تبليغاتX
دردنوشته هاي دانشجوي مسلمان

 
ترس واطمینان از شکست، مهمترین دلیل تردید خاتمی
 

توسعه اقتصادی را دولت تکنوکراتها شعار داد وتوسعه سیاسی را زعمای دوم خرداد. از دل دولت توسعه اقتصادی هاشمی، زعمای 2خردادی سربرآوردند واز دل توسعه سیاسی خاتمی، حماسه 3 تیر. معمولا در بررسی سیر تاریخی دولتهایی که در یک کشور برسر کارمی آیند، هر دولت را نتیجه عملکرد دولتهای قبلی می دانند ومعمولا دولتمردان با وقوف به این مهم سعی می کنند با دست گذاشتن بر ضعف وپاشنه آشیل دولتهای فعلی، خود را برای حضوری جدی در انتخابات دور بعد ریاست جمهوری آماده کنند. دولت 2 خرداد را محصول سیاستهای توسعه اقتصادی و 3 تیر را نیز محصول عملکرد مدعیان توسعه سیاسی می دانند.

اتمام جنگ مصادف شد با آغاز سازندگی واینبار گویا قرار بود سازندگی فیزیکی با تئوری سازی فرهنگی، اقتصادی همراه شود. همراهی زعمای تکنوکرات با اقتصاد جهانی ومراکز 2 قلوی بانک جهانی وصندوق بین المللی پول آغاز شد وسیاستهای « تعدیل اقتصادی» تجویز شد.
زعمای 2خرداد همراهی با سیاست جهانی وسازمان ملل ونظم نوین جهانی را آغاز کردند واز دل این همکاری، شعار« تنش زدایی» و«گفتگوی تمدنها» سربرآورد

دولت نهم با پشت پا زدن به کلیه پایبندیهای دولتهای مذکور، با ایستادگی در مساله هسته ای به 2 قلوهای اقتصادی ومراکز مهم سیاسی جهان دهن کجی کرد وبا عبور از خط قرمزهای گفتمانی تحمیلی برجهان به طرح دروغین بودن صنعت هولوکاست و طرح مساله« نقض حقوق بشر در غرب» پرداخت. امریکه به مذاق محافظه کاران سیاست خارجی در داخل خوش نیامد. با این عملکرد ها عملا رشته های دولتهای قبلی را به پنبه تبدیل کردند.

از سیاستهای تعدیل اقتصادی فقط توسعه شرکتهای خصوصی دولتمردان وپیدایش شبکه های گسترده اقتصادی، رانتخواری، افزایش فاصله طبقاتی وظهور وآقازاده ها ونورچشمی ها را شاهد بودیم ودر عوض سیاست توسعه سیاسی شاهد کاهش حضور درانتخابات به علت بی اعتمادی به سیاستهای سیاستمداران 2 خردادی، از هم پاشیدگی گروههای 18 گانه دوم خرداد، ایجاد جو بی اعتمادی به نظام ومسئولان، یکه تازی حزب دولت ساخته مشارکت وعدم اجماع بر سر کاندیدای واحد در انتخابات ریاست جمهوری 84 حاصل شد.
بحث اصلی از فردای 27 خرداد 1384 آغاز می شود. اینبار در بازی کثیف سیاست منهای اخلاق شاهدیم که آقای هاشمی: عالیجناب سرخپوش، دیکتاتور اقتصادی، مافیای خانوادگی، عامل خفقان و.. به یکباره بعد از گذشت چند سال از سوی آقایان به دریافت عناوینی همچون: حلال مشکلات، دشمن خفقان، منجی ایران ، استوانه نظام و... مفتخرمی گردد. این همان هاشمی چند سال پیش بود که پس از تخریب گسترده در انتخابات مجلس ششم از سوی مدعیان « تحمل مخالف»، حتی صدای آقای مهاجرانی را نیز درآورد که : شما هاشمی را درحد مخالف نیر تحمل نکردید.

اینکه در فاصله این 6 سال چه تغییری در القاب وکارنامه آقای هاشمی پدید آمده که اینگونه مواضع آقایان 360 درجه تغییر کرده، خود از لازمه های بازی کثیف سیاست منهای اخلاق است.
جبهه 2 خرداد مثلث 3 گانه خود را بارها بر سر« بزنگاه» تنها گذاشته اند وجو بی اعتمادی نسبت به طرح شعارهایی همچون« اجماع در مقابل احمدی نژاد بر سر کاندیدای واحد» و« اتحاد در مقابل احمدی نژاد » را ایجاد می کند.

آقای هاشمی که 6 سال به خوبی مورد لطف! آقایان مشارکتی ومجاهدانقلابی قرار گرفت. آقای خاتمی نیز که خاطره مواضع برخی نزدیکان خود را در باب موضوعاتی همچون « عبور از خاتمی»، « رییس جمهور تدارکاتچی»، «رییس جمهور بی کفایت» و« شاه سلطان حسین نالایق» هنوز از یاد نبرده است وهیچ کس به اندازه شیخ اصلاحات از دست این عافیت طلبان دل پرخونی ندارد. شیخی که خواب 1 ساعته ایشان باعث بیدار باش همه عمره ایشان شده وبعد از اعلام نتایج 3تیر و منصرف شدن ایشان از پیاد ه روی طولانی در خیابانهای تهران، مشخص شد که حتی بسیاری از نزدیکان وهم حزبیهای ایشان نیز به ایشان رای نداده اند وباید ایشانم اشکال کار را به شیوه دیگر حل کند نه اینکه اعلام کند: وا تقلبا، واتقلبا و...گویا نفوذ سنتی آقای هاشمی بر رک گویی شیخ اصلاحات فائق امد. این همان آقای کروبی است که دفاع جانانه ای از حکم حکومتی رهبر انقلاب در مجلس ششم در مورد قانون مطبوعات انجام داد وتنها مخالفان این حکم نیز افرادی همچون: احمد شیرزاد، الهه کولایی، محسن آرمین، محمد رضا خاتمی و.. مشارکتی ومجاهد انقلابی بودند. همان کروبی که روزی بهزاد نبوی می گفت: ریش کروبی در دستان ماست. شیخ ناراضی از جبهه دوستان خود جدا شد ودر جواب بی اعتمادی به 2 خرداد، حزب اعتماد ملی را ایجاد کرد ودست به هر کاری می زند تا هیچگاه از صفحه رسانه ها ومطبوعات محو نشود. متاسفانه شاهدیم که جبهه 2 خرداد بعد از هر شکست انتخاباتی به جای بررسی وتحلیل علل شکست وتصمیم به حل وفصل نواقص و علل شکست، به فرافکنی روی می آورند وهرکس دیگری را مقصر می داند وآخر الامر نیز سر از کار انشعاب در می آورند.

نتیجه انتخابات سوم تیر خط بطلانی بر کلیه تئوری سازیهای 16 سال گذشته بود. همانها که کاریزما ومحبوبیت داشتن را در ثروت، قدرت ورسانه می دانستند. همانها که عکس امام را از پوسترهای انتخاباتی خود محو کردند ومصدق، بازرگان وابراهیم یزدی به جای امام نشستند. همانها که در دوران زعامت تکنوکراتها به تئوریزه کردن مبانی لیبرالیسم فرهنگی، سیاسی واقتصادی پرداختند تا شعارهای اتخاباتی دوران 2 خرداد از دل جلسات« حلقه کیان» سربرآورد. همانها که با طرح تئوریهایشان قصد داشتند ایران را از سنت جدا ودر مسیر« توسعه و تجدد» وحرکت در مسیر نظریه استعماری« پیشرفت وترقی» قرار دهند. همانها که با طرح نظریه« عبور از انقلاب اسلامی به جمهوری اسلامی» تلاش برای پذیرش هژمونیک غرب را تئوریزه می کردند. اما در نهایت شکست سختی از سنت گرایانی می خورند که حتی شعارها وروش انتخاباتیشان نیز سنتی بود. شکست مجدد تجدد از سنت ومعمایی دیگر از معماهای انقلاب.

بی شک سید همه این تحولات را به خوبی دیده ودر یا د دارد وباید بین شخصیت واظهارات خاتمی در جمع اعوان وانصار ورسانه های حامی وی با اظهارات وی در محافل خصوصی ودر جمع مشاوران تفاوتی 360 درجه قائل شد. سید در رسانه های حامی نقش انسان معصوم واسطوره ای دست نیافتنی را دارد که ملت کاروزندگی خود را تعطیل کرده اند و با امضای کمپین منتظر آمدن این منجی هستند تا کلیه مشکلات داخلی وخارجی را به صفر برساند. ولی وی در جلسات خصوصی فردیست که احساس می کند گویا قرار است همان بلایی که بر سر هاشمی در 3 تیر 84 آمد اینبار نصیب ایشان شود. سیستم اعلام حضور سید بی شباهت به مواضع آقای هاشمی در دوره قبل انتخابات نیست. بازی: می آیم، نمی آیم، شاید بیایم، شاید نیایم، تصمیم نگرفته ام و....تنها برای بازی دادن افکار عمومی است وبس.
در شرایطی که در حال حاضر سیل عظیم تخریب، تهمت، تحقیر وبی اخلاقی رسانه ای تنها وتنها متوجه آقای احمدی نژاد است، سید به خوبی میداند که نباید در این فضا ورود خود ر ااعلام کند و باید صبر کند تا به خوبی پروژه تخریب با اهداف خود برسد وآنگاه به مثابه خورشید نجات از پس ابرهای تیره سر برآورد. ورود زود هنگام به انتخابات برابر است با سیل انتقادات وسوالات بسیار فراوان وبی پاسخ از سوی برخی حامیا ن سابق، منتقدان سیاسی ورقبای خود. آنگاه فضای سیاسی رسانه ای کشور باعث توجه مردم به کسی شده که سعی داشته ودارد ودر پس تخریب چهره دولت نهم ، به لطف رسانه های حامی از خود چهره ای معتدل، عقل کل ومنجی بسازد.
آقای خاتمی بی شک می داند که هرچه وزن و اعتبار دارد در صفحات روزنامه های اعتماد و.. خلاصه می شود وهرچه تعریف وتمجید است در جلسات بنیا د باران، سیاستمداران بدون پست وهمفکران خود می شنود. واقعیت این است که با برخی سنت شکنیهای دولت نهم، فرصت ایجاد موجی همانند موج 2 خرداد برای آقای خاتمی فراهم نیست واینبار دستان احمدی نژا د در شعار دادن باز ودستان خاتمی بسته است. یادمان باشد که خاتمی در شرایط اجماع جبهه 18 گانه 2 خرداد بر سر کارآمد واحمدی نژاد در شرایط عبور بسیاری از اصولگرایان از وی یا به عبارتی در جنگ قدرت بین اصولگرایان برسر کار آمد.
آقای خاتمی به خوبی می داند که حزب مشارکت وسازمان مجاهدین انقلاب همان افراطیون 4 سال پیشی هستند که نقش موثری در گسترش جو بدبینی واعتراض اقشار مردم نسبت به وی ایجاد کرده بودند.
برخی عملکردها ومواضع خاتمی به خصوص ماجرای دست دادن وی با دختران ، موضع وی در خصوص ولایت امیر المومنین در زاهدان و... تاثیر بسیاری در دید علما ومراجع نسبت به ایشا ن پدید آورده است. به گفته برخی سیاسیون وروزنامه نگاران حامی ایشان، سیل تهمتها، تخریبها و.. کمترین تاثیر را در گرایش وحمایت قاطبه مردم از دولت نهم وشخص رییس جمهور برجای گذاشته است. 2 چهره بزرگ 2 خرداد یعنی آقایان کروبی، هاشمی در 27 خرداد و 3 تیر شکست خوردند وبه نوعی از میدان رقابت کنار رفتند واینک جبهه از هم پاشیده 2 خرداد که روزی به گفته آقای مهاجرانی مانند« پرواز منظم ودسته جمعی قوها » بود آخرین تیر در ترکش و پشتوانه استراتژیک آنها یعنی خاتمی را که شکست سنگینی در انتخابات مجلس هشتم با لیست سفارشی « یاران باران» با نام وعنوان خاتمی و2 شعار «تداوم خط امام ومبارزه با تورم» خورد ه بود ونتوانست هیچ موجی ایجاد کند را برای روز مبادا نگه داشته است. اینک جبهه 2 خرداد مانده ومساله حضور خاتمی درانتخابات. رای آوردن خاتمی یک مساله است ورای نیاوردن وی مساله ای مهمتر. امری که می تواند برای سالیان سال این جبهه را به رکود سیاسی بازگرداند .تا سالهای سال باید حسرت تکیه زدن بر کرسی ریاست را در دل نگه دارند وزعامت دولت باید سالهای سال در دستان رقبای اصولگرا باقی بماند. اعلام کاندیداتوری کروبی نیز گویا قرار است به تکرار تاریخ تکرار کند و این میان عدم اعلام کاندید از سوی قاطبه جبهه اصولگرایان و حمایت ضمنی برخی اصولگرایان از کاندیداتوری احمدی نژاد مساله دیگری است که می تواند بسیاری محاسبات سیاسی را زیر سوال ببرد وموج شک وتردید را در دل یاران بارانی خاتمی ایجاد کند. قحط الرجال وفقر الرجال در جبهه 2 خرداد بیداد می کند.

مصطفی نمازیان

نوشته شده توسط دانشجوي مسلمان در ساعت 18:44 | لینک  | 

 
ماليات بر ارزش افزوده و تحريك سرمايه داران مفت‌خور

آن روز مولايمان حضرت امير عليه السلام كه از سستي و تنبلي برخي ياران خويش دلگير و غمزده بود، بر سنگي در كوفه ايستاد و با اندوهي آميخته به ملامت، لب به سخن گشود. جماعت در اطراف ايشان حلقه زده بودند، اما، علي(ع) گويا با خود سخن مي گفت، يا شايد راز غمزدگي با خداي خويش در ميان مي گذاشت... كجايند برادران من كه راه حق سپردند و با حق، رخت به خانه آخرت بردند؟ كجاست عمار؟ كجاست ابن تيهان؟ كجاست ذوشهادتين؟ و كجا هستند برادران ديگرم كه همانند آنها بودند؟ با يكديگر به مرگ پيمان بستند، دشمنان، سرهاي آنان را براي فاجران هديه بردند و...

نوف بكالي كه از ياران حضرت و در آن جمع حضور داشت، مي گويد، چون سخن حضرت امير(ع) به اينجا رسيد، دستي به محاسن مبارك خويش كشيد و زماني دراز، گريست... آنگاه سر برافراشت و ادامه سخن خويش گرفته و فرمود؛ «دريغا از برادرانم كه قرآن را خواندند و در حفظ آن كوشيدند. واجب را برپا كردند، پس از آن كه در آن انديشيدند، سنت را زنده كردند و بدعت را ميراندند. به جهاد دعوت شدند و پذيرفتند. به پيشواي خود اعتماد كردند و در پي او رفتند و...» خطبه 181 نهج البلاغه

چند روزي است برخي از اصناف و بازاريان به تحريك شناخته شده تعدادي اندك از كلان سرمايه داران سودجو و حرامخوار كه كمترين مشابهتي با توده هاي عظيم تجار و بازرگانان و بازاريان مؤمن و خداجوي ندارند، در اعتراض به اجراي قانون ماليات بر ارزش افزوده، مغازه هاي خود را به ميل و يا به تهديد عوامل وابسته به همان كلان سرمايه داران مفت خور تعطيل كرده اند!

اين در حالي است كه دولت براي توضيح و روشنگري درباره اين قانون، اجراي آن را دو ماه به تاخير انداخته و اصناف را به رايزني و تبادل نظر پيرامون قانون ياد شده فراخوانده است و ظاهرا، ديگر نبايد بهانه اي براي اعتصاب باقي مانده باشد، ولي متاسفانه و باز هم به تحريك همان گروه اندك، ديروز هم شماري از اصناف به اعتصاب ادامه دادند. ادامه اين حركت ناپسند بعد از تعليق دوماهه قانون از سوي دولت و دعوت اصناف به رايزني و تبادل نظر به وضوح نشان مي دهد كه ماجراي ديگري در ميان است و متاسفانه شماري از بازاريان و اصناف كه همواره به پاكدستي، ايمان و تعهد اسلامي و انقلابي شناخته شده و مي شوند، در چنبره فريب ديگران گرفتار آمده اند! و يا -خداي نخواسته- در مقابله با اين حركت مشكوك و ناپسند، كوتاهي كرده اند...

اينجاست كه بايد گفت؛ كجايند، شهيد عراقي ها، شهيد اسلامي ها، شهيد لاجوردي ها و دهها بازاري شهيد ديگر كه آن روزها در مقابل توطئه رژيم طاغوت مردانه ايستادند، شكنجه شدند، زندان كشيدند، به تبعيد رفتند ولي هرگز از ياري اسلام و مردم مظلوم كشور خويش دست نكشيدند و هويت اسلامي و انقلابي بازاريان مؤمن و متعهد را بر تارك بازارها ثبت كردند و داغ سوءاستفاده از بازاريان و اصناف را بر دل سياه رژيم خونريز و غارتگر پهلوي و حاميان بيروني آن نهادند و....

كجايند بازاريان بسياري كه در روزهاي آتش و خون، كسب و كار و رونق بازار وانهادند و به جبهه ها شتافتند، خون دادند، خون دل خوردند و از حريم اسلام، انقلاب و مردم مظلوم كشور خويش دفاع كردند...

امروز، باز هم، بازار همان بازار است و اصناف همان اصناف ولي پرسش اين است كه با وجود توده هاي مؤمن و انقلابي اصناف و بازاريان، چرا بايد معدودي كم شمار و كلان سرمايه دار، خواست خود را كه بي گمان خواست دشمنان تابلودار اسلام است بر آنان تحميل كنند؟! ماجرا روشن تر از آن است كه زمينه اي براي فريب خوردگي بازاريان مؤمن و متعهد وجود داشته باشد، چرا؟!...

ماليات بر ارزش افزوده، راه كاري است كه نزديك به يكصد سال سابقه دارد و امروزه در بسياري از كشورهاي جهان، مخصوصاً كشورهاي پيشرفته و صنعتي با نرخ بالاي 17 تا 25 درصد اجرا مي شود.
در اين روش

1- دست واسطه ها و دلال هايي كه كمترين نقش مثبتي در توليد و يا تجارت- به مفهوم واقعي آن- ندارند قطع مي شود. اين يك امتياز بزرگ و غيرقابل انكار به نفع مردم.

2- جلوي اقتصاد زيرزميني كه يكي از عوامل اصلي تورم و گراني است گرفته مي شود اين نيز امتياز دوم براي مردم و توليدكنندگان و بازرگاناني است كه نمي خواهند حرام خواري كرده و درآمدهاي ناسالم داشته باشند.

3- حساب هاي مالياتي شفاف مي شود و در نتيجه، شمار محدودي از صاحبان درآمدهاي كلان كه از امكانات عمومي بيشترين بهره را مي برند و كمترين سهم را مي پردازند، نمي توانند از پرداخت ماليات كه حق دولت و به بيان ديگر حق مسلم مردم است طفره بروند. در حال حاضر، اصلي ترين اقشار تامين كننده درآمد مالياتي دولت- بخشي از بيت المال- كارمندان و كارگران و قشرهاي محروم و مستضعف جامعه هستند. يعني توده هاي عظيم مردم كه ماليات مي دهند و از امكانات عمومي كمترين بهره را مي برند و در مقابل آنها ، صاحبان درآمدهاي بالا قرار دارند كه ماليات نمي دهند و در همان حال از مالياتي كه اقشار محروم پرداخته اند بيشترين استفاده را مي كنند.

4- مردم به جاي آن كه ماليات كنوني تجميعي 4درصدي را به طور غيرمحسوس پرداخت كنند، ماليات 3 درصدي پرداخت مي كنند و از آنجا كه پرداخت ماليات از سوي آنها كاملا محسوس و ثبت شده است، در مقابل انتظارات منطقي نيز از دولت خواهند داشت، به بيان دقيق تر، مصرف كنندگان ماليات كمتري مي دهند و انتظارات به جا و منطقي نيز دارند. ضمن آن كه بسياري از كالاهاي مصرفي مثل مواد خوراكي، بهداشتي، صنايع دستي و... از اين ماليات معاف هستند.

5- شفاف شدن حساب ها، از رشوه دهي و رشوه خواري در عرصه مالياتي كشور- كه متاسفانه خيلي هم كم نيست!- جلوگيري مي كند. چرا كه در اين حالت، از دست رشوه خوار كاري برنمي آيد و رشوه دهنده نيز، خود مفت خور است و پول مفت به رشوه خوار نمي دهد.

6- اجراي قانون ماليات بر ارزش افزوده يكي از مؤثرترين راه كارهاي تجربه شده براي مقابله با قاچاق كالا، فساد اقتصادي و پولشويي است. آيا صنف محترم توليدكننده كفش فراموش كرده اند كه چگونه رنج توليد را بر خود هموار مي كنند ولي با نوع خارجي همين كالا- مثلا چيني- كه به طور قاچاق وارد شده توان رقابت ندارند و....

7- تمامي مفاد قانون ماليات بر ارزش افزوده به وضوح نشان مي دهد كه اجراي اين قانون به نفع مصرف كننده، توليدكننده، تجار و كسبه است، اگر كسي در اين واقعيت كمترين ترديدي دارد مي تواند، نظر و ديدگاه خود را به طور مستند و مستدل با تصويب كنندگان اين قانون و كارشناسان اقتصادي دولت در ميان بگذارد. آيا اين راه كه دولت و مجلس آمادگي كامل خود را براي اين گفت وگو و رايزني اعلام كرده اند، گره گشا نيست؟

8- بلافاصله بعد از اعلام تعويق دوماهه اجراي اين قانون از سوي دولت كه با هدف روشنگري درباره آن صورت پذيرفته بود، آن عده معدود كه مي دانستند با روشن شدن اصل ماجرا مهر رسوايي مردم ستيزي و مفت خواري بر پيشاني آنان خواهد نشست، به جاي استقبال از اين پيشنهاد، بر دامنه تحريكات و فريبكاري خود افزودند و اين سؤال را بي جواب گذاشتند كه اگر اين قانون آن گونه كه ادعا مي كنيد به نفع مردم و تجار و توليدكنندگان نيست، چرا از ارائه دلايل خود در يك نشست رو در رو با كارشناسان طفره مي رويد؟! و چرا از يك سو براي فريب مردم و از سوي ديگر براي همراهي با دشمنان بيروني، نعل وارونه مي زنيد؟!

9- ديروز آقاي محمد آزاد رئيس شوراي اصناف كشور با صراحت اعلام كرد كه «عده اي چماقدار اصناف را وادار به تعطيلي واحدهاي خود كرده اند» آقاي آزاد تصريح كرد «چماقداران اصناف مختلف را تهديد به آتش زدن و تخريب مغازه ها كردند» و... اظهارات آقاي محمد آزاد كه با مشاهدات عيني خبرنگاران و عكاس كيهان انطباق كامل دارد، نشان مي دهد كه اولاً؛ ماجرا يك ماجراي صنفي نيست و همانگونه كه برخي اخبار و گزارش هاي مستند گواهي مي دهند، دست هاي پنهان دشمنان بيروني و دنباله هاي داخلي آنها، پشت اين ماجرا قرار دارد. ثانياً؛ حكايت از آن دارد كه اصناف محترم و بازاريان متعهد و مؤمن خواستار تعطيلي نبوده و نيستند ولي متاسفانه براي حمايت از آنها در مقابل چماقداران دست همتي از آستين اقتدار مسئولان نظام بيرون نيامده است. چرا؟!...

آيا تعجب آور و تأسف انگيز نيست در حالي كه به آساني در مقابل حمله نظامي دشمنان، خرابكاري تروريست ها و... ايستاده و توطئه آنان را خنثي كرده ايم، از مقابله با يك مشت اراذل و اوباش چماقدار طفره برويم؟! چرا بايد مسئولان محترم انتظامي و امنيتي، اصناف متعهد را در مقابل اراذل چماقدار تنها بگذارند؟! اگر تعارف مي كنيد!- كه به يقين نمي كنيد- قلع و قمع اراذل را به مردم و اصناف و بازاريان متعهد و انقلابي بسپاريد و قاطبه متعهد اصناف و بازاريان را در مقابل اراذل بي دفاع نگذاريد.

و بالاخره شايسته و ضروري است كه بزرگان و معتمدين بازار و اصناف دعوت خيرخواهانه و منطقي دولت را لبيك گفته و نظرات كارشناسي خود را با كارشناسان دولت در ميان بگذارند تا ضمن روشنگري درباره ماهيت قانون ماليات بر ارزش افزوده و توضيح منافع آن براي مردم، اگر نقص و اشكالي نيز بر آن وارد است با حمايت دولت خدمتگزار و مردمي اين نواقص احتمالي را برطرف كرده و راه سوءاستفاده دشمنان را سد كنند.

* حسين شريعتمداري

نوشته شده توسط دانشجوي مسلمان در ساعت 15:32 | لینک  | 
 

راه رجا بسته نيست احمدی نژاد ومیرحسین به کجا میروند ؟ مگر مسلمانان نمي بينند كه از يك طرف اسلام اشرافيت ، اسلام ابوسفيان ، اسلام ملاهاي كثيف درباري ، اسلام مقدس نماهاي بي شعور حوزه هاي علمي ودانشگاهي ، اسلام ذلت ونكبت ، اسلام پول وزور ، اسلام فريب وسازش واسارت ، اسلام حاكميت سرمايه وسرمايه داران بر مظلومين وپابرهنه ها و دريك كلام اسلام آمريكايي را ترويج مي كنند و از طرف ديگر سر برآستان سرور خويش آمريكاي جنايتكار مي گذارند .                              ما مظلومان هميشه تاريخ ، محرومان وپابرهنگانيم ، ماغير از خدا كسي رانداريم واگر هزار بارقطعه قطعه شويم دست از مبارزه با ظالم برنمي داريم                              امروز جنگ حق و باطل ، جنگ فقر وغنا ، جنگ استضعاف واستكبار و جنگ پا برهنه ها و مرفهين بي درد شروع شده است. .                              جنگ ما جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نمي شناسد و ما بايد در جنگ اعتقاديمان بسيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم                               مبارزه با رفاه طلبي سازگارنيست و آنها كه تصور مي كنند مبارزه در راه استقلال وآزادي مستضعفين ومحرومين جهان با سرمايه داري ورفاه طلبي منافات ندارد با الفباي مبارزه بيگانه اند و آنهايي كه تصور مي كنند سرمايه داران ومرفهان بي درد با نصيحت و پند واندرز متنبه مي شوند و مبارزان راه آزادي پيوسته و يا به آنان كمك مي كنند آب در هاون مي كوبند.                              ما بر سر شهر ومملكت با كسي دعوا نداريم ، ما تصميم داريم پرچم « لااله الا الله » را بر قلل رفيع كرامت وبزرگواري به احتزازدرآوريم .                              اسلام موانع بزرگ داخل وخارج محدوده خود را يكي پس از ديگري برطرف و سنگرهاي كليدي جهان را فتح خواهد كرد .                              اين وظيفه اوليه ما و انقلاب اسلامي ماست كه در سراسر جهان صلا زنيم كه اي خواب رفتگان ، اي غفلت زدگان بيدار شويد وبه اطراف خود نگاه كنيد كه در كنار لانه هاي گرگ منزل گرفته ايد برخيزيد كه اينجا جاي خواب نيست و نيز فرياد كشيم ، سريعا قيام كنيم كه جهان ايمن از صياد نيست .                              ما مظلومان هميشه تاريخ ، محرومان وپابرهنگانيم ، ماغير از خدا كسي رانداريم واگر هزار بارقطعه قطعه شويم دست از مبارزه با ظالم برنمي داريم .                              من با اطمينان مي گويم اسلام ابر قدرتها را به خاك مذلت مي نشاند                              ما اين واقعيت و حقيقت را در سياست خارجي و بين الملل اسلاميمان بارها اعلام نموده ايم ، كه در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده ،و هستيم حال اگر نوكران آمريكا نام اين سياست را توسعه طلبي و تفكر تشكيل امپراطوري بزرگ ميگذارند، از آن باكي نداريم و از آن استقبال ميكنيم.                               ما مي گوييم تا شرك وكفر هست مبارزه هست وتا مبارزه هست ما هستيم