« افراد استعدادهاي يكساني ندارند ، كارآفرينان خلاق ، اگر تامين نشوند به خارج از كشور فرار مي كنند ،اما80% درصدمردم كه به جايي نمي توانند بروند ، ما بايد جلوي مهاجرت افراد با استعداد را بگيريم . اين اختلاف درآمد طبيعي است ، ما بايد تبعيض را به عنوان يك واقعيت بپذيريم . توسعه برعدالت اجتماعي مقدم است .بايد كشور درامدي داشته باشد تا آن را ميان مردم تقسيم كرد...» ( حسين مرعشي ،هفته نامه سياست ،20/06/13 )
اين عبارت تنها گوشه اي از مجموعه تفكراتي است كه طي سالهاي بعد از جنگ تا همين چند سال پيش بر كشور( خصوصا عرصه هاي اقتصادي كشور) ومقدرات آن تسلط كامل داشته است .
حالا ديگر عدالت ، كلمه خنده داري به نظر ميرسد . چرا خنده دار به نظر نرسد در حالي كه در نظرعدالت شيعي وعلوي واقتصاد اسلامي را به رخ جهانيان مكشيديم وآنها در عمل ، زير لب به ما ميخنديدند . چون كه مي دانستند و مي ديدند اين تنها و تنها يك بلوف بزرگ است واين متخصصين توسعه طلب !! دل در گرو سياستهاي اقتصادي بانك جهاني وصندوق بين المللي پول دارد و مراجع بزرگ تقليد اقتصاديشان كساني نيستند جز اسميت ، كانت ، كينز ، فريدمن وغيره ...

سخن از دين آورديم و پشت پرده مصلحت انديشي ، بهره وسود وربا را ازشير مادر حلالتر خوانديم !
پرچم دين را برآورديم و زير آن پرچم وعلم ، سنگ سرمايه داري و ليبراليسم اقتصادي را به سينه زديم !
داد عدالت زديم و در زير بال وپر سرمايه داران ملون صفت ، رانت خواران عافيت انديش ، زرسالاران رفازده و شاد خواران محتكر، پرورانديم !
و اين همه نه در خفا ، بلكه در آشكارا اتفاق افتاد ونه تنها پشيمان ، بلكه بدان فخر نيز ميفروشند!!!
وجالبتر ودردناكتر اينكه ، ما در حالي كه از مرض بي عدالتي و تبعيض رنج ميبرديم ، در به در براي مرهم اين زخم به دنبال توسعه سياسي وجامعه مدني ،عقلانيت اجتماعي و غيره بوديم .
گرفتاري ما آنجا بود كه نفهميديم دوايمان توسعه سياسي است يا جامعه مدني ؟ نفهميديم مردم

آزادي را مي خواهند يا نان شب ؟
اشتغال را بيابيم يا زندانيان سياسي را ؟
فرهنگ ازدواج را پويش دهيم وبه سرانجام برسانيم يا به گفتگوي تمدنها بنشينيم ؟
فقر ونداري وفلاكت را چاره سازيم ، يا روزنامه وجريده را فراوان كنيم تا بازار هوچي گري و ژورناليستي را رونق ببخشيم ؟
شكافت طبقاتي و تبعيض را پاسخ دهيم يا شروع به راه اندازي ngo يا سازمانهاي مردم نهاد !! براي به حاشيه بردن دين و مجامع ديني همت گماريم ؟
به داد مردم و گرفتاريشان بپردازيم ، يا نوكري غرب و سرمايه داري را بكنيم ؟
با فساد ورانت ورشوه مبارزه كنيم يا مدام از صندوق بين المللي پول وبانك جهاني وام بگيريم ؟
اصلا اين عدالت است كه سياستهاي ديگر نظام را تنظيم ميكند يا نه ، عدالت براساس سياست هاي نظام ، تنظيم ميشود؟
رونق اقتصادي وتوسعه و رشد ملي مهتر است يا اجراي عدالت ؟

حكومت به درآمد بيشتر زنده است. درآمد بيشتر ،توليد بالاتر مي خواهد . توليد بالاتر، تجميع سرمايه وقدرت سرمايه داري مي خواهد. قدرت سرمايه داري يعني جمع شدن ثروت در يكجا و حكومت موظف است اين سيكل را رعايت كند . آيا عدالت به سرانجامي مي رسد ؟
آيا مي شود ربا خورد وعدالت را اجرا ساخت ؟
آيا ميشود سرمايه داري را تبليغ كرد و آميخته به عدالت شد ؟
آيا ممكن است ساختار اقتصادي ، غربي وليبرال باشد و اقتصاد عدالت محور پياده شود؟
آيا با تئوري هاي اقتصاد غربي ، اجراي عدالت ممكن است ؟
هدف از اجراي عدالت ، پايداري حكومت است يا هدف از حكومتداري ،عدالت ؟
ودهها سوال بي پاسخ ديگر!؟؟

ولي هنوز روزنه هايي از نور واميد باقيست. وبا روي كار آمدن دولت عدالتخواه اميد در دلها براي قطع دست مفت خوران و اراذل اقتصادي و زالوهاي خون آشام ملت دوچندان شده است.وبازسازي اين بنا برمبناي عدالت شيعي وعلوي نيز ، حركتي انقلابي و جهادي خستگي ناپذير را مي طلبد و ساختار شكني اين مجموعه نيز، مملو از اتهامات و ايستادگي هاست .
به اميد، اميد همه عداتخواهان جهان حضرت حجت المنتظر (عج)