از پروژه «x» تا گورباچف ايرانی

پس از اجراي پروژه هاي متعدد مشروعيت قهقرايي ، بسياري از صاحب نظران و آگاهان مسائل سياسي كه رخدادهاي آن زمان را دنبال مي كردند ، براين باور بودند كه با هدف قرار گرفتن سيستم امنيتي و انتظامي در قتلهاي زنجيره اي و ماجراي كوه دانشگاه ، پروژه بعدي سپاه را نشانه خواهد گرفت
نشريه « السفير» چاپ لندن ، در مقاله اي نوشت
يك مقام ايراني نزديك به رئيس جمهور خاتمي در نشستي پشت درهاي بسته گفت : ما توانستيم هاشمي را از سر راه خود برداريم ، او ديگر شخص دوم در دستگاه فرماندهي ايران نيست ... اكنون مشكل اصلي ما سپاه پاسداران است كه هنوز روياروي گرايش اصلاح طلب ... ... نيروي اصلي به شمار مي رود
پروژه « ايكس » بايد به گونه اي طراحي مي شد كه با ايجاد انفعال و ناكارامدي در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ، اين نهاد انقلابي را از صحنه دفاع از دستاوردها و ارزش هاي انقلاب خارج نمايد و با سلب اعتماد مردم از سپاه ، برايند جدا سازي مردم از نظام ديني را به فعليت درآورد .
«
سعيد حجاريان كه پيش از اين تصريح كرده بود « بايد درگامهاي بعدي به سراغ مديريت سپاه ، نيروي انتظامي وصدا وسيما برويم ...ساختار فعلي اين دو نيرو آنها را با مانعي بر سر راه توسعه سياسي تبديل كرده است » يك ماه پس از واقعه كوي دانشگاه در يك جمع محفلي مي گويد:
در كشور ما نمايش نامه اي در حال اجراست كه سه پرده دارد و آلان دو پرده ازآن اجراشده است . پرده اول قضيه قتل هاي محفلي بود ، پرده دوم آن حادثه كوي دانشگاه بود و پرده سوم در راه است ،...پرده سوم چيزي شبيه كودتاست ، بايد از پرده اول ودوم ، سناريويي كه براي پرده سوم چيده شده است را حدس بزنيد ... درقضيه اول بستر وميزبان وزارت اطلاعات بود .در دومي تحت پوشش نيروي انتظامي يك محفل شكل گرفت .درپرده سوم معلوم است كه چه نهادي ميزبان و بستر محفل خودسراست
استحاله وفروپاشي حاكميت ديني مستلزم ايجاد انفعال و سلب اعتماد مردم از نهاد سپاه بود . به همين دليل تجديد نظر طلبان هواخواه ليبراليسم در صدد برآمدند با متهم نمودن سپاه به خشونت ، كودتا و ترور ، سرافرازان دفاع مقدس را به عنوان يك نيروي سركوبگر به افكار عمومي معرفي نمايد
سعيد حجاريان تصريح مي كند : « پرده سوم در سپاه انجام مي شود ...هر چه از پرده اول به سوم نزديك مي شويم شبكه محفل بزرگتر مي شود . درپرده سوم يك هنگ از يك لشكر كافي است ... در پرده اول تمام دگرانديشان ، روشنفكران با نظام پدر كشتگي پيدا كردند و مشروعيت در پيش آنها به صفر رسيد. در پرده دوم تمام دانشجويان يا حداقل قسمت اعظم آنها از نظام جداشدند . در پرده سوم تمام مردم را از نظام جداخواهند كرد و مردم اعتمادشان از بين خواهند رفت ... درپرده سوم هدف اسقاط وبراندازي كل نظام است
پروژه «ايكس» از يك سو حلقه اي از ديگر حلقه هاي عمليات مشروعيت قهقرايي - براي از بين بردن مقبوليت نظام ديني و سلب اعتماد مردم از اركان وپايه اي اقتدار آن - بود و از سوي ديگر يك رويداد ناگهاني به شمار مي آمد كه با ايجاد گردباد هيجان و احساس گرايي ، پتانسيل رويگردان شده را به سمت فرآيند فروپاشي سوق مي دادند .
با استناد به توضيحات فوق ، اين پرسش به ذهن متبادر مي شود كه « چگونه و با چه اقدام يا اقداماتي اعتماد مردم نسبت به نظام از بين مي رفت ؟» يقينا اين مهم نمي توانست تنها توهم كودتا باشد و مي بايد حادثه ديگري - به عنوان حلقه دوم سناريو - ظهور مي كرد تا با تبعات حاصل از آن ، برآيند رويگرداني مردم از حاكميت ديني حاصل شود .از اين رو به نظر مي رسد پروژه «ايكس »شامل ترور ، ناكارامد ساختن سپاه و سلب اعتماد عمومي از آن با متهم كردن سپاه به كودتا و ترور بود
در اين باره ، به شواهد و قرائن متعددي مي توان اشاره نمود . در روهاي آغازين سال 1378ه.ش نتانياهو - نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي - خواستار اجراي فوري پروژه انفجار ازدرون ساختا رحكومتي ايران شد و تاكيد كرد :
بايد با ايران كاري كرد كه همان اتفاقي كه در روسيه(شوروي سابق) صورت گرفت ، پيش آيد و آن هم انفجار ازدرون است .» پروژه انفجار از درون سازو كارهايي را مي طلبيد كه مي بايد نيروهاي سياسي - اجتماعي آن را تدارك مي ديدند . ظهور افراد يلتسين صفت ، يكي از اين ساز وكارها بود تا با عبور از خاتمي ، فرآيند تغيير شكل و استحاله را با واقعه ناگهاني - ترور- به فروپاشي حاكميت پيوند بزنند
پروژه يكروزه با عنوان « ايران در هزاره سوم ، فرصتها وچالشها» در دانشگاه استنفورد آمريكا برگزار شد و اظهار نظر برخي از مقامات آمريكايي شركت كننده در سيمينار ، درباره كيفيت و ضرورت تقويت جريان اصلاح طلبي ( آمريكايي) بسيار تامل برانگيز است . در سيمينار مذكور خانم « گيل لاپيدوس» - متخصص امور شوروي سابق و استاد دانشگاه استنفورد آمريكا- در سخناني تلاش مي كند كه بگويد خاتمي - رئيس جمهور ايران- گورباچف است و نمي تواند در هم آوايي اصلاحات و حفظ ارزشها توفيقي به دست آورد .از اين رو مانند يلتسين بايد ظهور كند تا صرفا لوتر باشد نه پاپ ، و عليه ارزشهاي ديني والهي نظام قيام كند

خانم لاپيدوس در بخشي از سخنان خود مي گويد
شايد تعجب مي كنيد كه چرا من ( متخصص امور شوروي سابق ) در سمينار مربوط به مسائل ايران شركت مي كنم ...وضعيت ايران خيلي شبيه زمان گورباچف است . گورباچف مي خواست هم «پاپ» باشدوهم«لوتر». اين امر ممكن نبود.» وي تاكيد مي كند براي پيشبرد اصلاحات (آمريكايي) در ايران بايد آقاي خاتمي را كنار گذاشت . در ادامه اين روند تحرك آقاي « عبدالله نوري» توسط عوامل نفوذي و ترغيب ايشان به عبور مزرهاي حاكميت ديني و خروج ازآرمانها و انديشه اي امام راحل ، به عنوان شواهد وقرائن ديگري انگاره فوق را تقويت مي كند ؛ تا جايي كه در برخي از محافل تجديد نظر طلب از وي ( عبدالله نوري) به عنوان يلتسين نام برده مي شد و خود او به اين باور رسيده بود كه « نظام در حال فروپاشي است و بايد خودمان را از آوار آن نجات دهيم
سرانجام اظهارات «سعيد حجاريان» نيز بسيار قابل تامل است .وي در روزهاي پاياني سال 1377 ه .ش در يك جمع محفلي ميگويد:« اگر آقاي خاتمي ترورشود و يا استعفا دهد و يا كانديدا نشود نفر بعدي كه كانديدا مي كنيم (عبدالله نوري)است
با بسته شدن فايل سياسي «عبدالله نوري» و عدم توفيق تجديد نظر طلبان هواخواه ليبراليسم در راديكال نمودن فضاي سياسي و قراردان مطالبات در وراي حاكميت ديني و... ، معادلات سرويس هاي اطلاعاتي و عوامل نفوذي آنها در پروژه انفجار از درون بر هم خورد و آنان را درانجام پروژه «ايكس»دچار ترديد وسردرگمي نمودودر نهايت سناريوي مذكور به فاز اجرا منتقل نشد.
بررسی فرآیندهای نوین براندازی در ایران ( قسمت پنجم)
نوشته شده توسط دانشجوي مسلمان در ساعت 16:10 |
لینک
|