راز حمايت رفسنجاني از خاتمي

اكبر هاشمي رفسنجاني:
«تاريخ ايران تلاشها، صداقتها و تحملهاي خاتمي را هيچگاه فراموش نميكند و خاتمي برگ زرين تاريخ انقلاب است. از لحاظ توسعه سياسي در دولت ايشان گام جديد برداشته شده است و فضاي جديدي در عرصههاي مختلف خلق شده است. در روابط خارجي شرايط مناسبي پيش آمد ... در توسعه علمي اقتصادي و آْموزشي بسيار پيشرفت كردهايم.
نجابت شخص خاتمي و مديريت وي كه سعي ميكرد تنش را از كشور دور كند و آرامش را حفظ كند (!) گاهي كوتاه ميآمد و گاهي نيز گلايه ميكرد، براي حفظ آرامش در كشور بسيار مهم بود.
در تشخيص مصلحت نظام از تعاملي كه با دولت وي داشتيم بهرهمند شديم. هر كجا نيازمند مشاوره بوديم ايشان به خوبي اين امر را انجام ميداد و در جلسات حتي اگر موافق نظر ما هم نبود ميپذيرفت و مخالفت نميكرد. در تنظيم سند چشمانداز 20 ساله كه از افتخارات نظام است، خاتمي نقش مهمي داشت و زمينه تسهيل آن در دولت خاتمي ايجاد شد. كميسيونهاي مجمع توانستند با كمك دولت خاتمي اين سند را تصويب كنند و ما در تنظيم اين سند از نظرات دولت خاتمي بسيار بهرهمند شديم.(1)
اين سخنان، سخن كسي است كه در طول مدت دولت نهم به رغم پيشرفتها و توفيقات دولت عدالت و حمايتهاي رهبري از آن، نه تنها از سر انصاف و حداقل با ادبيات انتقادِ سازنده، بلكه با ترسيم چشماندازي تاريك از عملكرد دولت، تخريب آن را رويه معمول خود قرار داده است. وي در حيطه سخن توقف نكرده است و تاكنون شاهد همايشها و دستور جلسات در مجمع تشخيص مصلحت نظام و اخيرا در مجلس وزين خبرگان رهبري بوديم كه انعكاس دهنده نقطه نظرات منفي ايشان بوده است.
با توجه به تأييدات مكرر و حاميانه رهبر معظم انقلاب اسلامي، جاي ترديدي بر اصولگرا، مردمي و انقلابيبودن دولت دكتر احمدينژاد نيست و انتظار حتي از دشمنان و مخالفان و گوينده اين تمجيدهاي تأمل برانگيز از خاتمي، اين است كه حداقل با ادبيات انتقادِ سازنده، در ضمن برشمردن نكات مثبت، به ضعفهاي احتمالي بپردازند.
صرف نظر از حمايتهاي بينظير و مذمت ايشان از تخريبگران دولت نهم، كه به تصريحشان «هدف واقعي آماج اين تخريبها، انقلاب و نظام است.» (2) اگر نگرانيها و مخالفخوانيهاي آقاي رفسنجاني را به دور از اغراض شخصي و جناحي و به دور از حس رقابتي و يا اختلاف مبنايي در نظر بگيريم و ايرادهاي ايشان به دولت نهم و شخص دكتر احمدينژاد را واقعي فرض كنيم، سؤالي كه در اين ميان باقي است. حمايت بيدريغ و سكوت معنادار ايشان در هشت سالِ دولت خاتمي است.
آيا در طول هشتسال دولت خاتمي هيچ تخلّفي صورت نگرفت؟! حداقل پاسخ دوستان آقاي رفسنجاني كه داعيّة اصولگرايي هم دارند خلاف اين بايد باشد. پس با اين وجود راز حمايت آقاي رفستجاني از آن دولت پرچالش و به خصوص شخص محمد خاتمي در كجا نهفته است؟
آقاي رفسنجاني در آستانه انتخابات دوم خرداد به جاي مقابله با شايعه تقلب در انتخابات كه بسيار در مظلومنمايي خاتمي كارساز بود بر التهاب آن افزود و در نماز جمعه گفت:«هر چند ممكن است كساني باشند كه فكر كنند با تغيير رأي مردم فرد مورد نظرشان انتخاب شود ... هر گونه تلاش براي تغيير آراي مردم بزرگترين جنايت و خيانت به نظام ميباشد ... من به عنوان مسئول قوّه مجريه با آن كه در اين مسند نخواهم بود. اما نسبت به بهترين شكل و بدون انجام تبليغات خلاف قانون و دستبردن در آراي مردم انجام شود تلاش خواهم نمود.» (3)
آقاي رفسنجاني در آستانه انتخابات نهم نيز بر اين موضع خود پافشاري كرد و در مصاحبهاي گفت: «اقدام من در سال 1376 در پاسداري از آراي مردم از افتخارات است.» (4)
آقاي رفسنجاني در تحليلي از دومخرداد چنين گفت:
«اولاً: در دوم خرداد هيچ انفجاري رخ نداد يك روحاني كه از اول پيروزي، در مسؤوليتهاي مختلف بود و مدتي هم وزير بود، به رياستجمهوري انتخاب شد ... ثانياً: اگر مردم منفجر شدند نبايد به كارگزاران كه ركن جريان بودند رأي ميدادند(!!)»(5)
شايد بتوان به راز حمايت هاشمي از خاتمي را، در همين نكته كه رأي به خاتمي، رأي به كارگزاران بوده است، دريافت، چرا كه در مناسبتهاي ديگر وي چنين اذعان كرده است: «آقاي خاتمي تقريباً در مسير سياستهاي دورة مسؤوليت من پيشرفت كردند، البته با اقتضائات زمان هم همراه بود، شايد اگر من هم ميخواستم ادامه دهم به همينجا ميرسيدم.» (6)
«از منظر تاريخي دوران اصلاحات به طور طبيعي به دوران سازندگي پيوند خورده است.» (7)
«من از دولت خاتمي متشكرم كه نگذاشت طرحهاي نيمهتمام بماند.» (8)
«بهترين خدمت به دولت خاتمي اين است كه فضا را مناسب كنيد تا دولت خدمتگزاري خودش را انجام دهد.» (9)
در فتنههاي براندازانهاي چون 18 تير 87 و دهها بحران پيش آمده در آن دوران تأسفبار سكوت معناداري را از ايشان به ياد داريم. گويا در آن زمان هيچ خطري متوجه نظام و انقلاب نبوده تا اينكه ايشان به گفته خودشان با دعوت خاتمي پا در صحنة انتخابات مجلس ششم ميگذارد، آقاي رفسنجاني در اين ارتباط ميگويد: «آقاي خاتمي را قبل از اين جلسه براي حضور در مجلس ششم ديدم و گفتم اين فشارهاي روي من است، ايشان گفتند: وجود شما ميتواند مشكلات ما را كم كند.» (10)
بعد از تخريب وسيعي كه در پي شكست آقاي رفسنجاني در انتخابات مجلس ششم از جانب اطرافيان خاتمي و برخي فرزندان كارگزاراني ايشان – چون كرباسچي در نشريه همميهن صورت گرفت، لحن آقاي رفسنجاني نسبت به دومخرداديها منتقدانهتر شد ولي هيچگاه نظر آقاي رفسنجاني از خاتمي منصرف نگشت، بلكه وي حواشي و تندروهاي دوم خرداد را نشانه ميگرفت و مانع ميدانست. هاشمي در تحليلي اين جريان تخريب بر عليه خود را چنين تحليل كرده است: «بعضي از كساني كه بعدا دور و بر آقاي خاتمي جمع شدند، فكر ميكردند كه كسي اينجاست كه ممكن است در آينده دوباره رقيب شود. لذا به فكر افتادند كه راه برگشت را ببندند و در حقيقت تصميم گرفتند يكي از نردبانهايي را كه از آن بالا رفتهاند خراب كنند كه ديگران از اين راه بالا نروند. اين ديگر به من مربوط نيست. (11)
«يكي از شاهدين همين آقاي عطريانفر بود و ميتوانيد از ايشان بپرسيد مگر حزب كارگزاران پايهگذار دوم خرداد نبود؟ ... اگر حزب كارگزاران نبود كه آنها اين امكانات را نداشتند.» (12)
حال با اين تفاصيل شعار دوستان دوي خردادي آقاي رفسنجاني در نوسازي اصلاحات منهاي تندروهاي آن را بهتر ميتوان تحليل كرد.
مسعود شفیعی کیا
1. روزنامه اعتماد، 9/5/84، ص 3، مصاحبه
2. ديدار با هيأت دولت دولت نهم 2/6/87
3. روزنامه ايران 29/2/76، نمازجمعه 28/2/76
4. روزنامه آفتابيزد 20/2/8/84، ص 2
5. روزنامه كيهان 30/11/82 ص 12
6. روزنامه صداي عدالت 16/3/84 ص1
7. شرق 10/3/84 ص 2
8. ابرار 20/12/83 ص 3
9. كيهان 20/9/87
10. سالنامه شرق 1383، ص 30
11. روزنامه آفتابيزد 20/3/82، ص 2
12. سالنامه شرق 1383، ص 30