یکشنبه سی ام فروردین 1388
آنهایی که از حاشیه به متن آمدند
متن کامل برداشت اول(شماره 1) برای لینک دانلود
دانلود فایل کامل نشریه(از طریق Save Target As)
نوع فایل: PDF / حجم فایل: 5.95 مگابایت / ۷۲ صفحه
دانلود فایل های متنی(از طریق Save Target As)
نوع فایل: ZIP /شامل ۹سند DOCX / حجم فایل ۲۹۴ کیلوبایت


نوشته شده توسط دانشجوي مسلمان در ساعت 12:11 |
لینک
|
شنبه بیست و نهم فروردین 1388
خواجه پنجه طلا
آن خواجه ي خندان،آن شيخ سخندان،آن شکر، آن عسل، آن قندان ،آن يار پر سفر ، آن کبريت بي خطر ،(چونان شيخ قطر)آن پرگهر، آن باهنر، آن روشن روان، آن ”قبض و بسط تئوريک شريعت“ خوان، آن سپيد ريش دل جوان، دلبر حجاريان، آن محکومگر دين در مقابل آزادي، آن تحفه ي دوم خردادي ، طرفدار پارتي و شادي ،آن دلبر نهضت آزادي، دشمن گروهکهاي الحادي!!!
آن منتهته الآمال ياري نيوز ،آن پرّاننده ي هر فيوز، آن دست دهنده با همه ، آن با همه پسر عمه، آن گفتگو گر پر زمزمه، آن يار باران، نقل محفل کارگزاران، سنگ روي يخ کن ياران .
ميرزا ابو ممد ، آن عارف شيداي برهوت اصلاحات بُوَد که جمله ي اپوزيسيون و خارجيون و اهل دل و حال وشکم را آب حيات بود (بلکه هم آب نبات بود)و در روايات است که عبا و قبايش رنگ شکلات بود.
آن خواجه را از هر انگشت صد هنر همي بارد. نوکران وچاکران و مريدان او را عقيدت آن بود که شيخ 1220 هنر در کف دارد. دشمنان کور دل و بي هنر ايشان را پرسيدندي :به هر انگشت خواجه 100هنر است و جمعا او را 1000 هنر باشد نه 1220 تا.در اين جنگ و جدال و جنجال به ناگه بيانيه اي از سوي مجمع المشارکت المجاهدين صادر شد که “(لطفا با ريتم بخوانيد) هر آدمي تو دستاش يازده تا انگشت داره ، ده و نه و هشت و هفت و شيش با پنج تا مي شه يازده تا (لطفا از ريتم خارج شويد)و انگشتان شست خواجه را 60 هنر بيش از آن صد هنر باشدکه جمعا مي کند به عبارتي 1220 هنر“ و بدين ترتيب آن حسودان بد گهر و تنگ نظر از اين تحليل جامع و دشمن کوب ، منکوب وخجل گشته و متنبه گرديدندي و جهت عرض ارادت ، سايت ياري نيوز را در وبلاگ خويش link همي کردندي.
باري گفتيم که خواجه را چون به هر انگشت 100 هنر همي بود، او را خواجه ي پنجه طلا بناميدندي . از ميان 1220 کرامات و مکاشفات شيخ يکي هم آن بود که به هر چه دست همي زدي طلا بگشت . روزي خواجه را قصد سفر به هيماليا ( يا کشوري چکمه مانند در همين مايه ها)در سر افتاد . چون بدانجا پاي نهادي جماعتي پريشان روي و لخت موي ، دست افشان و پاي کوبان ، شلنگ انداز به صد ناز و نياز ، آواز سر دادندي که ”شور و شکرم آمد، نور و قمرم آمد ،در و گوهرم آمد ،داوود خطرم آمد( مصراع اخير توسط عنصري معلوم الحال اضافه گشته است) خواجه چون سخن راند و افاضاتش به تمام گشت ، جمله ي مشتاقان را دست شفا و عنايت بر سر همي کشيد ، در تواريخ است که در آن آشفته بازار ، اناثي ايستاده بود و گويند به امراض جزام و کزاز و آسم و ديفتري و بري بري و هپاتيت a وb وc و ديابت و پيسي و تاسي و ايدز مبتلا بود و چون خواجه پنجه طلا دست عنايت به او دادي ، في الحال آن دختر آشفته و بي حال به حال آمد و شادمان و خرامان گشتي و هيچ اثري از جزام و کزاز و هپاتيت و ديابت و غيره و ذالک در او نيافتندي. گويند حکيم عطار نيشابوري چون اين حکايت بشنيد با شعف و شادماني شعر ”خوشا دردي که درمانش تو باشي ، خوشا دستي که دس دادش تو باشي“ را در وصف آن خواجه ي پنجه طلا به قلم آوردي .
و در روايات و کتب و قصص آمده است که خواجه ي ما را با حکيم ”ابو ناتو“ که گويي سر و سري با آفتابه دزدان، زورگيران، قالپاق دزدان ، بي هنران، در به دران و خاک بر سران داشت و چندي بود دست و گردن شکسته ، خسته و خمود و آويزان در محمل، گذران عمر همي کرد، قصد زيارت افتاد. و چون خواجه ي ما او را همي ديدي دست در دست او نهادي و بار ديگر حکايت آن دختر هيماليايي تکرار گرديدي و خواجه ”ابو ناتو“ به ناگه دست افشان و دستار فشان چونان آهوي خرامان فرياد بر آوردي “به جان عمه ام در عمر خويش چنين دست شفا بخش و پنبه مانندي نديده بودمي“ ... و اين از کرامات شيخ پنجه طلا بود که دست به هر چه مي زدي ”قلب“ همي گرديد .
و همگان را قبول افتاد که تنها اوست که توان ”آري“ را ”نه“ کردن، وليکن خشک مغزان و متحجران را توان ديدن اين طلا پنجگي نباشد (الحسود لا يسود) و او را شايعه سازند و ندانند شيخ ما را ”امر خير” در سر باشد.
هفته نامه سیزده ۵۷
نوشته شده توسط دانشجوي مسلمان در ساعت 18:45 |
لینک
|
یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388
تحلیل جالب موسسه بلژیکی درباره انتخابات ایران:
احمدی نژاد خسته نیست

انتخابات ماه ژوئن ایران را می توان یکی از مهم ترین ترین رویدادهای سیاسی خاورمیانه نامید؛ انتخاباتی که رئیس جمهور پر سروصداترین کشور خاورمیانه را مشخص خواهد کرد و تأثیرات شگرفی رقم خواهد زد.
نشریه موسسه بلژیکی مطالعات استراتژیک خاورمیانه و جهان اسلام ، با ذکر این مطلب در مقاله ای با تیتر "رئیس جمهور بعدی ایران ؛ دکتر ، مهندس یا روحانی؟!" نوشت: دکتر محمود احمدی نژاد ، بسیار امیدوار است که همانند گذشته ، سنت تکرار دور دوم ریاست جمهوری ، درباره او نیز مصداق یابد و این درحالی است که جناح مخالف دولت می گوید: "همان طور که انتخاب احمدی نژاد برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی در مرحله دوم انتخابات صورت گرفت ، برای اولین بار نیز او ریاست جمهوری یک دوره ای را تجربه خواهد کرد."
با این ، اصلاح طلبان که با کاندیداتوری محمد خاتمی - رییس جمهور سابق ایران - خود را در یک قدمی "پاستور" می دیدند ، اینک با انصراف او از ادامه رقابت ها ، نگرانی های جدی دارند.
"پاستور" ، نام خیابانی در مرکز تهران است که دفتر رئیس جمهور ایران در آن جای دارد.
نگرانی های اصلاح طلبان ایرانی ، البته بی دلیل هم نیست .آنها این بار با دو چهره قدیمی شان به میدان آمده اند:مهندس میرحسین موسوی و یک روحانی به نام مهدی کروبی.
نظرسنجی ها در پایتخت ، نشان می دهند که از میان این دو ، موسوی ، با اقبال بیشتری مواجه است ولی به نظر می رسد کروبی در میان مردمان شهرهای کوچک و روستاها به ویژه در غرب کشور ، که زادگاهش است ، جایگاه بهتری داشته باشد.
او در انتخابات گذشته ریاست جمهوری نیز کاندیدا بود و با شعار "هر شهروند ایرانی 50 دلار در ماه" توانست تقریباً 5 میلیون رأی کسب کند و اگر کمی شانس داشت ، می توانست با چند صد هزار رأی بیشتر ، احمدی نژاد را پشت سر بگذارد و رئیس جمهور شود.
مهندس موسوی نیز تا 20 سال پیش نخست وزیر ایران بود و بعد ازآن که در اصلاحات قانون اساسی ایران سمت نخست وزیری حذف شد ، او نیز به ناگاه از صحنه سیاسی کشور کنار رفت و کمتر کسی در طول دو دهه پرحادثه ایران ، از وی نامی شنید تا آن که از چند ماه پیش ، وی عزم کاندیداتوری کرد و کسانی که نخست وزیری او را به یاد دارد با دیدن چهره جدیدش که تقریباً تمام موهایش سفید شده بود ، یکه خوردند.
او هر چند به مدت کمی کمتر از 8 سال نخست وزیر ایران بود ، اما با توجه به این که 20 سال از روزهای قدرت اش می گذرد، بسیاری از ایرانیان او را فراموش کرده اند و نسل جدید نیز او را نمی شناسد.
در داخل ایران گفته می شود اصلاح طلبان با کاندیدایی به میدان آمده اند که برای نسل گذشته ، "فراموش شده" و برای نسل کنونی"ناشناخته" است.(اغلب حزب های مهم اصلاح طلبان از موسوی حمایت می کنند.)
با این حال ، اصولگرایان - که هم اکنون هر سه قوه و نهادهای مهمی مانند رادیو و تلویزیون(در ایران شبکه خصوصی وجود ندارد) و شورای نگهبان(که انتخابات تحت نظر آن برگزار می شود و این شورا مجوز حضور در انتخابات را به افراد می دهد) را درست دارند ، با یک کاندیدا به میدان آمده اند؛ کاندیدایی که امروز بیش از هر چهره سیاسی دیگری در ایران شناخته شده است و به همان میزان که منتقدان سرسختی دارد ، از حامیان پروپاقرص نیز برخوردار است.
محمود احمدی نژاد- که در رشته حمل و نقل و ترافیک دکترا دارد - پیش از ریاست جمهوری ، شهردار پایتخت بود .
او در حدود یک سالی که شهردار بود ، به عنوان نماد خدمت رسانی به شهروندان تهرانی شهرت یافت .
احمدی نژاد در آن ایام ، دست به ابتکار مهمی زد و هر هفته در یکی از مناطق تهران ، دیدارهای مردمی با درهای باز برگزار کرد و بدین ترتیب ، هزاران تهرانی توانستند با امضای او ، مشکلات شان را حل کنند و البته در انتخابات ، به او رأی دهند.
بعدها که "شهردار احمدی نژاد" به " رئیس جمهور احمدی نژاد" تبدیل شد، الگوی دیدار با مردم را به کل کشور تعمیم داد و بدین ترتیب برای اولین بار در تاریخ ایران پدیده ای به نام "سفرهای استانی" شکل گرفت.
چندی پیش ، یکی از وزیران او در روزنامه رسمی دولت نوشت که این سفرها باعث شد بسیاری از کارهای بر زمین مانده در استان ها و شهرهای دورافتاده ، سر و سامان بگیرد و به عنوان مثال به چند پروژه بیمارستانی و فرهنگی در استانی به نام همدان اشاره کرد که کار احداث شان از 15 -20 سال پیش آغاز شده و ناتمام مانده بود ولی مصوبات سفر استانی دولت به این استان ، باعث تکمیل آنها شد.(اشاره این نشریه به سرمقاله صفارهرندی ،وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در ویژه نامه نوروزی روزنامه ایران است.)
البته شاید برای اروپایی ها ، این سوال پیش آید که مگر برای تکمیل و ساخت پروژه هایی مانند بیمارستان لازم است رئیس جمهور رأساً وارد عمل شود؟
این سوال بدین دلیل پیش مطرح می شود که در اروپا و حتی در کشورهایی مانند ژاپن و اخیراً چین ، این افراد نیستند که کارها را پیش می برند ، بلکه سیستم ها به درستی عمل می کنند و مدیران ، عمدتاً سیاستگذاری ، راهبری و نظارت می کنند اما در کشورهای در حال توسعه ، تا مدیران ارشد "عملکرد میدانی" نداشته باشند ،
مدیریت های میانی و سطوح پایین تر ، همواره دچار کندی یا حتی توقف هستند و اتفاقاً یکی از معضلات اقتصاد ایران ، همین پیشرفت بسیار کند پروژه هاست به طوری که اگر مراحل ساخت یک کارخانه در بلژیک مثلاً 5 سال طول بکشد ، تعجب نکنید اگر بشنوید ساخت مجموعه ای کاملاً مشابه آن در ایران ، 15 سال و 25 سال و بلکه بیشتر طول می کشد و حتی گاه ، هنگامی به بهر برداری می رسد که از صرفه اقتصادی افتاده است!
بنابراین ، ادعای وزیر ایرانی را می توان باور کرد و سفرهای رئیس جمهور -که با همه وزیرانش صورت می گیرد - را در حل مشکلات منطقه ای داخل ایران مؤثر شمرد.
این سفرها ، باعث محبوبیت دکتر احمدی نژاد در میان مردمانی شده است که تا پیش از این احساس می کردند "پایتخت" آنها را فراموش کرده است ولی در این سفرها ، در اوج ناباوری دیدند که رئیس جمهور کشور ، حتی به روستای آنها آمد و به دستور او پس از مدتی راه شان آسفالت شد یا وام های عقب افتاده شان دوباره قسط بندی شد و یا کارخانه ای برای خرید شیر و محصولات کشاورزی شان ، بنا گردید.
این ها ، کسانی هستند که به احتمال قوی ، برای برگزیدن گزینه خود از میان کاندیداها ، حتی به دیگران فکر هم نخواهند کرد و روز 12 ژوئن (22خرداد) ،نام احمدی نژاد را در برگه های رأی شان خواهند نوشت.
گذشته از این ، هم اکنون بسیاری از ایرانیان ، به دلیل پیشرفت های این کشور در زمینه انرژی هسته ای ، به خود می بالند و در همان حال ، احمدی نژاد و شجاعت او در برابر غرب را عامل این پیشرفت ها می دانند.
آنها می گویند: اصلاح طلبان ، در مقابل غرب ( و مشخصاً تروئیکای اروپایی) رفتار منفعلانه ای داشتند و این امر
باعث شد تاسیسات اتمی ایران به مدت دو سال پلمپ و دانشمندان هسته ای خانه نشین شوند ولی احمدی نژاد ، پلمپ ها را -که از نظر ایرانیان ظالمانه شمرده می شود - برداشت و سانتریفیوژها را به کار انداخت و هر سال چند خبر خوش هسته ای به مردم داد به گونه ای که در دوران او ، به تقویم رسمی ایران ، روزی به نام "تکنولوژی ملی هسته ای" افزوده شد.
به علاوه محمود احمدی نژاد با جسارتی که در نوشتن نامه تبریک به باراک اوباما ، رئیس جمهور جدید آمریکا از خود بروز داد، نظر بسیاری از ایرانیان هوادار رابطه با آمریکا را به خود جلب کرد.
هم اکنون ، در صد بالایی از مردم ایران ، طرفدار مذاکره با آمریکا و رفع تنش ها با این کشور هستند و معتقدند که اگر قرار باشد از ارتفاع دیوار بلند بی اعتمادی بین واشنگتن و تهران کاسته شود ، تنها کسی که جرأت این کار را دارد احمدی نژاد است.
بنابراین بسیاری از مخالفان احمدی نژاد نیز به او "رأی تاکتیکی" خواهند داد به امید این که بتواند مشکل ایران وآمریکا را یک بار برای همیشه حل کند.
ایران ، جامعه ای است که برغم وجود مظاهر تمدن در آن ، به شدت سنت گرا و مذهبی است .
بسیاری از ایرانی ها ، جمعه هر هفته - که در ایران تعطیل است - به مساجد می روند و نماز جمعه بپا می دارند و در طول هفته نیز در اماکن دیگری که حسینیه یا هیأت نامیده می شود ، آیین های دینی خاصی برگزار می کنند و دعا می خوانند.
حتی ایرانی های فقیر نیز می کوشند کمی از دارایی اندک خود را مصروف این آیین ها کنند.
این افراد که اکثریت قابل توجهی را در ایران به خود اختصاص می دهند، ترجیح می دهند فردی بر سر کار آید که به اعتقادات شان احترام بگذارد و جلوی فساد را بگیرد .
برای آنها ، روابط خارج از عرف دختران و پسران به هیچ وجه قابل پذیرش نیست و یکی از انتقادات آنان به دولت اصلاح طلب خاتمی این بود که با سیاست هایش به فساد در جامعه دامن زد.
اینان نیز در میان کاندیداهای اصلاح طلبان و اصولگرایان ، عمدتاً به کاندیدای گروه دوم رأی خواهند داد، یعنی به محمود احمدی نژاد.
نکته دیگری که نگرانی اصلاح طلبان را باعث شده ، استقبال های صورت گرفته از احمدی نژاد در سفرهای اخیر استانی اش به ویژه در یزد(زادگاه خاتمی) و اصفهان(پایتخت اسبق ایران) است.
تصاویری که در اینترنت منتشر شده ، همگی حاکی از حضور پرشمار جمعیت در آیین استقبال و سخنرانی های عموماً آتشین احمدی نژاد است.
نکته جالب توجه این که منتقدین دولت احمدی نژاد نیز بر اصالت این عکس ها صحه می گذارند و مدعی مونتاژ بودن آنها نمی شوند و تنها نکته ای که بیان می دارند این است که این افراد را "آورده اند".
حتی اگر این سخن اصلاح طلبان نیز درست باشد ، آنها باز هم نگران هستند زیرا چه تضمینی وجود دارد همان کسانی که آورده شده اند ، توسط آورندگان ، تشویق نشوند که به احمدی نژاد رأی ندهند؟
در مقابل ، حامیان دولت می گویند که در دور دوم سفرهای استانی ، احمدی نژاد با استقبال بیشتر مردم مواجه شده است چون آنها با چشمان خود دیده اند که پس از دور اول سفرهای استانی ، استان شان آباد تر شده است.(رئیس جمهور ایران در 4 سال گذشته به هر استان 2 بار سفر کرده است؛ دومین سفر "دور دوم" خوانده می شود.)
به علاوه ، این یک باور عمومی در میان اغلب مردم ایران و حتی منتقدان حزب حاکم است که احمدی نژاد، مرد درستکاری است که از بودجه و ثروت عمومی که عمدتاً از فروش نفت حاصل می شود ، برای خود و اطرافیانش استفاده نمی کند.
همچنین بسیاری بر این باورند که احمدی نژاد ، پرکارترین رئیس دولت در ایران است و واقعاً قصد کار کردن دارد ولی مخالفانش که بسیار هم پرقدرت هستند و مافیایی عمل می کنند ، مدام در کار او اخلال می کنند.
پاکیزگی مالی و اراده کار کردن برای مردم ، دو چیز کمیاب در جهان سوم و کشورهای در حال توسعه است که بسیار از مردم ایران ، این دو را در احمدی نژاد می بینند و ترجیح می دهند به او رأی دهند.
این ها ، بخشی از نگرانی ها اصلاح طلبانی است که در ماه ژوئن ، در یک ماراتن نفس گیر به مصاف احمدی نژادی خواهند رفت که گمان می رود شانس بالایی برای پیروزی داشته باشد ، همانی که در همه سفرهای استانی اش تأکید کرده است که "خسته نیست".
با همه این اوصاف ، همه چیز به ایام منتهی به انتخابات و آشکار شدن رقابت ها به شکل رسمی بستگی دارد و این در حالی است که رئیس جمهور احمدی نژاد اخیراً مسوولان دولتی را از ورود به فعالیت های انتخاباتی منع کرده است.
ژوئن امسال ، در ایران اتفاق مهمی رخ خواهد داد و از هم اکنون خبرنگاران بسیاری از سراسر دنیا ، بلیت سفر به ایران در 12 ژوئن را رزرو کرده اند.
نوشته شده توسط دانشجوي مسلمان در ساعت 10:5 |
لینک
|