تبليغاتX
دردنوشته هاي دانشجوي مسلمان

آقا فرمودند من نگرانم

- مشهد خدمتشان بوديم. سر ناهار بود. موقع اخبار تلويزيون بود. اخبار ساعت 2‌ بعد از ظهر، اين مراسم غبارروبي ضريح مطهر حضرت رضا (عليه‌السّلام) را نشان مي‌داد. ظاهرا‌ً شب قبلش هم نشان داده بود. باز فردا ظهر هم نشان داد. من آنجا خدمتشان نشسته بودم. ايشان فرمودند چند بار يك برنامه را نشان مي‌دهند؟! چقدر افراط مي‌كنند در نشان دادن برنامه‌هاي ما!

- براي مرحوم آيت‌الله العظمي گلپايگاني كه فوت كردند، حضرت آقا مجلس ختمي در قم گرفتند‌ مسجد اعظم‌ و يك مجلس ختمي هم در تهران‌ مدرسه عالي شهيد مطهري‌ آنجا يكي از آقايان منبر رفتند. بخشي از صحبت ايشان راجع به مرجعيت آقا بود. بالاخره ايشان خواست در آن فضا، بعد از فوت مرحوم آيت‌الله العظمي گلپايگاني، مرجعيت آقا را جا بيندازد. بعد كه آمديم بيرون، آقا فرمودند كه عجب منبر بدي ايشان رفت!

- يك وقت گزارشي را خدمتشان بردم، راجع به يكي از روحانيوني كه آن موقع قاضي شده بود. خانه‌اي خريده بود و مقداري كمك و مساعدت هم براي آن خانه مي‌خواست. گزارشي را خدمت ايشان دادم. با اينكه خيلي خانه‌ گران‌قيمتي هم نسبت به شرايط آن روز نبود، ايشان فرمودند كه چه ضرورتي دارد يك طلبه، خانه‌‌اي مثلاً بيست ميليون توماني بخرد‌ اين قضيه مال مثلاً دوازده‌ سيزده سال قبل است. با اينكه بيست ميليون تومان آن موقع هم خيلي زياد نبود و خانه‌ هم آن چناني نبود. بعد فرمودند ما داريم يك طبقه‌ جديد از مترفين به‌وجود مي‌آوريم.

- همين چندي قبل، يكي از دوستان دفتر گفتند حضرت آقا مبلغ زيادي را دادند و فرمودند اين را جزو پولهاي دفتر قرار بدهيد. از پول شخصي خودم هست. جزو پولهاي دفتر بگذاريد. براي استفاده‌هايي كه ما از امكانات مي‌كنيم، گاهي تلفني و گاهي از امكانات بيت‌المال كه استفاده مي‌كنيم‌.

- من يك وقتي درمورد آقازاده‌‌هاي آقا فكر مي‌كردم كه اينها چرا اين قدر به تعبير بنده، بچه‌هاي خوبي هستند.‌ واقعاً آقازاده‌هاي آقا خيلي خوبند، از هر جهت، خيلي خوب تربيت شده‌اند. ديانت، پاكي، زهد، بي‌تعلقي به دنيا و عدم اقبال به مسائل دنيا و امكانات. بالاخره ايشان در اين موقعيتي كه هستند، خيلي امكانات برايشان هست.

- يك بار نديده‌ام كه اينها راجع به پولي، امكاناتي و چيزهاي از اين قبيل صحبت بكنند. گويي افرادي معمولي هستند و پدرشان هم يك فرد معمولي است.

- آقا فرمودند من نگرانم كه بر اثر انقلاب و امكانات و موقعيت‌هايي كه هست و مي‌شود به يك جاهايي دست‌اندازي كرد، يك طبقه‌ جديد از مترفين را ما روحانيون به‌وجود بياوريم. من نگران اين هستم

- آقا مصطفي‌ آقازاده بزرگ آقا‌ همان سال اول ازدواجشان كه طلبه‌ قم بودند ‌ الان هم قم هستند‌ خانه‌اي اجاره كرده بودند و مستأجر بودند - الان هم مستأجرند - ما را يك روز براي ناهار دعوت كردند. ما رفتيم منزل ايشان. يك سال از ازدواج ايشان نگذشته بود، ماههاي اول ازدواج ايشان بود. ما هم يك گلدان معمولي خريديم و رفتيم كه دست خالي نرويم. من واقعاً‌ تعجب كردم كه آيا اين خانه، خانه‌ يك تازه‌داماد است؟! حالا نه خانه‌ فرزند رهبر انقلاب و مقام اول كشور، حتّي خانه‌ يك تازه‌داماد هم اين نيست. يعني يك خانه‌ تازه‌داماد، بالاخره يك زرق و برقي دارد؛ تا مدتها اين زرق و برق خانه‌ تازه‌داماد و خانه‌ تازه عروس، هست. من توي خانه‌ اينها، واقعاً همان زرق و برق معمولي يك تازه‌داماد و يك تازه عروس را نديدم. بسيار زندگي معمولي، دوتا فرش ماشيني، آن هم نه سه‌ در چهار‌ چون من دقت داشتم به اين چيزها. دور و بر خودم را نگاه مي‌كردم. حواسم بود و تا آنجا كه مي‌توانستم، رصد مي‌كردم اوضاع و احوال خانه را‌. دو تا فرش شش متري انداخته بودند، دور خانه هم موكت بود و دو‌ سه تا پشتي ابري معمولي، نه مبلماني، نه زرق و برقي! زندگي ساده و خوبي در آقازاده‌هاي ايشان سراغ داريم.

- يك شب يادم هست خدمت حضرت آقا بوديم. سفره انداخته بودند، آقاي هاشمي شاهرودي، رئيس قوه قضائيه هم مهمان آقا بودند. نان و پنير و سبزي، يك مختصر هم سوپ خيلي رقيق، فقط همين. برنامه‌ شبشان يك غذاي خيلي سبك و خيلي ساده است.

- بعد از نماز آقا فرمودند چطور شما اين موقع - موقع افطار - در دفتر هستيد؟ گفتيم براي استهلال مانده‌ايم. فرمودند خيلي خوب، افطار را برويم منزل ما. ما هم دلمان مي‌خواست كه براي افطار منزل آقا برويم، ولي تعارف هم مي‌كرديم. گفتيم نه آقا در دفتر غذا تهيه كرده‌اند. فرمودند نه، بياييد برويم. ما هم رفتيم. ‌اين آقاي حاج ناصر كه پذيرايي مي‌كند، مقداري نان و پنير و سبزي و حلوا آورد. ما مقداري نان و پنير، يك مقدار هم حلوا خورديم. ولي منتظر بوديم كه غذا را بياورند. بالاخره افطار است و با غذايي بايد ادامه پيدا كند. چون ما كنار آقا نشسته بوديم. ايشان چشمشان توي چشم ما نمي‌افتاد، مقداري آزادتر بوديم. اين آقاي حاج ناصر كه مي‌آمد، من يك جوري علامت دادم كه چيزي ادامه دارد يا نه، كه اگر ادامه ندارد، ما همين را بخوريم و گرسنه نباشيم. اگر ادامه دارد، خوب خودمان را به اينها سير نكنيم. علامتي دادم. ايشان گفت نه، ادامه ندارد.

- حضرت آقا فرمودند يك روز آقاي حائري به من گفتند كه آقاي آقا سيّد علي آقا! آن موقع شايد حضرت آقا بيست‌ودو‌ سه سالشان بيشتر نبوده‌ من با اين استعدادي كه در شما مي‌بينيم، شما يا يك مرجع تقليد مي‌شويد، يا حداقل عالم برجسته‌ خطّه‌ خراسان

- من جلسه‌اي را دوست دارم كه طرف بيايد، وقتي من يك حرف مي‌زنم، او ده تا نقد بر آن وارد كند كه من مجبور بشوم از خودم دفاع كنم تا به نتيجه خوبي برسيم. اين روحيه‌ حضرت آقا در مباحث است، در جلسات خصوصي هم همين جور است. ايشان خيلي نقادي و مباحثه را دوست دارند.

- وقتي حضرت آقا براي خواستگاري دختر ما( حداد عادل )، آمدند، فرمودند مهريه، هر جور خودتان مي‌دانيد باشد. شما دخترتان را داريد مي‌دهيد. ما آمديم به خواستگاري دختر شما. هر جور خودتان مي‌خواهيد، مهر قرار بدهيد. ولي اگر مي‌خواهيد من عقد را بخوانم، مهريه حداكثر چهارده سكه باشد. ولي شما هر چه بيشتر مي‌خواهيد، مهرتان را قرار بدهيد، ولي كسي ديگر عقد را بخواند، من بر شما تحميل نمي‌كنم. 

- ما روي خدا حساب باز كرده‌ايم. ما به خدا اطمينان و اعتماد داريم. اين جور نيست كه ما ندانيم آمريكا كيست و چيست. چنگ و دندان آمريكا را هم هر روز داريم مي‌بينيم. وحشي بودن اينها را مي‌فهميم؛ امّا ما به خدا اعتماد كرديم، روي خدا حساب كرديم و دل در گرو خدا قرار داده‌ايم.

- یكي از همين روحانيون سرشناس كشور آمدند خدمت حضرت آقا‌ آقاي كروبي بودند ‌ و آقا به ايشان فرمودند آقاي كروبي! آن دور‌ه‌ جواني كه همه دنبال خوش‌گذراني، رفاه و بهره‌برداري از نعمات هستند، ما و شما دنبال مبارزه بوديم. زندان و شكنجه و تبعيد و...، حالا كه ديگر آخر عمر ما شده است؛ حالا بايد بيشتر به فكر دنياي بعد باشيم.

نوشته شده توسط دانشجوي مسلمان در ساعت 13:52 | لینک  | 

بازخوانی غائله کوی دانشگاه تهران

بازي خطرناك چگونه كليد خورد!؟

مطرح شدن اصلاحیه قانون مطبوعات در مجلس پنجم ، یکی از دلایل حادث شدن غائله کوی دانشگاه بود . تجدیدنظرطلبان که مطبوعات زنجیره ای را با کارکرد چندگانه به مهمترین ابزار استحاله وفروپاشی تبدیل کرده بودند، با تصویب قانون مذکور ، خود را ناکام می دیدند . ازاین رو برای پیشبرد پروژه استحاله حاکمیت دینی می باید به هرشیوه ممکن ، مانع مصوب شدن آن می شدند

 یک روز پس از مطرح شدن اصلاحیه قانون مطبوعات در مجلس شورای اسلامی ، روزنامه سلام ، سند محرمانه ای منتسب به وزارت اطلاعات را منتشر کرد وبا تیتر بزرگ نوشت :« سعید اسلامی پیشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است (۱  


انتشار این نامه توسط روزنامه سلام ، تعجب همگان را برانگیخت . روزنامه نشاط - ارگان غیر رسمی نهضت آزادی - دراین باره نوشت :
« خطر ریسک ( انتشار نامه محرمانه وزارت اطلاعات ) به اندازه ای بود که حتی سعید حجاریان نیز صلاح را درآن دانست که چنین بازی خطرناکی را به موسوی خوئینی ها بسپارد ... سعید حجاریان به سردبیرانش توصیه کرده بود که فتیله را پایین بکشند و اگر خبری یا نامه ای افشاگرانه در دست دارند ، آن را به همکاران دیگری که احتمالا حاشیه امنیتی قوی تری دارند بسپارند » (2

به صحنه آوردن مدیر مسئول روزنامه سلام - آقای موسوی خوئینی ها- با هدف ایجاد هزینه ای غیر قابل پرداخت و درنتیجه عدم تصویب اصلاحیه قانون مطبوعات صورت پذیرفت . اما با شکایت وزارت اطلاعات و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی ، پرونده اتهامی وی به دادگاه ویژه روحانیت ارجاع داده شد و با احتساب حکم تعلیقی سال 1372 ه.ش (3) روزنامه سلام تا تعیین تکلیف نهایی تعطیل شد .
تجدید نظر خواهان هواخواه لیبرالیسم که با اعلام حکم توقیف روزنامه سلام دچار غافل گیری شده بودن ، به فرافکنی وتهدید مبادرت ورزیدند . روزنامه های زنجیره ای به طور هماهنگ ، تعطیلی روزنامه سلام را مهمترین سوژه خبری و تیتر خود قرار دادند و از آن به عنوان « اقدامی غیرقانونی » ، « مقابله با دولت » و « مخالفت با وتوسعه سیاسی » یاد کردند .

روزنامه نشاط با عبارت معناداری در زیر تصویر مدیر مسئول روزنامه سلام نوشت :
« آیا محافظه کاران هزینه به صحنه درآوردن آقای موسوی خوئینی ها را محاسبه کرده اند ؟ » (4)
روزنامه صبح امروز - با مدیر مسئولی سعید حجاریان - در نخستین روز توقیف روزنامه سلام تصریح کرد :« باید به یاد داشته باشیم که بازی دموکراسی ، اگر چه بازی نامیده می شود ، ولی اگر قواعد آن را بپذیریم دیگر بازی نیست . رای مردم به جمهوری اسلامی ، رای به قواعد دموکراسی است و اگر این قاعده چه در مطبوعات و چه در انتخابات در هم شکسته شود آنگاه سیاست ورزی به پایان می رسد ». (5)

همچنین آقای « مصطفی تاجزاده » در مورخه 17 تیر ماه 1378 ه.ش - یک روز پیش از واقعه کوی دانشگاه -در سخنانی در جمع اعضای دفتر تحکیم وحدت از روزنامه سلام به عنوان خط قرمز یاد میکند و از اعضای این تشکل دانشجویی می خواهد که برای رفع توقیف از این نشریه اقداماتی انجام دهند.
در ادامه این روند ، یکی از روزنامه های زنجیره ای در روز پنج شنبه ( 17 تیرماه ) خبری را منتشر ساخت که از اجرایی شدن یک سناریو (6) در روزهای آتی حکایت می کرد . روزنامه نشاط نوشت :
« صاحب نظران بر این باورند که ورود به قلعه فتح شده چپ گرایان یک ریسک خطرناک برای محافظه کاران است ...ناظران پیش بینی می کنند که طی روزهای آینده ، دفتر تحکیم وحدت و بدنه اجتماعی مدافع جناح چپ ، وارد صحنه شوند .» (7)
 « تجمع نخستین در کوی دانشگاه از چند طریق شکل گرفت. ابتدا فرخ شفیعی - یکی از افراد نزدیک و مرتبط با مدیریت وقت کوی دانشگاه آقای ک - به همراه چند نفر دیگر ، در حالی که تراکت و پلاکاردهایی در دست داشتند به بهانه توقیف روزنامه سلام و محکومیت طرح اصلاح قانون مطبوعات ، در محوطه کوی دانشگاه تجمع می کنند و با سر دادن شعارهایی تحریک آمیز خواستار اجتماع دانشجویان مستقر در خوابگاهها می شوند.در همین حال عناصری از انجمن اسلامی دانشگاه علوم پزشکی تهران با حضور در خوابگاه گلستان ، دانشجویان را به شرکت در این تجمع ترغیب می نمایند. در ساعت 21:30عده ای مشکوک از بیرون محوطه کوی خود را به خوابگاهها رسانده و پس از برگزاری جلسه کوتاه ، به حیاط کوی آمده و شعارهایی بدین مضمون شرح می دهند:« طرح سعید امامی ملغی باید گردد» . در این زمان بازپس گیری شکایت وزارت اطلاعات علیه روزنامه سلام ، انگیزه و روحیه دو چندانی را در افراد فوق ایجاد می کند. با گذشت دقایقی و درحالی که ممانعتی برای خروج معدود تجمع کنندگان از کوی صورت نمی گیرد ، اجتماع کنندگان از کوی خارج شده ، به سمت خیابان کارگر حرکت می کنند و در این میان افرادی مشکوک با شعارهای تحریک کننده ضد نظام وپرتاب سنگ ، جو را ملتهب می نمایند . باتحریک عوامل انتظامی و وادار کردن آنها به اشتباه و طبق برنامه از پیش طراحی شده ، در زمانی کوتاه تجمع و راهپیمایی به شورش ضد امنیتی تبدیل می شود . درحالی که مدت زمان حضور نیروی انتظامی در محوطه کوی دانشگاه بین 12 تا 20 دقیقه اعلام شده است ، مسولان کوی از وارد آمدن خسارات به 18 اتاق خبر دادند . همچنین گفته می شود پیش از ورود عوامل انتظامی ، صدای شکستن شیشه ها از محوطه کوی به گوش می رسیده است . با این توضیحات به نظر می رسد به اتش کشیده اتاق ها ، بیرون ریختن اثاثیه های داخل اتاق ها ، تخریب کیوسک های تلفن و...از سوی عوامل مشکوک و با هدف فجیع جلوه دادن صحنه حادثه صورت گرفته باشد -»....   

   
در روز جمعه 18 تیر ماه با انتشار شایه ای مبنی بر کشته شدن پنج دانشجو (8) ایجاد حساسیت های کاذب و ذهنیت های دروغین ، فاز مشروعیت قهقرایی این پروژه کلید خورد . درهمین ارتباط و از روز شنبه ، 19 تیر ماه رسانه های بیگانه و روزنامه های زنجیره ای با جنگ روانی گسترده ، عملیات تضعیف وبی اعتبارسازی پایه های اقتدار نظام و ارزشهای الهی آن را در دستور کار خود قرار می دهند . نشریات تجدید نظرطلب و معاند با تیترهای جنجالی و تشنج آفرین و انتشار اکاذیب و اخبارغلط ، نقش انکار ناپذیری در جا به جایی و فریب افکار عمومی و شکل گیری حوادث بعدب ایفاء نمودند .
روزنامه خرداد در تیتر صفحه اول خود نوشت :
« کوی دانشگاه تهران به خاک و خون کشیده شد
» (8)
روزنامه نشاط نیز در تیتر صفحه اول خود ار درگیریهای خونین در خوابگاه دانشگاه تهران خبر داده ، به نقل از دفتر تحکیم وحدت ، یک هفته عزای عمومی - برای کشته های خیالی - اعلام کرد .
هواخواهان لیبرالیسم در ادامه فاز مشروعیت قهقرایی و بی اعتبار نمودن ارزشهای الهی نظام ، به صورن استظهاری چنین القاء می کردند که « حمله به کوی دانشگاه با دستور رهبری صورت گرفته است » (9) وتاکید داشتند که « باید فضای روی رهبری سنگین شود تا ایشان وادار به عذرخواهی گردد » (10) اگر چه با هدایت ودرایت امام گونه رهبری انقلاب اسلامی و حضور میلیونی وحماسی مردم در 23 تیر ماه ، این پروژه عظیم خنثی شد ، طراحان و کارگزاران این پروژه - همانند سناریوی پیشین - با جنگ روانی رسانه ای و بهره گیری از مصونیت های آهنین ، خود را استتار کرده ، با دادن نشانی غلط ، کوشیدند اذهان را گمراه کنند .
این حادثه از چند منظر شایان بررسی و تحلیل است .

الف : سناریوی براندازی
از آنجا که حادثه بسیار ناگهانی روی داد ، با برانگیختن حس تالم و تنفر در مردم - به ویژه دانشجویان- فرآیند براندازی نظام دینی را عملیاتی می کرد . هانتینگتون در این خصوص می نویسد :
« نارضایتی نهایی وقتی آشکار می شود که واقعه ای ناگهانی از ضعف  ( بی اعتبار شدن) رژیم پرده بر گیرد ... واقعه ای ناگهانی لازم بود که این نارضایتی را تبلور بخشد و علنی سازد .» (11)
وی با اشاره به این که « دانشجویان» مخالفان جهانی هستند و آنها با هرگونه رژیمی در جامعه خود مخالفند ، محیط های دانشجویی را یکی از بسترهای منماسب برای پیدایش حادثه ناگهانی معرفی می کند و آنگاه درباره تاثیر واقعه ناگهانی در شکل گیری امواج اجتماعی می نویسد :
« حکومت های سرکوب گر با « قدرت مردم » به زیر کشیده می شوند . انبوه مردمی که از خشم وکین به جنبش درآمده اند ، خواستار تغییر رژیم می شوند و هر گاه لازم باشد آن را به زور می طلبند . » (12)
به دنبال شکل گیری اقدامات فتنه جویانه در ماجرای کوی دانشگاه ، مقامات آمریکایی و صهیونیستی رسما از آشوبگران حمایت کردند . سخنگوی کاخ سفید در یک اقدام شتاب زده ، آشوبگران را حامی آزادی و ارزش های دموکراتیک خواند و تصریح کرد که تحولات به روند دموکراسی در ایران کمک می کند . بارم - نخست وزیر وقت رژیم اشغالگر قدس - اعلام کرد :« بحران در ایران می تواند باعث تحولی عظیم در روند صلح شود و شرایط بهتری را  برای اسرائیل به وجود آورد.موضع گیری صریح وجانبدارانه مقامات کاخ سفید در قبال واقعه کوی دانشگاه - آن هم به گونه ای رسمی و همراه با ذوق زدگی - از عملیاتی شدن سناریوی از پیش طراحی شده و براندازانه روایت میکند ؛ زیرا در غیر این صورت ، حمایت یک قدرت خارجی با آن همه ابزار و توانمندیهای اطلاعاتی از یک روند ناشناخته ،منطقی ومعقول به نظر نمی رسد.

ب- رسیدن به مطالبات غیر مشروع باندی وجناحی
تجدید نظر طلبان - خروج کردگان از آرمان واندیشه های امام خمینی و عدول کردگان از اصول وارزش های انقلاب اسلامی - که تا پیش از این می کوشیدند با تکیه بر تئوری فشار از پایین ، چانه زنی از بالا خاکریزهای استحاله را پیش بردند ، با نقش آفرینی در ماجرای کوی دانشگاه تلاش کردند به مطالبات غیر مشروع باندی و جناحی خود برسند . آنا برای رسیدن به مطامع و مقاصد مورد نظرشان ، حتی حاضر شدند امنیت ملی رانیز قربانی کنند . از این رو  در نگاه دوم ، سناریوی کوی دانشگاه خواب تعبیر نشده هواخواهان لیبرالیسم بود که با ایجاد زمینه های ذهنی آن و سوءاستفاده از احساسات وعواطف دانشجویی ، سهم خواهی از نظام دینی را در سر می پروراندند.
« سعید حجاریان » در آغاز سال 1378ه.ش تصریح می کند :
« تجربه گذشته و به ویژه در یکی دو سال اخیر ، نشان می دهد که هر گاه جبهه دوم خردادبا امری به طور جدی و گسترده مخالفت ورزیده است ویا چیزی را خواسته اند، به شرط آن که مبارزه تبلیغاتی موثری نیز درباره آن شده باشد به نتیجه رسیده اند ؛ آخوندها ومراجع ،آشکارا حدودی برای خود تعیین کرده اند که گذشتن از آنهارا خطرناک میدانند. جبهه دوم خرداد باید این حدود را بشناسدو کشف کند و فراتر بود و تجارب اخیر را تکرار کند .
اگر مقاومت دوم خرداد جدی و پردامنه باشد، آنان در وضع دفاعی قرار می گیرند و وادار به امتیاز می شوند ... به شرط آنکه جبهه دوم خرداد نترسد وبیشتر بخواهد » (13)

ج - مشروعیت قهقرایی
پروژه کوی دانشگاه - به عنوان یکی از سناریوهای مشروعیت قهقرایی- با هدف سلب مقبولیت عامه از نظام دینی و تضعیف وبی اعتبار ساختن ارکان و پایه ای اقتدار آن ، طراحی و به فاز اجرا منتقل شد . هواخواهان لیبرالیسم که پیش از این با ایجاد انفعال در ساختار امنیتی ، سعی داشتند این سیستم را درخدمت اهداف تجدید نظر طلبانه خو قرار دهند ، در پروژه جدید نیز مترصد تغییرات اساسی و ناکارآمد ساختن نیروی انتظامی بودند .دراین خصوص « سعید حجاریان » پیش از واقعه کوی دانشگاه اذعان داشته بود :
« باید در گامهای بعدی به سراغ مدیریت سپاه ، نیروی انتظامی و صدا وسیما برویم ...ساختارهای فعلی این دو نیرو آنها را به مانعی بر سر راه توسعه سیاسی تبدیل کرده است .»(14)
تسخیر مراکز قانون گذاری وانتقال عملیات استحاله به مرحله قانونی از دیگر اهداف اصلاح طلبان هواخواه لیبرالیسم در پروژه کوی دانشگاه بود . تجدید نظرطلبان بر این باور بودند که با القای ذهنیت غلط به دانشجویان وجداسازی آنان از نظام دینی ، این گروه مرجع اجتماعی را به عنوان پیاده نظام در اختیار عملیات جابه جایی افکار عمومی و کسب نتیجه مورد نظر در انتخابات آتی قرار می دهند.
 

 2- روزنامه سلام 1378/4/15
3-روزنامه نشاط 1378/4/15
4- براساس این حکم آقای موسوی خوئینی ها - مدیرمسئول روزنامه سلام- به ئلیل بیش از چهل مورد تخلف ، به سه سال محرومیت از مسئولیت مطبوعاتی محکوم شد ، ولی این حکم به تعلیق درآمد .
5- روزنامه نشاط  1378/4/17
6- روزنامه صبح امروز1378/4/17
8 - روزنامه نشاط 1378/4/17
9- نقل خبری از قول خانم (ص.و)در شورای عمومی یکی از دسته های دانشجویی بر اینکه « من خودم اجساد چند نفر کشته شدگان را دیدم و پنج نفر هم در کما هستند » به احساس گرایی افراطی آنان منجر شد .
10- روزنامه خرداد1378/4/19
11- تجدید نظر طلبان در ماجرای قتلهای زنجیره ای نیز چنین القاء می کردند که این اقدامان با دستور رهبری صورت گرفته است
12- شعار « فرمانده کل قوا پاسخگو پاسخگو» ناظر بر عملیاتی شدن این خط القایی است
13- موج سوم دموکراسی ، ساموئل هانتینگتون ص 160
14- همان ص 162
15- نشریه گزیده اخبار شماره 22 ص23  
 
نوشته شده توسط دانشجوي مسلمان در ساعت 11:47 | لینک  | 
 

راه رجا بسته نيست احمدی نژاد ومیرحسین به کجا میروند ؟ مگر مسلمانان نمي بينند كه از يك طرف اسلام اشرافيت ، اسلام ابوسفيان ، اسلام ملاهاي كثيف درباري ، اسلام مقدس نماهاي بي شعور حوزه هاي علمي ودانشگاهي ، اسلام ذلت ونكبت ، اسلام پول وزور ، اسلام فريب وسازش واسارت ، اسلام حاكميت سرمايه وسرمايه داران بر مظلومين وپابرهنه ها و دريك كلام اسلام آمريكايي را ترويج مي كنند و از طرف ديگر سر برآستان سرور خويش آمريكاي جنايتكار مي گذارند .                              ما مظلومان هميشه تاريخ ، محرومان وپابرهنگانيم ، ماغير از خدا كسي رانداريم واگر هزار بارقطعه قطعه شويم دست از مبارزه با ظالم برنمي داريم                              امروز جنگ حق و باطل ، جنگ فقر وغنا ، جنگ استضعاف واستكبار و جنگ پا برهنه ها و مرفهين بي درد شروع شده است. .                              جنگ ما جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نمي شناسد و ما بايد در جنگ اعتقاديمان بسيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم                               مبارزه با رفاه طلبي سازگارنيست و آنها كه تصور مي كنند مبارزه در راه استقلال وآزادي مستضعفين ومحرومين جهان با سرمايه داري ورفاه طلبي منافات ندارد با الفباي مبارزه بيگانه اند و آنهايي كه تصور مي كنند سرمايه داران ومرفهان بي درد با نصيحت و پند واندرز متنبه مي شوند و مبارزان راه آزادي پيوسته و يا به آنان كمك مي كنند آب در هاون مي كوبند.                              ما بر سر شهر ومملكت با كسي دعوا نداريم ، ما تصميم داريم پرچم « لااله الا الله » را بر قلل رفيع كرامت وبزرگواري به احتزازدرآوريم .                              اسلام موانع بزرگ داخل وخارج محدوده خود را يكي پس از ديگري برطرف و سنگرهاي كليدي جهان را فتح خواهد كرد .                              اين وظيفه اوليه ما و انقلاب اسلامي ماست كه در سراسر جهان صلا زنيم كه اي خواب رفتگان ، اي غفلت زدگان بيدار شويد وبه اطراف خود نگاه كنيد كه در كنار لانه هاي گرگ منزل گرفته ايد برخيزيد كه اينجا جاي خواب نيست و نيز فرياد كشيم ، سريعا قيام كنيم كه جهان ايمن از صياد نيست .                              ما مظلومان هميشه تاريخ ، محرومان وپابرهنگانيم ، ماغير از خدا كسي رانداريم واگر هزار بارقطعه قطعه شويم دست از مبارزه با ظالم برنمي داريم .                              من با اطمينان مي گويم اسلام ابر قدرتها را به خاك مذلت مي نشاند                              ما اين واقعيت و حقيقت را در سياست خارجي و بين الملل اسلاميمان بارها اعلام نموده ايم ، كه در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده ،و هستيم حال اگر نوكران آمريكا نام اين سياست را توسعه طلبي و تفكر تشكيل امپراطوري بزرگ ميگذارند، از آن باكي نداريم و از آن استقبال ميكنيم.                               ما مي گوييم تا شرك وكفر هست مبارزه هست وتا مبارزه هست ما هستيم