بازخوانی غائله کوی دانشگاه تهران
بازي خطرناك چگونه كليد خورد!؟
مطرح شدن اصلاحیه قانون مطبوعات در مجلس پنجم ، یکی از دلایل حادث شدن غائله کوی دانشگاه بود . تجدیدنظرطلبان که مطبوعات زنجیره ای را با کارکرد چندگانه به مهمترین ابزار استحاله وفروپاشی تبدیل کرده بودند، با تصویب قانون مذکور ، خود را ناکام می دیدند . ازاین رو برای پیشبرد پروژه استحاله حاکمیت دینی می باید به هرشیوه ممکن ، مانع مصوب شدن آن می شدند
یک روز پس از مطرح شدن اصلاحیه قانون مطبوعات در مجلس شورای اسلامی ، روزنامه سلام ، سند محرمانه ای منتسب به وزارت اطلاعات را منتشر کرد وبا تیتر بزرگ نوشت :« سعید اسلامی پیشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است (۱
انتشار این نامه توسط روزنامه سلام ، تعجب همگان را برانگیخت . روزنامه نشاط - ارگان غیر رسمی نهضت آزادی - دراین باره نوشت :
« خطر ریسک ( انتشار نامه محرمانه وزارت اطلاعات ) به اندازه ای بود که حتی سعید حجاریان نیز صلاح را درآن دانست که چنین بازی خطرناکی را به موسوی خوئینی ها بسپارد ... سعید حجاریان به سردبیرانش توصیه کرده بود که فتیله را پایین بکشند و اگر خبری یا نامه ای افشاگرانه در دست دارند ، آن را به همکاران دیگری که احتمالا حاشیه امنیتی قوی تری دارند بسپارند » (2
به صحنه آوردن مدیر مسئول روزنامه سلام - آقای موسوی خوئینی ها- با هدف ایجاد هزینه ای غیر قابل پرداخت و درنتیجه عدم تصویب اصلاحیه قانون مطبوعات صورت پذیرفت . اما با شکایت وزارت اطلاعات و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی ، پرونده اتهامی وی به دادگاه ویژه روحانیت ارجاع داده شد و با احتساب حکم تعلیقی سال 1372 ه.ش (3) روزنامه سلام تا تعیین تکلیف نهایی تعطیل شد .
تجدید نظر خواهان هواخواه لیبرالیسم که با اعلام حکم توقیف روزنامه سلام دچار غافل گیری شده بودن ، به فرافکنی وتهدید مبادرت ورزیدند . روزنامه های زنجیره ای به طور هماهنگ ، تعطیلی روزنامه سلام را مهمترین سوژه خبری و تیتر خود قرار دادند و از آن به عنوان « اقدامی غیرقانونی » ، « مقابله با دولت » و « مخالفت با وتوسعه سیاسی » یاد کردند .
روزنامه نشاط با عبارت معناداری در زیر تصویر مدیر مسئول روزنامه سلام نوشت :
«
آیا محافظه کاران هزینه به صحنه درآوردن آقای موسوی خوئینی ها را محاسبه کرده اند ؟ » (4)
روزنامه صبح امروز - با مدیر مسئولی سعید حجاریان - در نخستین روز توقیف روزنامه سلام تصریح کرد :« باید به یاد داشته باشیم که بازی دموکراسی ، اگر چه بازی نامیده می شود ، ولی اگر قواعد آن را بپذیریم دیگر بازی نیست . رای مردم به جمهوری اسلامی ، رای به قواعد دموکراسی است و اگر این قاعده چه در مطبوعات و چه در انتخابات در هم شکسته شود
آنگاه سیاست ورزی به پایان می رسد ». (5)
همچنین آقای « مصطفی تاجزاده » در مورخه 17 تیر ماه 1378 ه.ش - یک روز پیش از واقعه کوی دانشگاه -در سخنانی در جمع اعضای دفتر تحکیم وحدت از روزنامه سلام به عنوان خط قرمز یاد میکند و از اعضای این تشکل دانشجویی می خواهد که برای رفع توقیف از این نشریه اقداماتی انجام دهند.
در ادامه این روند ، یکی از روزنامه های زنجیره ای در روز پنج شنبه ( 17 تیرماه ) خبری را منتشر ساخت که از اجرایی شدن یک سناریو (6) در روزهای آتی حکایت می کرد . روزنامه نشاط نوشت :
« صاحب نظران بر این باورند که ورود به قلعه فتح شده چپ گرایان یک ریسک خطرناک برای محافظه کاران است ...ناظران پیش بینی می کنند که طی روزهای آینده ، دفتر تحکیم وحدت و بدنه اجتماعی مدافع جناح چپ ، وارد صحنه شوند .» (7)
« تجمع نخستین در کوی دانشگاه از چند طریق شکل گرفت. ابتدا فرخ شفیعی - یکی از افراد نزدیک و مرتبط با مدیریت وقت کوی دانشگاه آقای ک - به همراه چند نفر دیگر ، در حالی که تراکت و پلاکاردهایی در دست داشتند به بهانه توقیف روزنامه سلام و محکومیت طرح اصلاح قانون مطبوعات ، در محوطه کوی دانشگاه تجمع می کنند و با سر دادن شعارهایی تحریک آمیز خواستار اجتماع دانشجویان مستقر در خوابگاهها می شوند.در همین حال عناصری از انجمن اسلامی دانشگاه علوم پزشکی تهران با حضور در خوابگاه گلستان ، دانشجویان را به شرکت در این تجمع ترغیب می نمایند. در ساعت 21:30عده ای مشکوک از بیرون محوطه کوی خود را به خوابگاهها رسانده و پس از برگزاری جلسه کوتاه ، به حیاط کوی آمده و شعارهایی بدین مضمون شرح می دهند:« طرح سعید امامی ملغی باید گردد» . در این زمان بازپس گیری شکایت وزارت اطلاعات علیه روزنامه سلام ، انگیزه و روحیه دو چندانی را در افراد فوق ایجاد می کند. با گذشت دقایقی و درحالی که ممانعتی برای خروج معدود تجمع کنندگان از کوی صورت نمی گیرد ، اجتماع کنندگان از کوی خارج شده ، به سمت خیابان کارگر حرکت می کنند و در این میان افرادی مشکوک با شعارهای تحریک کننده ضد نظام وپرتاب سنگ ، جو را ملتهب می نمایند . باتحریک عوامل انتظامی و وادار کردن آنها به اشتباه و طبق برنامه از پیش طراحی شده ، در زمانی کوتاه تجمع و راهپیمایی به شورش ضد امنیتی تبدیل می شود . درحالی که مدت زمان حضور نیروی انتظامی در محوطه کوی دانشگاه بین 12 تا 20 دقیقه اعلام شده است ، مسولان کوی از وارد آمدن خسارات به 18 اتاق خبر دادند . همچنین گفته می شود پیش از ورود عوامل انتظامی ، صدای شکستن شیشه ها از محوطه کوی به گوش می رسیده است . با این توضیحات به نظر می رسد به اتش کشیده اتاق ها ، بیرون ریختن اثاثیه های داخل اتاق ها ، تخریب کیوسک های تلفن و...از سوی عوامل مشکوک و با هدف فجیع جلوه دادن صحنه حادثه صورت گرفته باشد -»....
در روز جمعه 18 تیر ماه با انتشار شایه ای مبنی بر کشته شدن پنج دانشجو (8) ایجاد حساسیت های کاذب و ذهنیت های دروغین ، فاز مشروعیت قهقرایی این پروژه کلید خورد . درهمین ارتباط و از روز شنبه ، 19 تیر ماه رسانه های بیگانه و روزنامه های زنجیره ای با جنگ روانی گسترده ، عملیات تضعیف وبی اعتبارسازی پایه های اقتدار نظام و ارزشهای الهی آن را در دستور کار خود قرار می دهند . نشریات تجدید نظرطلب و معاند با تیترهای جنجالی و تشنج آفرین و انتشار اکاذیب و اخبارغلط ، نقش انکار ناپذیری در جا به جایی و فریب افکار عمومی و شکل گیری حوادث بعدب ایفاء نمودند .
روزنامه خرداد در تیتر صفحه اول خود نوشت :
« کوی دانشگاه تهران به خاک و خون کشیده شد » (8)
روزنامه نشاط نیز در تیتر صفحه اول خود ار درگیریهای خونین در خوابگاه دانشگاه تهران خبر داده ، به نقل از دفتر تحکیم وحدت ، یک هفته عزای عمومی - برای کشته های خیالی - اعلام کرد .
هواخواهان لیبرالیسم در ادامه فاز مشروعیت قهقرایی و بی اعتبار نمودن ارزشهای الهی نظام ، به صورن استظهاری چنین القاء می کردند که « حمله به کوی دانشگاه با دستور رهبری صورت گرفته است » (9) وتاکید داشتند که « باید فضای روی رهبری سنگین شود تا ایشان وادار به عذرخواهی گردد » (10) اگر چه با هدایت ودرایت امام گونه رهبری انقلاب اسلامی و حضور میلیونی وحماسی مردم در 23 تیر ماه ، این پروژه عظیم خنثی شد ، طراحان و کارگزاران این پروژه - همانند سناریوی پیشین - با جنگ روانی رسانه ای و بهره گیری از مصونیت های آهنین ، خود را استتار کرده ، با دادن نشانی غلط ، کوشیدند اذهان را گمراه کنند .
این حادثه از چند منظر شایان بررسی و تحلیل است .
الف : سناریوی براندازی
از آنجا که حادثه بسیار ناگهانی روی داد ، با برانگیختن حس تالم و تنفر در مردم - به ویژه دانشجویان- فرآیند براندازی نظام دینی را عملیاتی می کرد . هانتینگتون در این خصوص می نویسد :
« نارضایتی نهایی وقتی آشکار می شود که واقعه ای ناگهانی از ضعف ( بی اعتبار شدن) رژیم پرده بر گیرد ... واقعه ای ناگهانی لازم بود که این نارضایتی را تبلور بخشد و علنی سازد .» (11)
وی با اشاره به این که « دانشجویان» مخالفان جهانی هستند و آنها با هرگونه رژیمی در جامعه خود مخالفند ، محیط های دانشجویی را یکی از بسترهای منماسب برای پیدایش حادثه ناگهانی معرفی می کند و آنگاه درباره تاثیر واقعه ناگهانی در شکل گیری امواج اجتماعی می نویسد :
« حکومت های سرکوب گر با « قدرت مردم » به زیر کشیده می شوند . انبوه مردمی که از خشم وکین به جنبش درآمده اند ، خواستار تغییر رژیم می شوند و هر گاه لازم باشد آن را به زور می طلبند . » (12)
به دنبال شکل گیری اقدامات فتنه جویانه در ماجرای کوی دانشگاه ، مقامات آمریکایی و صهیونیستی رسما از آشوبگران حمایت کردند . سخنگوی کاخ سفید در یک اقدام شتاب زده ، آشوبگران را حامی آزادی و ارزش های دموکراتیک خواند و تصریح کرد که تحولات به روند دموکراسی در ایران کمک می کند . بارم - نخست وزیر وقت رژیم اشغالگر قدس - اعلام کرد :« بحران در ایران می تواند باعث تحولی عظیم در روند صلح شود و شرایط بهتری را برای اسرائیل به وجود آورد.موضع گیری صریح وجانبدارانه مقامات کاخ سفید در قبال واقعه کوی دانشگاه - آن هم به گونه ای رسمی و همراه با ذوق زدگی - از عملیاتی شدن سناریوی از پیش طراحی شده و براندازانه روایت میکند ؛ زیرا در غیر این صورت ، حمایت یک قدرت خارجی با آن همه ابزار و توانمندیهای اطلاعاتی از یک روند ناشناخته ،منطقی ومعقول به نظر نمی رسد.
ب- رسیدن به مطالبات غیر مشروع باندی وجناحی
تجدید نظر طلبان - خروج کردگان از آرمان واندیشه های امام خمینی و عدول کردگان از اصول وارزش های انقلاب اسلامی - که تا پیش از این می کوشیدند با تکیه بر تئوری فشار از پایین ، چانه زنی از بالا خاکریزهای استحاله را پیش بردند ، با نقش آفرینی در ماجرای کوی دانشگاه تلاش کردند به مطالبات غیر مشروع باندی و جناحی خود برسند . آنا برای رسیدن به مطامع و مقاصد مورد نظرشان ، حتی حاضر شدند امنیت ملی رانیز قربانی کنند . از این رو در نگاه دوم ، سناریوی کوی دانشگاه خواب تعبیر نشده هواخواهان لیبرالیسم بود که با ایجاد زمینه های ذهنی آن و سوءاستفاده از احساسات وعواطف دانشجویی ، سهم خواهی از نظام دینی را در سر می پروراندند.
« سعید حجاریان » در آغاز سال 1378ه.ش تصریح می کند :
« تجربه گذشته و به ویژه در یکی دو سال اخیر ، نشان می دهد که هر گاه جبهه دوم خردادبا امری به طور جدی و گسترده مخالفت ورزیده است ویا چیزی را خواسته اند، به شرط آن که مبارزه تبلیغاتی موثری نیز درباره آن شده باشد به نتیجه رسیده اند ؛ آخوندها ومراجع ،آشکارا حدودی برای خود تعیین کرده اند که گذشتن از آنهارا خطرناک میدانند. جبهه دوم خرداد باید این حدود را بشناسدو کشف کند و فراتر بود و تجارب اخیر را تکرار کند .
اگر مقاومت دوم خرداد جدی و پردامنه باشد، آنان در وضع دفاعی قرار می گیرند و وادار به امتیاز می شوند ... به شرط آنکه جبهه دوم خرداد نترسد وبیشتر بخواهد » (13)
ج - مشروعیت قهقرایی
پروژه کوی دانشگاه - به عنوان یکی از سناریوهای مشروعیت قهقرایی- با هدف سلب مقبولیت عامه از نظام دینی و تضعیف وبی اعتبار ساختن ارکان و پایه ای اقتدار آن ، طراحی و به فاز اجرا منتقل شد . هواخواهان لیبرالیسم که پیش از این با ایجاد انفعال در ساختار امنیتی ، سعی داشتند این سیستم را درخدمت اهداف تجدید نظر طلبانه خو قرار دهند ، در پروژه جدید نیز مترصد تغییرات اساسی و ناکارآمد ساختن نیروی انتظامی بودند .دراین خصوص « سعید حجاریان » پیش از واقعه کوی دانشگاه اذعان داشته بود :
« باید در گامهای بعدی به سراغ مدیریت سپاه ، نیروی انتظامی و صدا وسیما برویم ...ساختارهای فعلی این دو نیرو آنها را به مانعی بر سر راه توسعه سیاسی تبدیل کرده است .»(14)
تسخیر مراکز قانون گذاری وانتقال عملیات استحاله به مرحله قانونی از دیگر اهداف اصلاح طلبان هواخواه لیبرالیسم در پروژه کوی دانشگاه بود . تجدید نظرطلبان بر این باور بودند که با القای ذهنیت غلط به دانشجویان وجداسازی آنان از نظام دینی ، این گروه مرجع اجتماعی را به عنوان پیاده نظام در اختیار عملیات جابه جایی افکار عمومی و کسب نتیجه مورد نظر در انتخابات آتی قرار می دهند.
2- روزنامه سلام 1378/4/15
3-روزنامه نشاط 1378/4/15
4- براساس این حکم آقای موسوی خوئینی ها - مدیرمسئول روزنامه سلام- به ئلیل بیش از چهل مورد تخلف ، به سه سال محرومیت از مسئولیت مطبوعاتی محکوم شد ، ولی این حکم به تعلیق درآمد .
5- روزنامه نشاط 1378/4/17
6- روزنامه صبح امروز1378/4/17
8 - روزنامه نشاط 1378/4/17
9- نقل خبری از قول خانم (ص.و)در شورای عمومی یکی از دسته های دانشجویی بر اینکه « من خودم اجساد چند نفر کشته شدگان را دیدم و پنج نفر هم در کما هستند » به احساس گرایی افراطی آنان منجر شد .
10- روزنامه خرداد1378/4/19
11- تجدید نظر طلبان در ماجرای قتلهای زنجیره ای نیز چنین القاء می کردند که این اقدامان با دستور رهبری صورت گرفته است
12- شعار « فرمانده کل قوا پاسخگو پاسخگو» ناظر بر عملیاتی شدن این خط القایی است
13- موج سوم دموکراسی ، ساموئل هانتینگتون ص 160
14- همان ص 162
15- نشریه گزیده اخبار شماره 22 ص23
نوشته شده توسط دانشجوي مسلمان در ساعت 11:47 |
لینک
|