلامي و زندگي خسته كننده ديپلماتي – تشريفاتي براي برخي محترمين و آشنايان انقلاب ، اصولا دل و دماغي براي تفكر به محرومين و پابرهنگان و مستضعفان باقي نگذاشته است و انتظار آن چنان رفتاري از اين چنين وضعي ، انتظار معقولي نيست و ايده آل و كمال طلبي انتزاعي مي باشد.«فقرا و متدينين بيبضاعت، گردانندگان و برپادارندگان واقعي انقلابها هستند. ما بايد تمام تلاشمان را بنماييم تا به هر صورتي كه ممكن است خط اصولي دفاع از مستضعفين را حفظ كنيم.» امام خميني، 29/4/1367

آیا به واقع ما خط اصولی دفاع از مستضعفین جهان را حفظ نموده ایم؟اگر عدالت یکي از رسالتهای انبیا و اهداف اسلام است که اینچنین است ،آيا توانسته ایم الگویی از عدالت اجتماعی به عنوان مقدمه و زمینه ای برای جامعه مهدوی به جهانیان نشان دهیم؟ آیا با وجود مدلهایی چون ، سوئد، سوییس و چین، در مبارزه با مفاسد اقتصادی که حتی تا اعدام مسئولین مفسد پیش می روند و با تساهل و تسامح برخی مسئولین خودمان در این مبارزه که در موارد فراوانی تا همدستی با مفسدین پیش می روند، حرفی برای گفتن داریم ؟ بی شک حرکت در این مسیر و بر طرف نمودن سد ها و موانع موجود در حوزه های مختلف از مطالبه از مسئولین جهت حرکت در راستای منویات مقام معظم رهبری تا تلاش بی وقفه در حوزه های نرم افزاری ، راه ي ست که برای زمینه سازی در جوامع جهانی و تشکیل پایه های بنیادین و معرفتی جامعه مهدوی، بایستی پیموده شود تا پرچم « لا اله الا ا...» بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآید.و در پایان ذکر این نکته :«وقتی حضرت امير(ع) درنبرد جمل پیروز شد یکی از یارانش گفت : دوست داشتم برادرم در این صحنه بود و می دید چگونه خداوند تو را بر دشمنانت یاری داد. امام به او فرمود : آیا واقعا او می خواست با ما باشد ؟ گفت : آری. فرمود : بی شک با ما حضور داشته است ، نه تنها او، بلکه در این لشکر با ما هستند آنانی که در رحم مادران و صلب پدرانند و هنوز به این دنیا نیامده اند.» نهج البلاغه خطبه 12آری جنگ عدالت ، جنگی است که خط مقدمش توسط آن حضرت شکسته شده است و سربازان امروزش نیز در زمره سربازان حضرت خواهند بود و در همان راه نیز شهید خواهند شد،انشاءا...

مجمع مطالبه آرمانهای انقلاب اسلامی

نوشته شده توسط دانشجوي مسلمان در ساعت 14:25 | لینک  | 

بازخوانی واقعه ۱۳ شهریور ۱۳۷۷ و قتلهای زنجیره ای

1- واقعه سيزدهم شهريور

در پي اظهارات عبدالله نوري و عطاء الله مهاجراني درباره امكان فعاليت گروه غير قانوني نهضت آزادي و نارضايتي گسترده اي كه در ميان افراد مومن وانقلابي به وجود آمد واكنشهاي متفاوتي در سطح جامعه روي داد. با اين پيش زمينه ، افراد ياد شده - به عنوان دو نماد توسعه سياسي ، تكثرگرايي فرهنگي و تساهل وتسامح - در سيزدهم شهريور ماه 1377 ه .ش به صورت غير منتظره در محلي از نماز جمعه تهران حضور مي يابند كه معمولا نيروهاي رزمنده در آن مكان استقرار دارند . گفته مي شود اقامه نماز فرادي از سوي اين افراد در هنگام برپايي نماز جمعه ، حساسيت دو چنداني را به وجود مي آورد . با تحريك عوامل نفوذي ، آنان مورد ضرب وشتم قرار مي گيرند ودر پي آن ، تبليغات جهت دار و مسمومي عليه نيروهاي رزمنده و حزب اللهي و نهادهاي برآمده از انقلاب اسلامي آغاز مي شود و آنها به خشونت طلبي و مخالفت با آزادي ، جامعه مدني ومردم متهم ميشوند .

اجرايي شدن اين سناريو از آغاز پروژه خط كشي و تقسيم بندي جامعه به قرمز و آبي - خشونت طلب واصلاح طلب - خبر مي داد.

2- قتلهاي زنجيره اي

پروزه قتلهاي زنجيره اي را در سه فاز بايد بررسي كرد :

فاز يكم : وقوع قتلها

در نگاه نخست به نظر مي رسيد اين قتلها با هدف خارج كردن جريان روشنفكري معاند از زير چتر اطلاعاتي انجام شده است . قتلهاي زنجيره اي در راستاي راهبرد استحاله وفروپاشي جمهوري اسلامي از درون ، فضاي لازم را باري فعال تر شدن روشنفكران معاند و خط شكني و سهم خواهي آنان از نظام ديني فراهم مي ساخت . يكي از اعضاي كانون نويسندگان مي گويد :

« وقتي كه تمام جريانات روشنفكري كشور و خارج كشور به عنوان سوژه در وزارت اطلاعات درآمدند و همه تحت كنترل و مراقبت مي باشند ، بديهي است كه با شعارهاي دوم خرداد جور درنيايد . اگر بخواهيم آزادي روشنفكران را نويد دهيم ،كاري مهمتر از اين نميتوان كرد كه كنترل ومراقبت را برداشته و وزارت اطلاعات را از اهداف و سوژه ها منصرف كرده و استحاله نظام را با استحاله اطلاعاتي آغاز نماييم »(1)

ماجراي قتلهاي زنجيره اي ، ناظر به تسويه حساب دروني جبهه روشنفكري معاد نيز مي باشد . تامل در هدف گذاريهاي اين پروژه ( افرادي كه در اين سناريو به قتل رسيدند ) ضمن منتفي ساختن طراحي قتلها از سوي نظام ، موضوع حذف موانع و تصفيه دروني را اثبات مي نمايد .

يكي از سوژه هاي به قتل رسيده در اين پروژه داريوش فروهر بود . وي با عدم اعتقاد به راهبرد استحاله نظام اسلامي با نرم افزار اصلاحات و عدم همراهي با اپوزيسيون داخلي ، نخستين مانعي بود كه بايد حذف مي شد . فروهر چندماه پيش از به قتل رسيدن ، با معرفي نهضت آزادي به عنوان اپوزيسيون درون زاي جمهوري اسلامي ، در اظهاراتي كه موضوع حذف وتصفيه دروني جبهه روشنفكري معاند را تاييد مي كند ، مي گويد :

« ما معتقديم كه حكومت از مسير انقلاب خارج ومنحرف شده است و به كج راهه رفته است . بنابراين ، اين حكومت بايد برانداخته شود وحكومتي غير مذهبي با رعايت جدايي كامل دين از دولت بر سر كار آيد » (2)

وي - به عنوان سركرده حزب پنج نفره ملت - كه به علت تكرويها و مخالفت هاي آشكار خود ، از دشمنان بي خطر نظام محسوب مي شد ، در خصوص شيوه براندازي مورد نظرش كه با مشي استحاله رسمي و قانوني نظام ديني از درون ناسازگار بود ، اظهار مي دارد :

«شيوه دست يابي به اين هدف ، انجام مبارزه قهرآميز غير مسلحانه مانند انجام تظاهرات ، انجام اعتصابات ، تحريم انتخابات و امثالهم مي باشد » (3)

مقتولان ديگر پروژه قتلهاي زنجيره اي نيز از اعضاي بريده ، منفعل يا چپ گراي كانون نويسندگان بودند كه در دور جديد فعاليت ومشاركت اين كانون در عمليات استحاله جمهوري اسلامي ، به علت مخالفت ها و مانع تراشي ها ، ميبايست حذف مي شدند . پس از وقوع قتلها و حذف اين موانع ، با تغييراتي كه در سطوح بالا ومديريتي كانون نويسندگان به وجود آمد ، گمانه تصفيه دروني بيش از پيش به واقعيت نزديك شد .

فاز دوم : جنگ رواني

با گسترش جنگ رواني به عرصه تبليغات سياسي و توان تاثير گذاري بر افكار عمومي ، اين فرآيند به يكي از نرم افزارهاي براندازي تبديل شد . پخش شايعه بمباران مستمر افكار عمومي و القاي ذهنيت هاي نادرست توسط رسانه ها از لوازم عمليات رواني به شمار آمد .

طراحان جنگ رواني با ايجاد پرسش ها وشبهه هاي بي اساس در اذهان جامعه ، افكار عمومي را مطابق اهداف ومقاصد مورد نظر خود شكل داده ، بر آن مديريت مي كنند . تخريب رقيبان سياسي و بي اعتبار ساختن آنها در جامعه نيز يكي از كاركردهاي جنگ رواني مي باشد .

عمليات رواني در كاركردي ديگر با پنهان نگه داشتن حقيقت واستتار ستاد طرح وآمران اصلي سناريو ، چهره واقعيت را هنگام كشف ظهور مشوش مي سازد ، به گونه اي كه براي افكار عمومي ناپذيرفتني باشد .

در فاز دوم پروژه قتله اي زنجيره اي (جنگ رواني) كاركردهاي ذكر شده به منصه ظهور رسيد . با وقوع قتلها ، رسانه هاي بيگانه و مطبوعات زنجيره هاي تجديد نظر طلب د رعمليات رواني همه جانبه ، از اين سوژه براي هجمه به ساختارهاي نظام ديني بهره بردند . آنان سعي داشتند از اين رهآورد به اهداف زير دست يابند :

* برهم زدن وحدت وانسجام ملي

ايجاد شكاف در اركان نظام ديني و تبديل آن به تضاد و تقابل و درنتيجه ساخت دوگانگي در حاكميت ، بديهي ترين هدف قتلهاي زنجيره اي بود . مططفي كاظمي (موسوي ) - از آمران اصلي پروژه قتلها - در بيان اصلي لين سناريو تصريح مي كند :

« تحليل ما از اوضاع جاري روز اين بود كه رهبري غير از امام است و آقاي خاتمي هم به دليل اينكه بيست ميليون راي آورده و بيست ميليون پشتيبان دارد ، قدرتش بيشتر از بني صدر است و ما اين قتلها را مرتكب مي شويم و به گردن رهبري مي اندازيم و جنگ بين اين دو منجر به شكست رهبري ... خواهد شد »(4)

* ادامه عمليات مشروعيت قهقهرايي

عينيت بخشيدن به خط كشي و صورت بندي اصلاح طلب و خشونت طلب - آبي وقرمز كردن جامعه - و قراردادن افراد و جريان هاي اصول گرا در صف خشونت طلبان ، از ديگر اهداف اين پروژه بود . طراحان اين پروژه با سنگين كردن فضاي اتهام بر روي معتقدان به نظام ديني ، تضعيف ، بي اعتباري وانزواي آنان را به انتظار مي كشيدند.

عزت الله سحابي در مصاحبه اي با روزنامه خرداد به صراحت اعلام ميدارد :

« انتساب جنايتهاي اخير به جناح انحصار غير قابل انكار است ، چرا كه نظريه پردازها ،‌مبلغها ، مجوز شرعي صادر كنها وفتوا بده ها ، همه دراين جناح مقابل قرار دارند »‌(5)

رسول منتجب نيا در اين باره مي گويد :

« همه مردم مي دانند كه اين مسائل از طرف جناح مخالف خاتمي بوجود آمده است ... جناح راست بيش لز دو سال است كه از طريق مصاحبه ها وخطبه هاي نماز جمعه ، زمينه هاي چنين اعمال وحشيانه اي را فراهم كرده است .» (6)

يكي از تشكلهاي دانشجويي كه در نقش ماشين فشار ، تئوري فشار از پايين را به فاز اجرا منتقل كرده بود ، با انتشار بيانيه اي تصريح مي كند :

« ملت ايران اين بار نيز با هوشياري ، نوك پيكان اتهام را به سوي متهمين واقعي كه همانا شكست خوردگان دوم خرداد و مخالفين جامعه مدني اند ، نشانه خواهد رفت » (7)

* منفعل كردن سيستم امنيتي و خالي كردن كشور از چتر اطلاعاتي

اقتدار وامنيت ملي يك كشور با سلامت وثبات پايه هاي اقتدار حاكميت آن كشور و اعتماد افكار عمومي به آن ، نسبت مستقيم دارد . بر همين اساس شكستن اقتدار و سلب اعتماد از نهادهاي حافظ امنيت ، بخشي از طرح براندازي يك حاكميت است . مثلا فروپاشي شوروي سابق هنگامي به فعليت درآمد وبه مرحله نهايي رسيد كه سيستم اطلاعاتي و امنيتي آن كشور منفعل شد و فرو ريخت . از اين ديدگاه ، پروژه قتلهاي زنجيره هاي و جنگ رواني برخاسته ازآن ، پچيده ترين سناريوي مشروعيت قهقرايي براي سلب اعتماد مردم از نظام ديني و پايه هاي اقتدار آن بود .

يكي از اعضاي كانون نويسندگان با اشاره به وقوع قتلها و رهاوردهاي آن ، تصريح مي كند :

« به نظر من مهمترين كار ، بعد از دوم خرداد ، مباحثي بود كه در جهت تضعيف و تخفيف وزارت اطلاعات در جامعه مطرح شد ، زيرا رسوا كردن نظام اطلاعاتي و كاركردها و سياستهايش ، گام موثري بود براي استحاله رژيم .» (8)

دكتر ويليام - يكي از اعضاي موثر جمعيت امت اسلامي آمريكا - در نامه اي درباره قتلهاي زنجيره اي مينويسد :

« اخبار نگران كننده وتاسف باري از ايران مي رسد كه ايرانيها با دست خود وزارت اطلاعات را زمين گير كرده و عليه آن موجي از فشار و تبليغات رواني وسياسي را به وجود آورده اند و مسلمانان وخصوصا شيعيان ايالتهاي مختلف آمريكا به شدت از اين حركت متعجب گرديده اند . بنا بر اطلاعي كه از محافل اسرائيلي مقيم آمريكا داشتيم و بارها هم گفته شد ، اسرائيل از مدتها قبل معتقد شده بود كه وزارت اطلاعات ايران در حد قابل قبولي در جهان مطرح است ... لذا در چند سال گذشته تلاش كردند تا بتوانند طرح داماتو ، به محدود سازي و تخريب وزارت اطلاعات بپردازد و امروز كه وزرات اطلاعات مورد غضب خود ايرانيان ، اسرائيل و آمريكاست اتفاقي نيست .» (9)

* بي اعتبار ساختن نهادهاي برآمده از متن انقلاب

تضعيف نهاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامي كه يكي از كاراترين پايه هاي اقتدار نظام ديني و مدافع دستاوردهاي انقلاب اسلامي است ، از ديگر اهداف پروژه قتلهاي زنجيره اي بود . دراين خصوص مصطفي كاظمي در اقرار خود اذعان مي دارد :

« قرار بود اين قتلها را به گردن سپاه بيندازيم و چون سپاه زير نظر فرماندهي كل قواست ، طبعا نتيجه گيري مي شود كه رهبري دستور اين قتلها را صادر كرده است » (10)

روزنامه هاي تجديد نظر طلب و قلمهاي معاند و مسموم در استمرار اين روند با تحريف سخنان فرمانده كل سپاه ، آن را بهانه اي براي مرتبط ساختن سپاه با پروژه قتلهاي زنجيره اي قرار دادند . آنان كوشيدن با القاي دخالت سپاه در ماجراي قتلها ، گستره جنگ رواني را با هدف تضعيف و بي اعتبار سازي نهادها انقلابي متوجه سپاه كنند . (11)

*تسخير سيستم امنيتي

هواخواهان ليبراليسم در وراي ايجاد انفعال در سيستم اطلاعاتي كشور ، در انگاره تسخير اين سيستم نيزبودند و براي اين منظور شوراي سه نفره اي پيش بيني شده بود . دسترسي به اسناد ومدارك ، دخل وتصرف درآنها و استفاده ابزاري از سيستم امنيتي ، ره آورد ديگر سناريوي قتلها بود كه تجديد نظر طلبان در صدد به فعليت درآوردن آن بودند . براي رمز گشايي از اين موضوع كافي است به كتاب موج سوم دموكراسي ، ساموئل هانتينگتون رجوع نمائيم . وي در توصيه اي به اصلاح طلبان هواخواه ليبراليسم ( اصلاح طلبان آمريكايي) براي در اختيار گرفتن دستگاهاي امنيتي مي نويسد :

« عدم خشونت را تبليغ ، ولي خود بدان عمل كن . با اين كار علاوه بر ديگر اقدامات ، بهر وآسان تر مي تواني نيروهاي امنيتي را به سوي خود جلب كني » (12)

فاز سوم : ايجاد انحراف در روند رسيدگي به پرونده

در فاز سوم سناريوي قتلهاي زنجيره اي ، اراده اي هدفمند تلاش مي كرد ضمن ايجاد انحراف در روند رسيدگي به قتلها ، ستاد طراح هدايت كننده را استتار نمايد .

از اين رو با انتشار اخبار جهت دار ، القاي ذهنيت نادرست در برخي از مسئولان ، تسخير ذهنيت جامعه ، دان نشاني نادرست و به بيراهه كشاندن روند پرونده ، عمليات انحراف و استتار را انجام داده اند.

پی نوشته ها :

1- نشريه گزيده اخبار ، ش 22، ص 20 2

2-نفوذ واستحاله ، ص 152

3- همان

4- به نقل از حجت الاسام حسينيان ، تابستان 1378 ( سخنراني در جمع طلبا مدرسه علميه شهيدين قم)

5- روزنامه خرداد ، 22 آذر ماه 1377

6- هفته نامه آبان ، 26 دي ماه 1377

7- روزنامه صبح امروز ، 25 آذر ماه 1378 ( بيانيه تحكيم وحدت )

8- نشريه گزيده اخبار ، شماره 22 ، صفحه 20

9- همان ، صص 14 و15

10- به نقل از روح الله حسينيان در تابستان 1378

11- شب نامه اي توسط يكي از عناصر مرتبط با باند نهدي هاشمي - به نام مرتضي اميني - در 21 ماه رمضان در مسجد حسين آباد اصفهان توزيع شد .

12- موج سوم دموكراسي در پايان سده بيستم ص 169

بررسی فرآیندهای نوین براندازی در ایران (قسمت اول)

بررسی فرآیندهای نوین براندازی در ایران (قسمت دوم)

نوشته شده توسط دانشجوي مسلمان در ساعت 22:8 | لینک  | 
 

راه رجا بسته نيست احمدی نژاد ومیرحسین به کجا میروند ؟ مگر مسلمانان نمي بينند كه از يك طرف اسلام اشرافيت ، اسلام ابوسفيان ، اسلام ملاهاي كثيف درباري ، اسلام مقدس نماهاي بي شعور حوزه هاي علمي ودانشگاهي ، اسلام ذلت ونكبت ، اسلام پول وزور ، اسلام فريب وسازش واسارت ، اسلام حاكميت سرمايه وسرمايه داران بر مظلومين وپابرهنه ها و دريك كلام اسلام آمريكايي را ترويج مي كنند و از طرف ديگر سر برآستان سرور خويش آمريكاي جنايتكار مي گذارند .                              ما مظلومان هميشه تاريخ ، محرومان وپابرهنگانيم ، ماغير از خدا كسي رانداريم واگر هزار بارقطعه قطعه شويم دست از مبارزه با ظالم برنمي داريم                              امروز جنگ حق و باطل ، جنگ فقر وغنا ، جنگ استضعاف واستكبار و جنگ پا برهنه ها و مرفهين بي درد شروع شده است. .                              جنگ ما جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نمي شناسد و ما بايد در جنگ اعتقاديمان بسيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم                               مبارزه با رفاه طلبي سازگارنيست و آنها كه تصور مي كنند مبارزه در راه استقلال وآزادي مستضعفين ومحرومين جهان با سرمايه داري ورفاه طلبي منافات ندارد با الفباي مبارزه بيگانه اند و آنهايي كه تصور مي كنند سرمايه داران ومرفهان بي درد با نصيحت و پند واندرز متنبه مي شوند و مبارزان راه آزادي پيوسته و يا به آنان كمك مي كنند آب در هاون مي كوبند.                              ما بر سر شهر ومملكت با كسي دعوا نداريم ، ما تصميم داريم پرچم « لااله الا الله » را بر قلل رفيع كرامت وبزرگواري به احتزازدرآوريم .                              اسلام موانع بزرگ داخل وخارج محدوده خود را يكي پس از ديگري برطرف و سنگرهاي كليدي جهان را فتح خواهد كرد .                              اين وظيفه اوليه ما و انقلاب اسلامي ماست كه در سراسر جهان صلا زنيم كه اي خواب رفتگان ، اي غفلت زدگان بيدار شويد وبه اطراف خود نگاه كنيد كه در كنار لانه هاي گرگ منزل گرفته ايد برخيزيد كه اينجا جاي خواب نيست و نيز فرياد كشيم ، سريعا قيام كنيم كه جهان ايمن از صياد نيست .                              ما مظلومان هميشه تاريخ ، محرومان وپابرهنگانيم ، ماغير از خدا كسي رانداريم واگر هزار بارقطعه قطعه شويم دست از مبارزه با ظالم برنمي داريم .                              من با اطمينان مي گويم اسلام ابر قدرتها را به خاك مذلت مي نشاند                              ما اين واقعيت و حقيقت را در سياست خارجي و بين الملل اسلاميمان بارها اعلام نموده ايم ، كه در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده ،و هستيم حال اگر نوكران آمريكا نام اين سياست را توسعه طلبي و تفكر تشكيل امپراطوري بزرگ ميگذارند، از آن باكي نداريم و از آن استقبال ميكنيم.                               ما مي گوييم تا شرك وكفر هست مبارزه هست وتا مبارزه هست ما هستيم