تبليغاتX
دردنوشته هاي دانشجوي مسلمان

سخنی با مسیح رفسنجانی!!

 آقاي مهاجري تصريح كرده‌اند كه «محروم ساختن جامعه از نقدهاي او «هاشمي» ظلمي بزرگ به مردم و كشور و نظام اسلامي است.» آيا واقعا آقاي هاشمي از نقد كردن محروم هستند؟ آقاي مهاجري! مگر هم‌اكنون آقاي هاشمي رئيس مجمع تشخيص مصلحت، رئيس مجلس خبرگان رهبري و امام جمعه موقت تهران نيستند. مگر ديدگاه‌هاي خود را در اين جايگاه‌ها طرح نمي‌كنند؟ مگر حضور ايشان در همايش‌هاي علمي، فرهنگي، سياسي كم‌رنگ شده است؟ مگر ايشان ممنوع‌‌الكلام شده‌اند؟ اگرچه ايشان در هشت سال دولت اصطلاحات كمتر ظاهر مي‌شدند و كمتر سخن مي‌گفتند و هيچ انتقادي را بر دولت جناب خاتمي روا نمي‌دانستند و همواره از او حمایت می‌کردند، ولي در اين سه‌سال از تمام فضاها استفاده كرده و هر چه مي‌خواهند مي‌گويند، كه شرح آن بماند؟!

 آقاي مسيح مهاجري، ثبت سند شش دانگ انقلاب اسلامي و تشكيل نظام اسلامي، به نام اشخاص، ظلم به عنايات الهي و ظلم به روحانيت آگاه و مبارز و در راس آن مرجعيت شيعه، حضرت امام راحل رضوان الله تعالي عليه و ده‌ها هزار شهيد والا مقام و مجاهدين بي‌نام و نشان است كه خود را همواره بي‌ادعا خدمتگزار اسلام، انقلاب و مردم مي‌دانند. نه صاحب و ارباب مردم.

 سوال، آيا وقتي آقاي هاشمي پس از سه سال تخريب دولت و به اشكال مختلف ايجاد مانع در مسير كار دولت، با مصاحبه‌ها و سخنراني‌هاي ايشان و ديگران، و با خلل ايجاد كردن برخي كارگزاراني‌ها در علمكرد دولت با استفاده از نفوذ خود در بخش‌هاي مختلف، سخن از پايان مدارا با دولت به ميان مي‌آورند و آن را به مقام معظم رهبري ارتباط مي‌دهند و با بغض، شمشير از نيام خارج مي‌كند و از پس وي، مريدانشان با شدت بيشتر از قبل به ميدان مي‌آيند، كه شايد مقاله شما به عنوان «رسالت قلم» و درخواست از قلم به دستان در همين پروژه تعريف شود، آيا نبايد آزادمردان بريده از دنيا در حمايت از دولت مظلوم جوابي ارائه كنند؟ آيا همه بايد خفه شوند چون آقاي هاشمي مي‌خواهد به اصطلاح نقادي كند!؟

 تعاريف حضرت امام از افراد، حاشيه امن براي هرگونه عملكرد اشخاص نيست. جمله بسيار مهم امام بزگوار كه همه ما و شما بارها شنيده‌ايم و خوانده‌ايم كه «ملاك حال فعلي اشخاص است.» مبين ارزيابي اشخاص در هر عصر و زمان مي‌تواند باشد.

 بايد مراقب باشيم و دچار توهم نشويم، بايد قبول كنيم كه انقلاب ما و كرسي‌هاي خدمت قائم به شخص نيستند و بنا به فرمايش شهيد مظلوم دكتر بهشتي «انقلاب زماني استمرار و پويايي خواهد داشت كه با كادرسازي در درون خود تحول ايجاد كند و انقلاب را از خطر ايستايي و گنديدگي نجات بخشد.»

 اينكه آقاي رفسنجاني قبل و بعد از انقلاب به كشور خدمت كرده‌‌اند، بر كسي پوشيده نيست و جاي تقدير دارد و بي‌انصافي است كسي بگويد ايشان تا مقطعي زحمت نكشيده‌اند، اما در يك مقطع 19ساله يعني از تشكيل دولت سازندگي تاكنون نيز زحمت‌هايي را براي كشور داشته‌اند، البته ممكن است در تحليل شما، ايجاد فاصله طبقاني شديد، ذبح شدن عدالت به بهانه توسعه و سازندگي، اوج گرفتن اشرافي‌گري، بروز رانت‌خواري‌ها و رشوه‌خواري‌ها، حيف و ميل بيت‌المال مسلمين، سست‌‌شدن بنیان‌هاي فرهنگ ديني با تئوري تساهل و تسامح، بروز و ظهور آقازاده‌ها، افزايش فساد اداري در دستگاه‌هاي اجرايي، افزايش 35 درصدي تورم، خاموشي‌هاي طولاني در حد 10 ساعت در روز، عدم توجه به محرومين و مستضعفين در مناطق محروم، جري‌شدن صهيونيست‌ها و استكبار جهاني نسبت به انقلاب اسلامي و موضع تهاجمي گرفتن و نفوذ آنها در بخش‌هاي اقتصادي اجتماعي، سياسي و فرهنگي و... در طول دولت‌هاي سازندگي و اصلاحات هم جزو خدمت‌ها بوده باشد!

 اگر بر اساس ادعاي شما، آقاي هاشمي از پايه‌هاي اعتبار نظام بين‌الملل جمهوري اسلامي است،حمايت‌هاي آمريكا، اروپا و حتي صهيونيست‌هاي غاصب، ضد انقلاب‌هاي فراري، دگرانديشان و منافقين قديم و جديد در مرحله دوم انتخابات رياست‌جمهوري نهم از آقاي هاشمي رفسنجاني و سكوت ايشان در برابر اين حمايت‌هاي مسأله‌دار چه جايگاهي دارد؟

 آقاي مهاجري در برداشت از آقاي هاشمي رفسنجاني دچار نوعي ذوق‌زدگي شده‌اند، شايد هم از فرط علاقه به ايشان قلم از انصاف خارج شده است، عنوان «عالم نادر و مجاهد روشن‌ضمير تاريخ اسلام» براي آقاي هاشمي انصافا نوعي اغراق‌گويي است و اينگونه تكريم، تعريف و تمجيد، تعادل نويسنده را نزد خواننده و مخاطب دچار شبه مي‌كند. بي‌شك اگر آقاي مهاجري در مقاله «رسالت قلم» اعتباربخشي آقاي هاشمي را چند سطر ديگر ادامه مي‌دادند از حد درك جامعه بشري خارج بود!

 اسناد بر جاي مانده در خبرگزاري‌ها، مطبوعات مصاحبه‌ها، سخنراني‌ها، شبكه‌هاي ماهواره‌اي و اينترنتي از سه ماه قبل از انتخابات رياست‌جمهوري نهم تا اكنون كه سه‌سال از عمر دولت مردمي و مؤمن انقلابي احمدي‌نژاد مي‌گذرد حاكي از آن است كه اكثريت قريب به اتفاق تخريب‌كنندگان، شما بخوانيد «منتقدين» همچنان در پي حذف احمدي‌نژاد هستند و در يك سال مانده، اين امواج سازمان‌يافته تخريبي، سهمگين‌تر خواهد شد

 ما مردم خون داده‌ايم تا انقلاب و نظام بالنده‌تر از قبل به پيش رود، ما خون داده‌ايم تا احكام شريعت اسلام هر روز بيشتر از قبل در جامعه ملموس باشد، ما خون داده‌ايم تا انديشه امام كه متاثر از انديشه اسلام ناب محمدي صلي‌الله عليه و آله است جهاني شود. ما خون نداده‌ايم تا انقلاب از درون استحاله و طنين گام‌هاي شياطين به گوش برسد، ما خون نداديم تا فقيرها فقير‌تر و پول‌دارها پول‌دار‌تر شود، ما خون نداديم تا مناطق محروم، محروم بماند و نقاط برخوردار و مرفه، آبادتر شود، ما خون نداديم تا شاهد تعيين سرنوشتمان توسط باندهاي قدرت و ثروت باشيم.

 اگر منظور جناب‌عالي اين است كه هر چه آقاي هاشمي مي‌فرمايند وحي و منزل است و كسي حق ندارد درباره سخنان ايشان اظهارنظر كند و اگر كسي نقدي بر سخنان ايشان داشت به ايشان جفا شده است، اين مطلب بي‌اساس است و از ديد هيچ آدم عاقلي محكمه‌پسند نيست.

 به راستي اگر عنایات الهی و حمايت‌هاي رهبر عزيزمان و انسان‌هاي وارسته و دلسوز نبود، شكست‌خوردگان انتخابات نهم رياست‌جمهوري كه منافع، جناحي، سياسي و قبيله‌اي‌شان به خطر افتاده كمر به سرنگوني دولت بسته بودند.

 اگر احمدي‌نژاد پول دارد، ثروت دارد، حزب دارد، باند و جناح دارد، رسانه و روزنامه دارد يا قوم و قبيله و آقازاده؟ يا نه او خدا را دارد و عشق خدمت به اسلام، ميهن و مردم محروم و مستضعف؟ صد البته براي ياري دين خدا پا به اين ميدان پر مخاطره گذاشت و يقينا از نصرت الهي بهره‌مند بوده و خواهد بود. چه مخالفين بخواهند و چه نخواهند، آقاي احمدي‌نژاد شخصيتي متين و انتقادپذير است و بارها گفته است: «من دست منتقدين و پيشنهاددهندگان براي پيشرفت امور كشور را مي‌بوسم»اما هيچ‌گاه زير بار حرف زور و تحميل افكار قيم‌مآبانه تشنگان قدرت و ثروت نمي‌رود و اين از ويژگي‌هاي آدم‌هاي توانمند و با اراده است.

متن کامل سخنی با اقای مسیح مهاجری مظلوم کیست !؟؟

نوشته شده توسط دانشجوي مسلمان در ساعت 13:57 | لینک  | 

آقای هاشمی !! مردم ۳۰ سال با شما مدارا کردند

سكوت 8 سالة هاشمي رفسنجاني در برابر اصلاح‌طلبي برانداز، و موج تخريب و تهديد و تحريكِ وي، از آغاز پيروزي دكتر احمدي‌نژاد، اگر چه براي آگاهان امري قابل انتظار است، اما توده‌ها را به ريشه‌يابي وا داشته است. در اين ريشه‌يابي، بازگشت به 8 سال توسعه و رياست‌جمهوري هاشمي رفسنجاني امري ضروري و حتمي است.

واقعيت آن است كه تفكر توسعه، با اجراي هاشمي، 8 سال حاكميت وي را دوران مصيبت‌هاي اقتصادي و فرهنگي و سياسي براي ملّت ايران كرد.

سياست خارجي از عزت و اقتدار و دنباله‌روي مباني‌ قرآني عليه سلطه‌گران و كفار فاصله گرفت و روند عقب‌نشيني و تسليم، يا همان اعتدالِ مورد قبول هاشمي را پيشه كرد. همين سياست كه اساس برنامة توسعه آمريكايي است. اقتصاد را هدف داشت، و صندوق بين‌المللي پول و بانك جهاني اين دو مركز و منبع سياسي – اقتصادي سلطه‌گرانه برنامة توسعه را در ايران اسلامي حاكميت داد، «تورم»،«گراني»، «وابستگي شديد اقتصادي»، «واردات بي‌رويه و غيرمورد نياز» و «سپردن اموال ملت به ‌دست سرمايه‌داران» تحت عنوان خصوصي‌سازي، به‌تدريج ملّت را فلج و شيرازة اقتصاد را از هم گسيخت. نگاهي گذرا به «نشريۀ صبح» در آن دوران، گوشه‌اي از پروندة اقتصادي رياست‌جمهوري هاشمي را مي‌گشايد. منتهي هاشمي با در دست ‌داشتن تريبون جمعه، بزرگترين حربة تبليغي انحصاري را در دست داشت، علاوه بر آن‌كه روزنامه‌ها و صدا و سيما نيز منحصراً در جهت او حركت مي‌كردند.

در خاطره‌ها هست كه وي در خطبه‌هاي جمعه با ارائة گزارش‌هاي خلاف واقع از وضع اقتصادي كشور، همواره به مقايسة اقتصاد ايران و كشورهاي ديگر مي‌پرداخت. در اين مقايسه او با اعلان نرخ برق، آب، كالا و ... در ديگر كشورها بيداد گراني وتورم را در ايران «اوج شكوفايي اقتصادي» و «رفاه بيش از حد» مردم مي‌خواند. چه‌كسي مي‌توانست بگويد «اقتصاد توسعه، كمر اين مردم را شكسته و آن‌ها را زير چرخ‌هاي توسعه له كرده است؟»

اما مردم خود با اين معضلات دست به گريبان بودند و خطبه‌هاي جمعه او را به هيچ روي پذيرا نبودند. اين هم از معضلاتِ داشتن رئيس‌جمهوري است كه در كشور شيعي ايران، هم لباس دين به تن داشته باشد و هم از تريبون مقدس، سياست را به نفع خود و برنامه‌هايش جهت دهد.

وضع اسف‌بار فرهنگي بيدادِ ديگر توسعه بود. همان زمان در نشريه‌اي مانند صبح مبناي ويرانگري فرهنگي، توسعه اشاره مي‌شد.كه صندوق بين‌المللي پول و بانك جهاني با اهداي وام و كمك به سازندگي، «تعهد پذيرش شروط فرهنگي خود را مي‌طلبند». بدين جهت بود كه فائزة هاشمي سردمدار معركه فرهنگ‌ستيزي شد و علاوه بر پيشگامي در ستيزه‌گري نظري و عملي با شريعت به ستايش و ترويج خاندان فاسد پهلوي پرداخت. ترك‌تازي اين زنِ هتاك به دين و مذهب و اصول و ارزش‌هاي انقلاب، به‌‌دليل پشتوانة پدرش، لجام‌گسيخته ادامه مي‌يافت. چنين بود كه در همان نشرية صبح كه «تنها پايگاهِ انتقاد از هاشمي» بود تحليلي از فاجعة اقتصادي و سياسي و فرهنگي دوران هاشمي با عنوان «دختر فداكار» درج شد. در آن نوشته، رفتارهاي فائزه‌ هاشمي كه از «زيارتِ قبر شاه معدوم در مصر» گرفته تا «حمله به احكام شريعت»، به‌عنوان سپر بلايِ فجايع توسعه، تفسير گرديد كه رئيس‌جمهور هاشمي را در بن‌بست و شكست برنامه‌هايش مصونيت مي‌داد.

اين ها ذره‌اي از واقعيات «مديريت قوي»، «برنامه منسجم و كارشناسي شده» و« اقتدار سياسي» و «شكوفايي اقتصادي» دوران هاشمي است.

خانواده‌سالاري، پيدايي رانت‌خواري و اقليت سرمايه‌خوار از راه رانت‌هاي خويشاوندي، اختصاصي‌‌سازي اقتصادي كه هزار فاميل را ايجاد كرد و مديريت‌هاي نالايق اما دائمي، از ديگر اين واقعيات بود. انتقام ملت از‌ آن دولت‌ها و برنامه‌ها در دوم خرداد، لج‌بازي در انتخابات را پيش آورد و گمنامي چون خاتمي به رياست جمهوري رسيد.شومي و تباهي توسعة اقتصادي با حضور خاتمي به «سياهي» تبديل گرديد و روند دين‌ستيزي شتاب و گسترة بيشتر يافت.

آزادي و تساهل اين مبانيِ فرهنگ‌سوز اصلاح‌طلبيِ برانداز، بنيان‌هاي جامعه و نظام اسلامي را هدف قرار داد و ويرانگري اقتصادي و سياسي دوران هاشمي روند صعودي يافت هاشمي در اصل، ماجراي حاكميتِ اصلاح‌طلبي برانداز را تدارك ديده بود و آن را به انجام رسانيد.

در آن دوران سياه، نه از خطبه‌هاي جمعة هاشمي و نه در هيچ‌يك از نشست‌ها و ديدارها و همايش‌هاي او هيچ شكوه، انتقاد، نقد يا اعتراضي نسبت به آن بنيان‌فكني‌ها شنيده نشد. هر چند كه هاشمي را در انتخابات مجلس ششم به‌گونة خفت‌باري حتي به مجلس هم راه ندادند و تخريب او در مواردي چون «عالي‌جناب سرخ‌پوش» بي‌امان انجام مي‌گرفت.

در تمام 16 سال بيدادِ توسعه و اصلاحات از دغدغه‌ها، نگراني‌ها، دل‌واپسي‌ها يا احساس مسؤوليت انقلابي هاشمي‌رفسنجاني براي اسلام، نظام اسلامي، كشور و ملّت نه‌تنها كمترين اثري نبود، بلكه جهت‌گيري در اصول‌زدايي و ارزش‌ستيزي انقلابي نماد برجستة آن دوران است.

حضور مجدد هاشمي در انتخابات نهم براي مردم يك فاجعه بود، اما رستاخيز الهي 27 خرداد و سپس سوم تيرماه 84 به رفع آن انجاميد. از فاصله 27 خرداد تا سوم تير 84 هاشمي‌رفسنجاني محور تجمع و همدلي گروه‌هاي اصلاح‌طلب حتي طيف كاملاً ضدانقلاب و برون‌مرزي آن شد و از آن به بعد او اين محوريت را به نحو احسن دنبال كرد.

دوران حاكميت احمدي‌نژاد هرگز مورد قبول، تاييد يا حمايت از سوي هاشمي نبوده است.

و اين يعني قبول و احترام به راي مردم در حداقل ممكن.! بلكه حتي تمام تأييدها و حمايت‌هاي بي‌سابقة مقام عظماي ولايت از اين دولت بلافاصله با تخريب و تهديد و تحريك در فضاسازي از سوي هاشمي همراه بوده است.

از موضوع هسته‌اي و ديپلماسي پيروز احمدي‌نژاد گرفته تا گفتمان اسلامِ ناب و شعارها و اقدامات عدالت‌خواهانة او. يادمان هست كه هاشمي در يك تخريب مبنايي، عدالت را به تقسيم فقر تعريف كرد و....

اين روزها هاشمي با همان نگاه از بالا به مردم، خود را مداراكنندة سه ‌ساله با دولت معرفي كرده و مهلت مدارا را تمام‌شده اعلان مي‌كند. اين سخن چه معنايي دارد؟ در كدام حكومت، و چه نوع آيين و مرام و مسلك اين‌گونه سخن‌گفتنِ دشمنانه قابل تقدير است؟ چه افراد يا گروه‌هاي آدمي اين گفتار و رفتار را مي‌پسندد و تأييد مي‌كند؟

آيا هاشمي مي‌تواند مانند خاطره‌نويسي‌هايش كه به حضرت امام نسبت‌هاي دروغ داده است با انتساب خواسته‌هاي خود به مقام معظم‌رهبري، مردم را به دو كار وا دارد؟

1. فراموشي سياهي‌هاي اقتصادي و سياسي و فرهنگي 16 ساله.

2. رويكرد به تفكر و روش و منش خود، خانواده و مديران 16 ساله‌اش.

قطعاً درك و شعور و ايمان اسلامي و اعتقاد انقلابي مردم، پاسخ منفي به دو امر فوق خواهد بود. همان‌گونه كه در اين سه سال تحركات هاشمي و خاتمي و ديگر هم‌فكران و همراهان او، بي‌ثمر بوده است. كافي است به موضع‌گيري‌هاي برخي متمايلان به سياست‌هاي هاشمي نگريست تا اثبات اين ادعا را دريافت. مانند گفته‌هاي حسن غفوري‌فرد كه در نقد مسايل كشور فاصله گرفتن از عدالت را در امر اقتصاد مربوط به 25 سال گذشته دانسته است. «توخود حديث مفصل بخوان از اين مجمل».

تصريح هاشمي بر ضعف مديريت دولت نهم و تأكيد مكرر بر قطع گاز در زمستان، شايد امداد الهي است، تا شهروندي از او بپرسد كدام آقازاده‌ها شريك تجاري گاز تركمنستان هستند و در قطع گاز به ‌منظور زمين‌زدن احمدي‌نژاد، شاهكار سياسي را دنبال كردند؟ البته اين هم از بركات اختصاصي‌سازي دوران 16ساله است كه توانست مافياي قدرت و ثروت را ايجاد كرد.

در خاتمه بايد به نوشته‌اي از مرحوم كيومرث صابري يا همان «گل‌آْقا» اشاره داشت كه انبوه تبريك و تهنيت انتصاب‌هاي شايسته و به‌جاي مديران لايق آن دوران را در يك طنز اين‌گونه ارزيابي كرد: «اگر اين هم مدير لايق و شايسته و انتصاب به حق و به‌جا و... در اين كشور بود، چرا انبوه معضلات در جامعه وجود دارد؟ » (نقل به مضمون)

به هر حال قدرت فاسد است و قدرت‌طلبان ناچار در مهلكة آن خواهند افتاد اما «دنيا» در عين آن‌كه «دني» است، گذرا هم هست، كوتاه است و نابودشدني! ارزش آن به اندازه‌اي نيست كه با فراموشي يا واژگونه‌نگاري گذشته ناميمون، افتخارات حال را به جنگ بگيريم، علاوه بر آن‌كه روز حساب هست و در پيشگاه خداوند«پروندة رفتاري»،«پروندة گفتاري»،«پروندة نيات»،«پروندة دغدغه»‌هاي ما گشوده خواهد شد، بي‌كم و كاست در آن روز چگونه پاسخ خواهيم داد

فاطمه رجبی

 خاتمی نامه !! (طنز - عبدالباقي فاني)

 مگر با احمدي‌نژاد، همراهي هم كرده‌اند که حالا مي‌خواهند عبور کنند؟ 

 احمدي‌نژاد و هبه آبرو (عطاءالله بیگدلی)

 دشمنان عدالت ازچه می هراسند ؟ (انصار نیوز)

 پیام تبریک شخصیتهای مختلف به مناسبت پیروزی هادی ساعی (طنز)

نوشته شده توسط دانشجوي مسلمان در ساعت 0:24 | لینک  | 
 

راه رجا بسته نيست احمدی نژاد ومیرحسین به کجا میروند ؟ مگر مسلمانان نمي بينند كه از يك طرف اسلام اشرافيت ، اسلام ابوسفيان ، اسلام ملاهاي كثيف درباري ، اسلام مقدس نماهاي بي شعور حوزه هاي علمي ودانشگاهي ، اسلام ذلت ونكبت ، اسلام پول وزور ، اسلام فريب وسازش واسارت ، اسلام حاكميت سرمايه وسرمايه داران بر مظلومين وپابرهنه ها و دريك كلام اسلام آمريكايي را ترويج مي كنند و از طرف ديگر سر برآستان سرور خويش آمريكاي جنايتكار مي گذارند .                              ما مظلومان هميشه تاريخ ، محرومان وپابرهنگانيم ، ماغير از خدا كسي رانداريم واگر هزار بارقطعه قطعه شويم دست از مبارزه با ظالم برنمي داريم                              امروز جنگ حق و باطل ، جنگ فقر وغنا ، جنگ استضعاف واستكبار و جنگ پا برهنه ها و مرفهين بي درد شروع شده است. .                              جنگ ما جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نمي شناسد و ما بايد در جنگ اعتقاديمان بسيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم                               مبارزه با رفاه طلبي سازگارنيست و آنها كه تصور مي كنند مبارزه در راه استقلال وآزادي مستضعفين ومحرومين جهان با سرمايه داري ورفاه طلبي منافات ندارد با الفباي مبارزه بيگانه اند و آنهايي كه تصور مي كنند سرمايه داران ومرفهان بي درد با نصيحت و پند واندرز متنبه مي شوند و مبارزان راه آزادي پيوسته و يا به آنان كمك مي كنند آب در هاون مي كوبند.                              ما بر سر شهر ومملكت با كسي دعوا نداريم ، ما تصميم داريم پرچم « لااله الا الله » را بر قلل رفيع كرامت وبزرگواري به احتزازدرآوريم .                              اسلام موانع بزرگ داخل وخارج محدوده خود را يكي پس از ديگري برطرف و سنگرهاي كليدي جهان را فتح خواهد كرد .                              اين وظيفه اوليه ما و انقلاب اسلامي ماست كه در سراسر جهان صلا زنيم كه اي خواب رفتگان ، اي غفلت زدگان بيدار شويد وبه اطراف خود نگاه كنيد كه در كنار لانه هاي گرگ منزل گرفته ايد برخيزيد كه اينجا جاي خواب نيست و نيز فرياد كشيم ، سريعا قيام كنيم كه جهان ايمن از صياد نيست .                              ما مظلومان هميشه تاريخ ، محرومان وپابرهنگانيم ، ماغير از خدا كسي رانداريم واگر هزار بارقطعه قطعه شويم دست از مبارزه با ظالم برنمي داريم .                              من با اطمينان مي گويم اسلام ابر قدرتها را به خاك مذلت مي نشاند                              ما اين واقعيت و حقيقت را در سياست خارجي و بين الملل اسلاميمان بارها اعلام نموده ايم ، كه در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده ،و هستيم حال اگر نوكران آمريكا نام اين سياست را توسعه طلبي و تفكر تشكيل امپراطوري بزرگ ميگذارند، از آن باكي نداريم و از آن استقبال ميكنيم.                               ما مي گوييم تا شرك وكفر هست مبارزه هست وتا مبارزه هست ما هستيم