تبليغاتX
دردنوشته هاي دانشجوي مسلمان

 شکست ژنرال ها

پس از پنج روز بحث و بررسی و مذاکره های دو تا چند نفره علنی و پنهان نمایندگان مردم با یکدیگر، بالاخره دولت دهم که با رای قاطع ملت انتخاب شده بود ، مستقر شد و آخرین حلقه مردم سالاری دینی در خصوص انتخابات دهم ریاست جمهوری در کشور ما  تکمیل شد. دولت دهم هرچند نتوانست برای تمام اعضای کابینه خود مجوز ورود به هیات دولت رابه دست آورد اما با توجه به طراحی ها و خیزی که برخی برای زمین زدن دولت با استفاده از مجلس هشتم برداشته بودند، همین اندازه هم کار بزرگی بود.

خوشبختانه با هوشیاری دولت و نمایندگان اصولگرای حامی احمدی نژاد که در انتخابات دهم جمع کثیری از آنها با حمایت از احمدی نژاد، اصولگرایی خود را نشان داده بودند، دولت دهم فعالیتش را با سفر به مشهد امام رضا (ع) آغاز خواهد کرد. فرصت بررسی کابینه دولت دهم آخرین تیری بود که برخی در کمان داشتند تا با استفاده از آن بتوانند به هدف حذف و یا تضعیف دولت برسند. 

واقعیت این است که پروژه طراحی شده برای حذف تفکرعدالت طلبانه ای که با دولت نهم آغاز شده، از حدود ده ماه قبل از انتخابات دهم کلید خورد. اولین گام در این خصوص با طرح ایده بزرگنمایی خطر بازگشت اصلاح طلبان به عرصه قدرت به دلیل احتمال کاندیداتوری خاتمی کلید خورد. در این گام آقای هاشمی تلاش کرد تا با طرح شعار نه احمدی نژاد ، نه خاتمی ، فرد دیگری را برای مرحله گذر از بحران عدالت طلبی جا بیندازد، در همین راستا طرح دولت وحدت ملی برسر زبان ها انداخته شد. برای جا انداختن این ایده حتی همایش سی سال قانونگذاری رییس مجلس هم کارگر نشد.

با شکست این مرحله ، تمام توان جریان مقابله با عدالت طلبی برای سرمایه گذاری روی خاتمی و انصراف دیگر کاندیداهای اصلاح طلب به عنوان دومین گام آغاز شد. خاتمی تنها کاندیدایی بود که در میان ژنرال های اصلاح طلبان از سقف رای برخوردار بود. موسوی هندوانه ای دربسته برای اصلاح طلبان و ناشناخته برای جامعه و کروبی عنصری ضعیف و ناکارآمد جلوه می نمود تا جایی که اساسا او را کاندیدای اصلاحات نمی دانستند و گفته می شد کاندیدای اصلاحات یا خاتمی است یا موسوی.

همه مقدمات برای حمایت همه جانبه از خاتمی مهیا بود که سفر احمدی نژاد به یزد و استقبال مردم از یک طرف و سفر خاتمی به شیراز و یاسوج و بوشهر و عدم استقبال مردم از سوی دیگر ، خاتمی را با تردید مواجه کرد. اصرار موسوی برای باقی ماندن در میدان ، این بهانه را به خاتمی داد تا از رینگ رقابت سخت با احمدی نژاد بیرون برود.

موسوی تنها گزینه ای بود که هاشمی می توانست روی آن ریسک کند اما ناشناخته بودن او از یک سو و عدم جذابیت برای نسل جدید از سوی  دیگر کار را سخت می نمود. گام سوم اتخاذ تدابیری برای کاهش رای احمدی نژاد و امید بستن به مرحله دوم انتخابات بود. برای کاهش رای احمدی نژاد باید حمایت اصولگرایان و اجماع این جریان درباره او صورت نمی گرفت که تلاش زیادی در این باره شد.

مهمترین نقطه تمرکز اصولگرایان از سراسر کشور، مجلس شورای اسلامی بود . حمایت فراکسیون اصولگرایان در مجلس می توانست به اجماع احزاب ، گروه ها ، شخصیت های اصولگرا و بدنه استان ها و  عدم حمایت آنها از احمدی نژاد نیز می توانست دقیقا نتیجه ای عکس دهد.

اکثریت قابل توجه فراکسیون اصولگرایان مجلس نه تنها به حمایت از کاندیدای اصولگرا که به حمایت از مصداق آن یعنی احمدی نژاد معتقد بود اما رییس فراکسیون و برخی از شخصیت های آن مانند باهنر که اعتقادی برخلاف داشتند، تمام توان خود را بکار بستند تا این اتفاق نیفتد. از سویی برخی از اعضای نزدیک این فراکسیون مانند کاتوزیان و اکرمی به سوی راه اندازی ستاد اصولگرایان حامی موسوی هدایت شدند و از سوی دیگر لاریجانی و باهنر علی رغم رای اکثریت شورای مرکزی فراکسیون، از اعلام نتیجه تصمیم جمعی و صدور بیانیه طفره رفتند.

کار رسید به آنجا که اصولگرایان مجلس با محوریت حسینیان خود به صدور بیانیه اقدام نمودند و 200 تن از نمایندگان آن را امضا کردند . بیانیه رسمی فراکسیون چند روز مانده به انتخابات صادر شد اما آنقدر بی تاثیر بود که کسی به آن توجه نکرد. این تیر نیز به هدف نخورد و نهایتا جریان اصولگرایی کشور به جز چند نفر از شخصیت های آن به حمایت از احمدی نژاد پرداختند.

وقتی که تمام این تیرها به هدف ننشست، چهارمین گام یعنی انتخاب احمدی نژادی با رای پایین و بدون پشتوانه مردمی ، تنها راه باقی مانده بود. برای این منظور باید اعتماد مردم از او سلب می شد که گزارش دیوان محاسبات از یک سو و سی دی 90 سیاسی از سوی دیگر و تخریب های انتخاباتی دروغ دروغ رقبا کلید خورد. احمدی نژاد اما با عصایی که در مناظره به زمین زد، سحر رقبای خود را باطل کرد. در مناظره با موسوی پرده از نقش هاشمی رفسنجانی و مدیریت سه کاندیدای رقیب توسط وی برداشته شد و آنچه زیر بود و پنهان، رو آمد و آشکار شد تا جایی که دوباره ورق برگشت .

گام پنجم چیزی نبود جز اسم رمزی که می توانست برای جریان مقابل عدالت طلبی ، راه نجات باشد. نامه به رهبری و خبر از ظهور آتش احزاب که دودش سه روز مانده به انتخابات از یک سو و کمیته صیانت از آرا چاشنی اسم رمز تقلب شد. مشارکت حداکثری با هشتاد و پنج درصد حضور و رای بالای احمدی نژاد همه نقشه ها را برآب کرد. آتش احزاب که توسط آقای هاشمی وعده داده شده بود، خیلی زود با خطبه های نماز جمعه رهبری خاموش شد و صف مردمی که می پنداشتند تقلبی صورت گرفته از صف اغتشاشگران حزبی و تشکیلاتی که با آن سوی مرزها پیوند خورده بودند، جدا شد. مقاومت رهبری در برابر راهکارهای غیر قانونی  از سویی و روشنگری نهادهای قانونی و رسانه های اصولگرا از سوی دیگر به همراه حضور قدرتمند سپاه و همکاری نهادهای امنیتی دیگر،  انقلاب مخملی را در نطفه خفه کرد.

از این جا به بعد دیگر فقط می توانستند به تضعیف جایگاه رییس جمهور دل ببندند. تلاش برای ابطال انتخابات و تاخیر در برگزاری مراسم تنفیذ و تحلیف ، ششمین گامی بود که آزموده شد . برخی تحریم کردند و نیامدند و برخی در صحت آن تشکیک کردند اما هر دو مراسم با قوت و قدرت تشکیل شد و به تعبیر رهبری از جمله مراسم های پرشکوه سال های اخیر شد. همه تیرها برای به شکست کشاندن جریان عدالت طلبی مبتنی بر ولایت به سنگ خورد و ماند آخرین تیری که می شد در کمان قرار داد.

آخرین تیر اما به عنوان گام هفتم از کمان مجلس باید رها می شد. هدف اول عدم به رسمیت یافتن کابینه و هدف بعدی کابینه ای لب مرزی با حداقل اعضا یعنی با چهارده وزیر (دو سوم) بود. لابی های زیادی صورت گرفت ، ولایت ستیزانی که در انتخابات دهم با تشکیل ستاد رسمی به حمایت از موسوی پرداخته بودند ، به ناگهان ولایتمدار شدند! شعار هر وزیری که نامه به رهبری را امضا نکرده ، نباید رای بیاورد و طرح ناکارمدی برخی دیگر از وزرا و بهانه هایی از این دست هر روز دهان به دهان در مجلس می چرخید. باید بین پنج تا هشت وزیر پیشنهادی رای نیاورند، این جمله ای بود که برخی از ژنرال های مجلس که داغ نتیجه انتخابات دهم را به دل داشتند در جلسات خود بر زبان می آوردند. 

بلندگوهای مسجد ضرار هر روز اذان و اقامه تقابل مجلس و دولت را سر می دادند تا بلکه فضای مجلس را تغییر دهند بنابراین کردند آنچه می توانستند و نوشتند آنچه می خواستند، حتی جلسه سه ساعته برخی صاحب نامان اصولگرای مجلس با هاشمی رفسنجانی در روز جمعه گذشته نیز کارگر نشد ! اکثریت مجلس به  کابینه احمدی نژاد اعتماد کرد و نشان داد که تحت تاثیر برخی ژنرال های مجلس نیست و مستقل تصمیم می گیرد. حتی اگر نبود اصرار آقای احمدی نژاد بر معرفی وزرای زن و حذف گزینه هایی مانند علی احمدی و مصری، این دو وزارتخانه نیز از دروازه مجلس عبور می کرد. جالب اینجاست که دولت احمدی نژاد تنها دولتی بوده است که در طول سی سال گذشته برخی از وزرای پیشنهادی آن بدون مخالف بوده اند و الا در تمام هشت دولت گذشته، وزرای پیشنهادی با مخالفین جدی ای در مجلس مواجه شدند.

اکنون بر خلاف آنچه تریبون های ضد انقلاب و رسانه ها و روزنامه های داخلی آن تبلیغ و ترویج می کردند، مجلس به کابینه احمدی نژاد رای داد و قطعا به زودی به سه وزیر پیشنهادی دیگر نیز رای خواهد داد. از این پس وقت آن است که دولت دهم همچون شیوه نیکوی دولت نهم، بی توجه به سنگ اندازی های آینده، تمام توان خود را برای پیگیری و رفع مشکلات مردم بکار گیرد و از یاد نبریم که رهبری معظم انقلاب بارها فرموده اند که بهترین راه مبارزه با دشمنان ، کار برای مردم است .  

حمید رسایی / نماینده مردم تهران

نوشته شده توسط دانشجوي مسلمان در ساعت 13:30 | لینک  | 
 

راه رجا بسته نيست احمدی نژاد ومیرحسین به کجا میروند ؟ مگر مسلمانان نمي بينند كه از يك طرف اسلام اشرافيت ، اسلام ابوسفيان ، اسلام ملاهاي كثيف درباري ، اسلام مقدس نماهاي بي شعور حوزه هاي علمي ودانشگاهي ، اسلام ذلت ونكبت ، اسلام پول وزور ، اسلام فريب وسازش واسارت ، اسلام حاكميت سرمايه وسرمايه داران بر مظلومين وپابرهنه ها و دريك كلام اسلام آمريكايي را ترويج مي كنند و از طرف ديگر سر برآستان سرور خويش آمريكاي جنايتكار مي گذارند .                              ما مظلومان هميشه تاريخ ، محرومان وپابرهنگانيم ، ماغير از خدا كسي رانداريم واگر هزار بارقطعه قطعه شويم دست از مبارزه با ظالم برنمي داريم                              امروز جنگ حق و باطل ، جنگ فقر وغنا ، جنگ استضعاف واستكبار و جنگ پا برهنه ها و مرفهين بي درد شروع شده است. .                              جنگ ما جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نمي شناسد و ما بايد در جنگ اعتقاديمان بسيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم                               مبارزه با رفاه طلبي سازگارنيست و آنها كه تصور مي كنند مبارزه در راه استقلال وآزادي مستضعفين ومحرومين جهان با سرمايه داري ورفاه طلبي منافات ندارد با الفباي مبارزه بيگانه اند و آنهايي كه تصور مي كنند سرمايه داران ومرفهان بي درد با نصيحت و پند واندرز متنبه مي شوند و مبارزان راه آزادي پيوسته و يا به آنان كمك مي كنند آب در هاون مي كوبند.                              ما بر سر شهر ومملكت با كسي دعوا نداريم ، ما تصميم داريم پرچم « لااله الا الله » را بر قلل رفيع كرامت وبزرگواري به احتزازدرآوريم .                              اسلام موانع بزرگ داخل وخارج محدوده خود را يكي پس از ديگري برطرف و سنگرهاي كليدي جهان را فتح خواهد كرد .                              اين وظيفه اوليه ما و انقلاب اسلامي ماست كه در سراسر جهان صلا زنيم كه اي خواب رفتگان ، اي غفلت زدگان بيدار شويد وبه اطراف خود نگاه كنيد كه در كنار لانه هاي گرگ منزل گرفته ايد برخيزيد كه اينجا جاي خواب نيست و نيز فرياد كشيم ، سريعا قيام كنيم كه جهان ايمن از صياد نيست .                              ما مظلومان هميشه تاريخ ، محرومان وپابرهنگانيم ، ماغير از خدا كسي رانداريم واگر هزار بارقطعه قطعه شويم دست از مبارزه با ظالم برنمي داريم .                              من با اطمينان مي گويم اسلام ابر قدرتها را به خاك مذلت مي نشاند                              ما اين واقعيت و حقيقت را در سياست خارجي و بين الملل اسلاميمان بارها اعلام نموده ايم ، كه در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده ،و هستيم حال اگر نوكران آمريكا نام اين سياست را توسعه طلبي و تفكر تشكيل امپراطوري بزرگ ميگذارند، از آن باكي نداريم و از آن استقبال ميكنيم.                               ما مي گوييم تا شرك وكفر هست مبارزه هست وتا مبارزه هست ما هستيم